فدراسیونی که خود تحمل انتقاد را ندارد و نمیتواند یا بهتر بگوییم نمیخواهد با مدیران متخلفش برخورد کند، چگونه میخواهد نظم و آرامش را به مسابقات لیگ فوتبال بازگرداند؟ این سؤال مهم این روزهای علاقهمندان به فوتبال در برابر برنامه مهدی تاج و همفکرانش در فدراسیون فوتبال است که حتی حاضرند تا اجرایی شدن این برنامهها برگزاری لیگ را به تعویق بیندازند.
مهدی تاج صراحتاً عنوان میکند که پای برگزار نکردن مسابقات ایستاده و میخواهند زیرساختها و بدیهیترین اصول برپایی مسابقات جهت نظم بخشیدن به لیگ و جلوگیری از اتفاقات تلخ فصل پیش فراهم شود، اما همزمان خودش در برابر احکام کمیته اخلاق در خصوص مدیران متخلف و مسبب اتفاقات فصل پیش سکوت کرده و با به میدان فرستادن معاونان و مشاورانش عملاً در برابر این احکام درست موضعگیری میکند.
کدام رفتار را باید قبول کرد؛ تأکید جناب رئیس به مقررات، پیگیری و سروسامان گرفتن لیگ با نظم و ترتیب یا چشمپوشی واضح او از تخلفات مدیران و زیردستانش را؟!
واقعیت این است که فدراسیون فوتبال این روزها در برابر خودش قرار گرفته و بخشی که میخواهد مجری قانون و نظم و برخورد با متخلفان باشد به شدت از سوی هیئت رئیسه مورد حمله قرار میگیرد. فوتبال علیه فوتبال، بنابراین نباید از چنین فدراسیونی توقع کار اصولی و درست داشت. فدراسیونی که حتی حرفها و برنامههای خود را هم زیر سؤال میبرد. نمونهاش همین اردوهای خارجی تیمها، همین دستدرازی بیقید و شرط به بیتالمال و دست کردن در جیب مردم. این فدراسیون چگونه میتواند برای نظم بخشیدن به لیگ و سامان دادن به زیرساختهای آن برنامه داشته باشد، وقتی در بدیهیترین مسئله که برخورد با متخلفان است، اینگونه مقابل خودش قرار میگیرد.
مشکل اینجاست که آقایان اجرای قانون را میپسندند، اما تا وقتی که پای مصالح خودشان در میان نباشد. برخورد با تخلف را قبول دارند، اما فقط تا زمانی که نامی از خودشان در بین نباشد که در غیر این صورت حتی مقابل خودشان هم میایستند. کمیته اخلاق فدراسیون فوتبال این روزها درست همان کار برنامهریزی شده از سوی فدراسیون را انجام میدهد و در همان راهی گام برمیدارد که قرار است مهدی تاج و بقیه هم برای ساماندهی اوضاع فوتبال در آن قدم بگذارند، اما، چون این کمیته سراغ سرمنشأ ماجرا رفته و یقه مدیران متخلف را گرفته، حالا به آقایان برخورده، والا وقتی همین کمیته حکم به عدم حضور لیدرها در ورزشگاه را داد، آقایان متهم امروز با بهبه و چهچه از حکم استقبال کردند و حتی پا را فراتر هم گذاشتند و رأی به انحلال کانون هواداران باشگاهها دادند، ولی امروز اوضاع متفاوت است.
امروز فوتبال علیه فوتبال ایستاده، چون فقط یک قسمت این فدراسیون پرحاشیه و پرتخلف کارش را درست انجام میدهد. کمیته اخلاق برخلاف تصورات آقایان که میخواهند حتی احکام آن را خودشان صادر و اعلام کنند بهصورت مستقل عمل میکند، حکم میدهد و آن را اعلام میکند. این درست نکتهای است که با سلیقه هیئت رئیسه فدراسیون فوتبال و آنها که بیشترین نقش را در حاشیهها و اتفاقات تلخ فصل پیش داشتهاند همخوانی ندارد. بنابراین بیهوده نیست که مقابل احکام آن قدعلم کنند و یکدیگر را با مستمسک قرار دادن امور شرعی، عرفی و اخلاقی از اتهامات کمیته اخلاق مبری بدانند. فدراسیون فوتبال این روزها در دوگانگی مطلق گرفتار شده است. از یک طرف برای نظم بخشیدن به فوتبال برنامهریزی میکند و از طرف دیگر خودش مقابل کمیتهای که وظیفهاش رسیدگی به اخلاقمداری در فوتبال است، قدعلم میکند و به حمایت از مدیران متخلفش میپردازد. در چنین شرایطی نباید توقع داشت که کار فوتبال سروسامان بگیرد، چون آنها که خود برنامهریز این انسجام خیالی هستند از همه قانونشکنتر و قانونگریزتر هستند.