کد خبر: 925510
تاریخ انتشار: ۱۷ شهريور ۱۳۹۷ - ۱۱:۵۲
گفت‌وگو با هنرمند جوانی که سال‌هاست در روستا تدریس می‌کند
الهام کاظمی
جوان آنلاین: «میلاد نیکو» آنقدر خوب توانسته با بچه‌های روستا ارتباط برقرار کند و آنقدر خوب صحبت می‌کند و برایمان دلیل می‌آورد که می‌تواند در یک روستا کار کند و از بودن و زندگی کردن در آن لذت ببرد که با شنیدن صحبت‌ها و دیدن عکس‌هایش در دلمان می‌گوییم کاش جای او بودیم.
 
او گرافیست است و آنطور که می‌گوید نمی‌تواند از هنر دست بکشد، اما ۶، هفت سالی می‌شود که به بچه‌های روستا‌های محروم کرمانشاه درس می‌دهد. وارد صفحه شخصی اینستاگرامش که می‌شوی، خود را به عنوان معلم روستا به شما معرفی می‌کند، طوری از دانش‌آموزانش عکس گذاشته است که دیگران از فرزند دردانه‌شان عکس می‌گذارند. عکس‌ها پر از شادی، امید و زندگی است. عکسی از اولین دانش‌آموزش در اینستاگرامش گذاشته و نوشته است: «هیچ‌وقت یادم نمیره توی اون مدرسه که از روستا کمی فاصله داشت و چسبیده به قبرستان بود، تنهایی چه شب‌هایی رو صبح کردم و هر صبح حسین با یه نان داغ میومد در مدرسه رو می‌زد و من بخار داغ‌رو می‌دیدم که از روی نان بلند می‌شد و نسیم خنک و صدای گنجشک‌ها به من می‌گفت که زندگی به همین زیباییه که می‌بینی و چیزی برای ترسیدن نیست، حتی شب‌ها در کنار قبرستان.»

نیکو متولد سال ۶۷ است و مثل اغلب دهه شصتی‌ها خاطرات خوبی از دوران تحصیل خود ندارد. او می‌گوید که آن زمان معلم‌هایش به دلایل مختلف و پیش‌پاافتاده دست روی بچه‌ها بلند می‌کردند و اصلا کتک‌زدن یکی از رسم و رسوم مدرسه‌ها بود و همیشه رفتن به مدرسه برایش کابوس بود. او به دلیل همین خاطرات بدش هیچ‌وقت فکر نمی‌کرد روزی خودش معلم شود و می‌گوید زمانی که به دنبال کار بوده، معلم شدن انتخاب او نبوده است. اما بالاجبار و برای اینکه کار و حقوق ثابت داشته باشد، معلم شده است.
او می‌گوید: «متاسفانه در جامعه‌ای هستیم که اغلب افراد برای شغل‌شان حق انتخاب ندارند و من هم به‌عنوان یک جوان جویای کار باید هر فرصتی را مغتنم می‌شمردم. معلم شدن اتفاقی بود که در زندگی من افتاد و نمی‌توانستم به آن نه بگویم.»

معمولا اینطور باب است کسانی که برای شغل از شهر به روستا می‌روند، در ذهن‌شان دائما مرور می‌کنند که چطور می‌توانند پس از دو، سه سال کار در روستا انتقالی بگیرند و به شهر برگردند؛ افکاری که میلاد هم پیش از نخستین روز کاری خود داشت. میلاد می‌گوید اولین روزی که به‌عنوان معلم به مدرسه رفتم خیلی سخت به آنجا رسیدم. روستای علی‌آباد دیزگران خیلی دور بود، ولی همان روز اتفاق جالبی برایم افتاد و دیدن فضای روستا و بچه‌هایی که چشمان‌شان از سادگی و صفا و محبت برق می‌زد، مرا دگرگون کرده بود.

در همان روز نخست دو نفر از دختران کلاس اول به اسم فاطمه و زینب از او اجازه گرفتند تا یک شعر بخوانند و به او تقدیم کنند. شاید همان روز روحیه هنری و حساس او کار دستش داد؛ چراکه می‌گوید با دیدن این فضا بغض گلویم را فشرد و حس خاص و غیرقابل وصفی داشتم، یک‌جور احساس مسئولیت در قبال این بچه‌ها در درونم به وجود آمد؛ چیزی که پیش از آمدنم به آنجا اصلا به آن فکر نکرده بودم. ولی بعد از همان روز اول پیش خودم گفتم که موفقیت من در گرو موفقیت این بچه‌هاست و اگر بخواهم پیشرفتی داشته باشم باید همین‌جا سر کلاس و با همین بچه‌ها به دست بیاورم.

درمورد بچه‌های روستا از او می‌پرسم که می‌گوید صحبت کردن درباره‌اش شیرین‌ترین چیزی است که می‌توانم درباره آن‌ها حرف بزنم. «آن‌ها واقعا بچه‌های پاک و دوست‌داشتنی‌ای هستند و ارتباط با آن‌ها خیلی راحت است. آن‌ها برخلاف بچه‌های شهر چندان درگیر مسائل جدید مربوط به فضای مجازی و بازی‌های کامپیوتری نیستند و واقعیت‌های ملموس زندگی هنوز می‌تواند هیجان‌زده‌شان کند.»

میلاد مثل خیلی از معلم‌ها نیست که خود را موظف به درس دادن بداند و برایش مهم نباشد که آیا دانش‌آموز درس را خوب یاد گرفته و فهمیده است یا نه. گویا خیلی از دانش‌آموزانش به واسطه محل زندگی‌شان بر مسائل شنیداری تمرکز ندارند، به همین دلیل او تلاش می‌کند درس‌ها را به صورت عملی به آن‌ها آموزش دهد.

یکی دیگر از مشکلات او ارتباط برقرار کردن با والدین دانش‌آموزانش است. او می‌گوید به هر روستایی که می‌روم والدین بچه‌ها برایم سنگ‌تمام می‌گذارند و نمی‌گذارند که کم و کسری داشته باشم، برایم نان تازه و لبنیات می‌فرستند، اما زمانی که می‌خواهم درباره مشکلات فرزندان‌شان با آن‌ها صحبت کنم با من همکاری نمی‌کنند و هنوز نتوانسته‌ام آن‌ها را برای این کار راغب کنم.
او در آخر صحبت‌هایش می‌گوید که ما نمی‌توانیم دانش‌آموزان و نسل خوبی در آینده داشته باشیم مگر اینکه معلم خوبی داشته باشیم و البته نمی‌توانیم معلم خوبی داشته باشیم مگر اینکه مدیر خوبی داشته باشیم. اگر مدیر فاسد باشد، نمی‌توان معلم را اصلاح کرد و معلم خوب در سیستم ضعیف و فاسد جایی ندارد و در چنین سیستمی نمی‌توان نسل خوبی برای آینده تربیت کرد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار