شاید یکی از مهمترین پاشنه آشیلهای باشگاهها در ایران، دولتی بودن فوتبال است، اینکه از ۱۶ تیم لیگ برتری، اکثر آنها وابسته به بودجه دولت هستند، یکی از آسیبهای جدی است که سبب شده تا فوتبال باشگاهی نتواند توسعه پیدا کند، این در حالی است که در اکثر کشورهای دنیا، فوتبال توسط بخش خصوصی اداره میشود و دولت هزینهای در این بخش انجام نمیدهد. در ایران، اما با گذشت ۱۸ سال همچنان فوتبال در سیطره دولتیهاست، مسئلهای که سبب شده تا مدیریت باشگاهها به جای مدیران درآمدزا، به مدیران هزینه تبدیل شوند و با توجه به وصل بودن به بودجه دولتی، تلاشی برای کسب درآمد انجام نمیدهند.
این در حالی است که یکی از اولین قدمها در راه حرفهای شدن فوتبال، قطع ید دولت در این ورزش و فرصت دادن به بخش خصوصی است، با این حال این وابستگی نه تنها هر سال کمتر نمیشود، بلکه با ناکامی بخش خصوصی در فوتبال باشگاهی با توجه به موانعی که برای درآمدزایی وجود دارد، اندک باشگاههای غیردولتی هم در مسیر فروپاشی قرار میگیرند. این در شرایطی است که با رفع موانع درآمدزایی و قانونی شدن پرداخت حق پخش تلویزیونی و کپیرایت که از منابع اصلی درآمد باشگاهها در فوتبال دنیاست، میتوان به سمت داشتن باشگاههایی سودده آنهم بدون استفاده از بودجه دولتی حرکت کرد، با این حال با گذشت ۱۸ سال از برگزاری لیگ برتر که پسوند حرفهای دارد، در این زمینه تلاشی صورت نگرفته تا همچنان باشگاههای کشورمان در چنبره دولت باشند. علاوه بر این در بخش زیرساختها، هم کمتر باشگاه ایرانی است که کمپ تمرینی و استادیوم اختصاصی داشته باشد و حتی خیلی از تیمها یکی از مهمترین دغدغههایشان نداشتن زمین تمرینی مناسب است، البته در فوتبالی که تیم ملی آن یک زمین تمرین استاندارد ندارد، اینکه باشگاهها در این زمینه امکانات مناسبی داشته باشند، شاید انتظار بالایی باشد. البته شاید رقم قراردادها تنها فاکتوری است که باشگاههای ایران از فوتبال حرفهای دارند و همین مسئله سبب شده تا باشگاههایی که درآمدزا نیستند، با توجه به بستن قراردادهایی با رقمهای بیضابطه، هر سال بدهکارتر از قبل شوند، به صورتی که هر ساله یکی از تهدیدهایی که متوجه باشگاههای ایرانی است، شکایتهای زمینهساز محرومیت بازیکنان بدهکار به فیفا و کنفدراسیون فوتبال آسیاست. با توجه به این شرایط به نظر میرسد حرکت لاکپشتی لیگ در مسیر فوتبال حرفهای سبب شده تا در سه دهه گذشته هیچ یک از باشگاههای ایرانی نتوانند در آسیا به مقام قهرمانی برسند، مسئلهای که با گذشت ۱۸ سال شاید باید مورد بازبینی جدی قرار بگیرد تا فوتبال باشگاهی مانند امروز نه تنها در اسم، بلکه در ساختار و مدیریت هم به صورت حرفهای اداره شود.