شکلگیری این نشست دو طرفه را میتوان بهجای نشست شورای همکاری خلیج (فارس) عنوان کرد که مدتهاست بسته و تعطیل است که چهار طرف دیگر آن در نشست مذکور حضور ندارند.این نشست بیانگر استراتژی مشخصی است که برجستهترین اعضای شورای هماهنگی خلیج (فارس) با انجام آن ما را به یاد عملیات نظامی طوفان میاندازد که بیش از سه سال است در یمن انجام میدهند. به گفته منابع محلی صادرات نفت و گاز و دیگر تولیدات آنها در حدود 700میلیارد دلار در سال است که میتوانند این منابع مالی را به منظور تبدیل شدن به یک ابرقدرت در منطقه به کار برند.در این نشست هیچ سخنی از فقرا نشد، منظور ما بحرین است که نادیده گرفته شد و از آن دعوت نشد که اکنون یا در آینده به این شورا بپیوندد. حتی دعوتی از آنها برای پیوستن به این نشست هم صورت نگرفت، حتی اشارهای نشد به کویت یا عمان هم که در جنگ یمن یا موضوع قطر بیطرف هستند.در این نشست دوجانبه مهمترین و جدیدترین نقشهها برای محاصره و افزایش تحریمها علیه قطر تنظیم شد همانند تصمیماتی که بعضاً ترامپ ضد ایران تنظیم کرد که در تاریخ سابقه ندارد.اعتراض عربستان سعودی برای خرید قطر از «اس 400» روسی یا رویکرد سیاسی فرانسه در خصوص حمایت از قطر در داشتن چنین سامانه نظامی را میتوان از جمله رویکردهای این نشست دو جانبه عربستان و اماراتی دانست که با برخورداری از حمایتهای آمریکا در این گفتمانها مورد بررسی قرار گرفت.میتوان گفت که این یک «شورای جنگ» است قبل از آن که یک شورای همکاری اقتصادی دو جانبه باشد و در نظر دارد به عنوان یک نیروی منطقهای جدید شکل گیرد.حال باید پرسید؛ آیا عربستان و متحدانش پس از شکست در جبهههای تجاری و سیاسی که با قطر داشتند آیا میخواهند یک جبهه نظامی علیه قطر شکل دهند؟پاسخ آن را به ماهها و شاید سالهای آینده وامیگذارم. شاید هم یک گام به سمت بالابردن خطرات احتمالی است که هدفمند و غیر مستقیم صورت میگیرد. شاید هم به تغییرات ریشهای برخی معادلات و ائتلافها در منطقه بینجامد، خدا میداند.
منبع: صبح نو- عبدالباری عطوان،سردبیر رایالیوم












