پنجم ژوئن سال قبل (۲۰۱۷) بود که سعودیها با همراهی سه کشور مصر، امارات متحده عربی و بحرین ائتلافی را تشکیل دادند تا روابط خود را با قطر قطع کنند و با بستن تمام راههای زمینی، دریایی و هوایی، سعی کردند این کشور را در عمل از ارتباط با جهان بیرون محروم کنند و محاصرهای تام و تمام را بر آن تحمیل کنند. سعودیها در ابتدای کار توانستند دستکم به لحاظ عددی ائتلاف خود علیه قطر را گسترش دهند. لیبی، یمن، مالدیو، سنگال، موریتانی، چاد، کومور، نیجر و گابن به این ائتلاف اضافه شدند و اردن هم به دلیل فشارهای آلسعود مجبور شد سطح دیپلماتیک خود با قطر را کاهش دهد. به نظر میرسید همه چیز به کام سعودیها است، اما حالا با گذشت یک سال تمام محاسبات سعودیها شکست خورده و با ناامیدی به آخرین دستاویز خود برای به زانو درآوردن قطر متوسل شدهاند که چیزی نیست جز تهدید نظامی.
اختلافات ریشهدار
اختلافات سعودیها با قطر ریشه در سالهای دور دارد. اختلاف ارضی بین قطر و بحرین بر سر چندین جزیره مشهور به جزایر حوار و چندین جزیره دیگر از سالها دور باعث شده بود که چند باری هم تا حد درگیری نظامی پیش بروند، اما بعد از چندین بار کش و قوس، سرانجام کار به دیوان بینالمللی لاهه رسید و بحرین توانست کنترل جزایر حوار و قطعه الجرده را حفظ کند، اما مجبور شد بخش قابل توجهی از حوزه دریایی با منابع غنی نفت و گاز آن به همراه جزایر جنان و زباره را به قطر واگذار کند. پرونده این نوع اختلاف بین قطر و عربستان هم قدیمیتر و هم قطورتر است و ریشههای آن به سالهای بسیار قبل از استقلال قطر در ۱۹۷۱ و حتی به نیمههای قرن نوزدهم میرسد. آلسعود ادعای مالکیت بر ۳۷ کیلومتر از سواحل جنوبشرقی قطر دارد و ادعای مشابهی هم در سواحل جنوبغربی و خلیج سلوا دارد که در نتیجه این اختلافات، دو کشور دستکم یک بار و در سپتامبر ۱۹۹۲ با هم درگیری نظامی داشتهاند. اختلاف ارضی دو کشور بر سر جزیره حالول در شرق قطر با میادین نفتی مهزم و العد الشرقی مورد دیگری است که به دلیل این اختلاف، دولت قطر در ۲۰۰۵ تابعیت حدود ۴ هزار نفر از قبیله بنیمره را به اتهام دخالت در ناآرامیهای ۱۹۹۷ لغو کرد. اختلافات قطر با اماراتیها بیشتر رنگ و بوی سیاسی داشته مثل حمایت ابوظبی از خلیفه بنحمد آلثانی، حاکم پیشین قطر، بعد از سرنگونی به دست پسرش، حمد بن خلیفه آلثانی، که به او پناهندگی داد و این کار از سوی امیر جدید قطر به عنوان اقدامی علیه خودش تعبیر شد. شروع اعتراضات در جهان عرب و نقش دستگاه رسانهای الجزیره باعث شد امارات، بحرین، عربستان و مصر رفته رفته مقابل آن بایستند تا جایی که سه کشور در ۵ مارس ۲۰۱۴ سفرای خود را از دوحه فراخواندند. هر چند اختلافات در همان سال و با قبول بیانیه ریاض از سوی قطر حل شد، اما معلوم بود که این حل اختلاف دائمی نیست و مشکل باز سر باز خواهد کرد.
قوت قلب سعودی
شروع ریاست جمهوری دونالد ترامپ در آمریکا به معنای قوت قلبی برای سعودی بود برای این که تصور کند با اتکای به او مشکلات منطقهای خود را رفع و رجوع کند. سعودیها با همین تصور نشست سران عربی را ماه قبل در ریاض، ترتیب دادند تا با دعوت از ترامپ و حضور او در این نشست نمایشی از وصلت تازه ریاض با واشنگتن را برای کشورهای عربی نشان داده باشند. بخشی از این نمایش تشکیل جبهه واحدی علیه ایران بود که آلسعود تصور میکرد با این وصلت و نمایش میتواند چنین جبههای را راه بیندازد، اما دو روز بیشتر طول نکشید که انتشار سخنانی منسوب به شیخ تمیم بنحمد آلثانی، امیر قطر، در مورد ایران و حماس آن هم از سوی خبرگزاری رسمی قطر شکاف عمیقی را در جبهه سعودی ایجاد کرد. هر چند مقامات قطری عذر نفوذ هکرها به خبرگزاری خود را مطرح کردند، اما این ادعا به مذاق سعودیها خوش نیامد. شکی نیست که هجمه سعودیها به قطر با اتکای به ترامپ و قوت قلبی بود که به او داشتند همان گونه که کریستیان کواتس اولریکسن، تحلیلگر مؤسسه سلطنتی چتم هاوس همان زمان تشدید اختلافات بین قطر و عربستان را مرتبط با ترامپ میدانست و گفت: «عربستان سعودی و امارات متحده عربی با سفر ترامپ به ریاض احساس پیروزی میکنند و فکر میکنند نقش برتری در منطقه پیدا کردهاند.» ترامپ دو روز بعد از قطع رابطه سعودیها و متحدینش با قطر تماس تلفنی با سلیمان بن عبدالعزیز، پادشاه سعودی، برقرار کرد تا حمایتش از این اقدام سعودیها را نشان داده باشد و حتی بعد از این تماس قطر را به صراحت متهم به حمایت از تروریسم کرد و گفت: «وقت آن رسیده تا حمایت قطر از تروریسم پایان بگیرد.» این ادعای ترامپ درست یکی از دلایل سعودیها برای هجمه به قطر و قطع رابطه با این کشور بود و ترامپ با بیان این سخن موضع خود را در دعوای شیوخ منطقه روشن کرد و معلوم شد که او در جبهه سعودی ایستاده و حتی این جبهه با حمایت و تکیه بر او ایجاد شده است.
عاقبت قوت قلب عربی
سعودیها ابتدا تصور داشتند که قطع رابطه با قطر چندان طول نمیکشد و انتظار داشتند تحت فشارهای اقتصادی و سیاسی به زودی شروط آنها را قبول کند. آنها با این تصور بود که اول ۱۰ شرط را برای عادی شدن روابط پیش کشیدند و بعد هم سه شرط دیگر به آن اضافه کردند. کویت در این گیر و دار نقش میانجی به عهده گرفت، اما پافشاری طرف سعودی بر شروط خود و ایستادگی دوحه بر اصل حاکمیت ملی باعث شد تا میانجیگری کویت راه به جایی نبرد و بعد هم میانجیگرهای بینالمللی مثل رکس تیلرسون، وزیر خارجه پیشین آمریکا، هم نتیجهای به دنبال نداشته باشد. شکست میانجیگرها تنها این را ثابت کرد که قهر آنها با یکدیگر به این زودیها مبدل به آشتی نمیشود. در واقع، قطر با وجود فشار اقتصادی اولیه توانست خود را در برابر محاصره هوایی، دریایی و زمینی ائتلاف سعودی حفظ کند و با اتکا به تنها راه ارتباطی از طریق حدود آبی ایران و حمایتهای ترکیه نه تنها راه حل غلبه بر محاصره اقتصادی را پیدا کند بلکه آن قدر مطمئن به متحدان منطقهای خود بود که میدانست سعودیها و متحدانش بیشتر از حد محاصره نمیتوانند گامی جلوتر بگذارند. هر چند در آن موقع حرف از دخالت نظامی سعودیها در قطر یا اجرای کودتایی در داخل این کشور زده میشد، اما طرح مسائلی از این قبیل در آن زمان بیشتر در حد و حدود گمانهزنی بود و چندان جدی گرفته نمیشد، اما حالا که یک سال از قهر شیوخ گذشته نشانههای تازهای از کشیده شدن این قهر به درگیری نظامی دیده میشود.
بعد از این که مجله فرانسوی لوموند، نامه پادشاه سعودی را به امانوئل ماکرون، رئیسجمهور فرانسه، فاش کرد، موضوع تعرض نظامی سعودیها به قطر باز سر زبانها افتاده است. سلمان در آن نامه به موضوع سامانه دفاع موشکی اس ۴۰۰ و برنامه قطر برای خرید این سامانه از روسیه اشاره کرده و از ماکرون خواسته قطر را در این مورد تحت فشار قرار دهد، اما اگر به اجرای برنامه خود اصرار بکند، هر اقدامی از جمله اقدام نظامی برای نابودی این سامانه را انجام میدهد. این که چگونه لوموند به این نامه دست پیدا کرده و قصد و غرض فرانسه از افشای آن چه بوده جای خود، اما اصل نامه نه تنها نشان میدهد که سعودیها در مورد قطر قصد کاهش تنش ندارند بلکه به گزینههای حادتر از محاصره اقتصادی هم فکر میکنند. قطریها تا اینجای کار سعی در آرام نشان دادن خود داشتهاند و در عین این که از دولت فرانسه تأیید رسمی نامه پادشاه سعودی را خواستهاند، اما شیخ محمد بن عبدالرحمان آلثانی، وزیر خارجه قطر، گفته که فکر نمیکند تهدید عربستان جدی باشد و ریاض با استفاده از این نامه تنها برای ایجاد اختلال و شکاف در منطقه تلاش میکند. با وجود این آرامش قطری، پیام توئیتری مجتهد، افشاگر عربستانی، خبر از تحرکات نظامی غافلگیرانه و عجیب سعودیها علیه قطر داده که در سطوح هوایی، دریایی و تجمع نیروها در مرزهای زمینی انجام شده است. مجتهد در پیام خود از این تحرکات سعودیها تعجب میکند چراکه به گفته وی؛ «آنها از ناتوانی نظامی خود آگاه هستند و میزان خطرات و پیامدهای این تحرکات را میدانند. پس آیا این فقط برای ترساندن است؟» اشاره مجتهد به تجاوز نظامی سه ساله سعودی به یمن است که ناتوانی نظامی خود را در آن نشان داد و به همین جهت هم هست که تحرکات فعلی سعودیها را تنها در حد ترساندن قطریها ارزیابی میکند و البته قطریها هم نشان دادهاند که موضوع را از همین زاویه میبینند و ترسی از این بابت ندارند. به نظر میرسد سعودیها بعد یک سال قهر از قطر و اعمال محاصره اقتصادی تنها دل خود را به یک نامه و جابهجایی چند واحد نظامی خوش کردهاند تا شاید قطریها ترسیده و تسلیم شوند، اما مقامات دوحه با خونسردی به این نمایش سطحی آلسعود نگاه کردهاند و مطمئن شدهاند که با یک سال ایستادن در مقابل شاه سعودی توانستهاند استحکام خود را حفظ کنند.