
یکی از موضوعاتی که میتواند به بحث گذاشته شود، حفظ تعادل از منظر اجتماعی و دوری از افراط و تفریطها برای رسیدن به حدی مطلوب و منطقی است که گاه در نما و جلوهای که از یک جامعه به بیرون منعکس میشود، قابل بررسی است. در شرایطی که انسانهای خسته از آرایهها و پیرایهها به سمت سادگی و طبیعی جلوهکردن حرکت میکنند و مبحث زیبایی شناسی را با معیارهای معقولتر و کمهزینهتری مطرح و ترویج میکنند متاسفانه ملاحظه میشود که در جوامع اصیلتر و دارای فرهنگ غنیتر به دلیل تهاجم فرهنگی هدفمندی که سعی در اضمحلال اجتماعی دارد، این موضوع به افراط و تفریط کشیده میشود و چالشهایی مبتنی بر "صفر و یک" در توجه به مقوله زیباشناسی و پیروی از مُد و گرایش به ظاهری زیبا مطرح میگردد.
نگاه اسلام به این موضوع چگونه است؟ این پرسشی است که پاسخ به آن میتواند بسیاری از ابهامات را برطرف کند و جامعه را از گرایش به افراط و تفریط در زمینه مد و مدگرایی برهاند. آیا اسلام با آراستگی و زینت مخالف است؟! آیا جوانها از گرایش به ظاهری زیبا نهی شدهاند؟ "حد و مرز" "باید و نبایدها" کجاست؟! چگونه میتوان جامعه را به سمت حرکتی متعادل و منطقی در این زمینه سوق داد؟
در گفتگو با مریم معین الاسلام، دانشجوی دکترای تفسیر تطبیقی و عضو هیئت علمی دانشگاه حضرت معصومه (س) که دارای تالیفی در زمینه زینت زنان در اسلام است این موضوع را به چالش کشیدیم.
وی معتقد است که انسان ذاتا نوگراست، مدگرایی یک نیاز طبیعی بشر است و با اصل مد و مدگرایی در دین مشکلی نیست. اتفاقا اگر کسی گرایش به امور نو، جدید و تازه نداشته باشد، زیر سوال میرود و حتی گفته میشود: کسی که هیچ گرایشی به نوگرایی و مد ندارد دچار اختلال روانی است!
مسئول موسسه زنان منتظر و محقق و مولف در حوزه زنان خاطرنشان ساخت که اگر قبله و آنچه به مُد سمت و جهت میدهد، غرب و فرهنگ تحمیلی نباشد امری بسیار زیبا و مورد تایید است. وی با تاکید بر گرایش به مد و مدگرایی با جهت و سمت فرهنگ ملی، بومی و دینی و نیز اهمیت زینت زنان در آیات و روایات گفت: یک زن بیش از سه روز اجازه ندارد که زینت را ترک کند. نشاط خانواده از نوع پوشش زن تامین میشود و این موضوعات در دین مورد توجه قرار گرفته است.
معین الاسلام ضمن برشمردن آفات گرایش به مد و مدگرایی به طور افراطی و آسیبهای روحی و روانی ناشی از آن یادآور شد که پیروی از مدهای عاریهای و تحمیل شده، حس زیبایی را به فرد و آن کسی که نظارگر اوست، نمیدهد.
وی گفت: یکی از کارهایی که مجموعه رسانههای غربی و صهیونیستی انجام میدهند، گرفتن عقلانیت از زندگی بشر است. آدم عاقل نه صد در صد زینت و زیباییخواهی را که از نیازهای فطری بشر است کنار میزند و نه صد در صد خودش را در گرداب مد و مدگرایی افراطی میاندازد.
پیروی از مُد یعنی چه؟
پیروی از مد نوعی نوگرایی است. گرایش به امور نو است. انسان ذاتا نوگراست. شاید برای پاسخگویی به این نیاز، خداوند طبیعت را فصل به فصل، نو به نو میکند و تغییر و تحول ایجاد میکند؛ لذا اصل قضیه مدگرایی یک نیاز طبیعی بشر است و انسان همیشه در طول تاریخ به دنبال نوگرایی و ایجاد تغییر و تحول بوده است.
مُدگرایی به خودی خود امر مطلوبی است. آنچه که بحث مدگرایی را دچار چالش میکند این است که قبلهنمای مدگرایی به چه سمت و سویی است. اگر گرایشات ما به سمت امور نو، تازه و جدید بر اساس امور تحمیلی فرهنگهای بیگانه و حول این محور است.
قضیه را زشت جلوه میدهد زیرا ما نباید عروسک کوکی در دست دیگران باشیم که ما را آن طور که میخواهند، تنظیم کنند. این بد است والا با اصل مُد و مُدگرایی نه در دین مشکلی است و نه عقلایی بشر آن را بد میداند. اتفاقا اگر کسی گرایش به امور نو، جدید و تازه نداشته باشد، زیر سوال میرود و حتی گفته میشود، کسی که هیچ گرایشی به نوگرایی و مد ندارد دچار اختلال روانی است! البته گرایش به مد و مدگرایی باید به سمت فرهنگ ملی، بومی و دینی باشد. اگر مدگرایی در راستای فرهنگ ملی، بومی و دینی باشد خیلی زیباست و لازمه زندگی بشر است. در غیر این صورت زندگی بشر خستهکننده میشود. بنابراین اگر بشر، مُدگرا باشد خیلی خوب است. اما قبله و آنچه که به مُد سمت و جهت میدهد، غرب و فرهنگ تحمیلی نباشد در این صورت، امری بسیار زیبا و مورد تایید است.
آیا فرهنگ ایرانی - اسلامی، به قدر کافی برای تنوع مُد و انواع طرحها و رنگها، فضا و پتانسیل دارد؟
از آنجا که بحث مد با حس زیبا شناختی بشر گره خورده است از طرف خالق بشر به شکل جدی مورد توجه و عنایت قرار گرفته است. تغییر فصول نشانهای از بحث نوگرایی است. اگر مجموعه روایاتی که در مورد ضرورت زینت کردن وجود دارد را بررسی کنید. ملاحظه میکنید که در این زمینه موضوعات جدی وجود دارد که یک زن بیش از سه روز اجازه ندارد زینت را ترک کند. اگر زنی به هر دلیلی بیش از سه روز زینت را ترک کند، معصیت کرده است. زینت کردن نوعی نوگرایی و توجه به مد است. شما در فقه اسلام هم اگر نگاه کنید یکی از مقولههایی که جزء نفقههایی است که مرد باید در قبال زن عهدهدار بشود، بحث زینت است. یعنی وسایلی که به این حس نوخواهی، نوطلبی و مدگرایی زنان پاسخ میدهد لذا در سیره امام محمد باقر (ع) داریم که ایشان برای خانمهایشان وسایل زینتی تهیه میکردند. این، بحث قابل توجهی در دین است.
حس زیباشناختی زنان و انسان به شکل جدی در دین مورد توجه قرار گرفته است. آیت ا... مطهری در کتاب حقوق زنان گفتهاند: یک زن باید در هر فصلی لباس تازه و نو و متناسب با فصل را تهیه کند. مرد موظف است برای همسر خود لباس نو تهیه کند و هیچ وقت سفارش نشده که زن لباس کهنه و مندرس بپوشد و بیشتر تشویق شده که زنان باید لباس نو و زیبا بپوشند زیرا خانمها محور عواطف و احساسات خانواده هستند. حس زیباشناختی خانواده از طریق نوع پوشش زن تا حد زیادی تامین میشود. نشاط خانواده از نوع پوشش زن تامین میشود و این موضوعات در دین مورد توجه قرار گرفته است. توجه کنید رنگ لباسها و آدابی که نوع لباس و پوشش و انتخاب رنگ در اسلام آمده نشان میدهد که حس زیباشناختی مورد توجه و عنایت است و مردان به عنوان مسئولان تامین هزینه و نفقه زندگی موظفند که به این حس پاسخ بدهند؛ لذا پیامبر اکرم (ص) فرمودند که اگر خداوند به مردی ثروتی میدهد، دوست دارد که آثار این ثروت را در ظاهر زیبای خانوادهاش، خانمش و دخترانش نشان داده شود. اینها نشانههایی از توجه دین به حس زیباشناختی زنان و نیاز جدی آنهاست.
شما اشاره کردید که مد و مدگرایی فیالنفسه خوب است چنانچه در راستای فرهنگ بومی و ملی و دینی باشد اگر این طور نباشد چه میشود؟
اگر این گونه نباشد نتیجهاش میشود جریان مدگرایی غیرمنطقی! مدگرایی غیرفرهنگ بومی و ملی و دینی میشود شلوارهای پاره و آرایشهای غلیظ که عقل بشر هم آن را نمیپذیرد. یک امر تحمیلی است. در حال حاضر جریان بسیار زشتی را به عنوان مد و مدگرایی با آرایشها و لباسها به ما تحمیل کردهاند که اگر بررسی کنیم میبینیم که زیبایی ندارد و حس زیباشناختی بشر در این طرحها و مدلها سرکوب شده است. زشتترین مدلها و فرمها به بشر به عنوان مد در حال تحمیل شدن است و این بد است!
بسیاری از کشورها علی رغم تهاجم فرهنگی غرب در زمینه مد و مدگرایی همچنان بر اصالت فرهنگی خود بویژه زمینه لباس و آرایش پافشاری میکنند و در تلاش برای حفظ فرهنگ بومی و ملی خود هستند. موضع گیری ما در این زمینه چیست؟
زمانی که مد و مدگرایی ما برگرفته از فرهنگ غنی خودمان باشد، به شکل درست و طبیعی در راستای توجه به حس زیباشناختی قرار گرفتهایم. شما به لباسهای محلی خودمان نگاه کنیدچقدر زیباست زمانی که خانمی از لباسهای محلی متناسب با فرهنگ خودش استفاده میکند، چه حس لذتبخشی به او دست میدهد، اما کسی که پیرو مدهای عاریهای و مدهای تحمیل شده است، هرگز آن احساس زیبایی را نمیکند نه به خودش به حس زیبایی دست میدهد و نه به آن کسی که نظارهگر اوست. حس زیبایی و رضایت در بشر ایجاد نمیشود. بزرگترین خیانتی که در این زمینه صورت میگیرد این است که فرهنگهای غربی با تحمیل خود حس زیباشناختی بشر را سرکوب میکنند. نوع آرایش موهایی که آقایان استفاده میکنند یا نوع آرایشهای صورتی که خانمها بعضا استفاده میکنند، نوع پوششها را وقتی نگاه میکنید، حس خوبی در شما ایجاد نمیشود! فردی که در حال استفاده است هم حس خوبی ندارد، اما صرفا، چون مد است آن را به خودش تحمیل میکند. این از نظر روانی آسیبهایی را ایجاد میکند. چیزی را که خودش میداند زیبا نیست و دیگران هم آن را زیبا نمیبینند میپوشدصرفا به دلیل آنکه مد است.
این مسئله خودش یک اختلال جدی برای بشر ایجاد میکند. مدهای عاریهای و تحمیلی آسیب دیگری که دارد این است که اگر خانمی خودش را به دست جریان مد و مدگرایی بسپارد از یک طرف سرمایهای که دارد محدود است و از طرف دیگر، هر لحظه یک مد و یک نوع پوشش و آرایش مطرح میشود. این فرد تا مد امروز را تهیه میکند، دوباره فردا مد جدیدی مطرح میشود. این فرد همیشه در صدد و تکاپوی رسیدن به مدهای جدید است. از طرفی ثروت هر فردی محدود است. شما نگاه کنید، فردی که همیشه میخواهد به مد باشد و سرمایه محدودی دارد، همیشه از مد عقب است. ببینید چه اختلال روانی در این فرد ایجاد میشود؟! چقدر این مسئله آرامش روانیاش را به هم میریزد و این فرد مدام خودش را عقب از این جریان میداند و بحرانهایی برایش ایجاد میشود.
به نظر من، مدهای تحمیلی یکی از جریانات خیانت آمیزی است که برای از بین بردن آرامش روحی و روانی بشر و جامعه در جریان است و آثار بسیار مخربی دارد که قابل مشاهده است. گاه حتی در دانشگاهها ملاحظه میشود که جریان رقابت منفی در این زمینه ایجاد میشود. مدگرایی افراطی هر روز در کوره حرص بشر میدمد و هر روز با ارائه مد جدید، نیاز جدیدی را ایجاد میکند. روانشناسان معتقدند که مدگرایی افراطی موجب اختلالات روانی در افراد میشود. کسانی که در این جریان مخرب قرار میگیرند به تدریج ارزشهای دینی و اخلاقی خودشان را همراه با آرامش روانی از دست میدهند. هر آنچه که ایجاد اختلال در زندگی بشر میکند، بر هم زننده آرامش است و به خانواده آسیب میرساند، پسندیده نیست، عقلانیت بشر نمیپذیرد و دین اسلام که دین عقلانی است آن را قبول ندارد. اسلام با اینها مخالف است. کتابی در مورد زینت و آرایش تالیف کردم که حاوی مجموعه روایاتی است که مربوط به زینت و آرایش میباشد. اگر این کتاب را ملاحظه بفرمایید میبینید که ترغیب جدید ایجاد میکند. آنقدر نگاه اسلام به این موضوع نگاه مترقی و جالبی است که حدو اندازهای ندارد. متاسفانه مبلغین ما فقط امور بازدارنده را مطرح میکنند این کار را نکنید! آن کار را نکنید! اسلام دعوت و تشویق جدی به زینت میکند. پیامبر اکرم (ص) میفرمایند: لباس خوب بپوشید، مرکب خوب سوار شوید تا زیبا جلوه کنید، خوب جلوه کنید. به این مسئله، دعوت و تشویق شده است. جبرئیل به پیامبر (ص) فرمود: به صحابیتان بگویید: زنان حتی موقع نماز خواندن با زینت بر سجاده بایستند؛ و پیامبر (ص) به زنانی که شکل مردانه داشتند و زینت نداشتند، نهیب میزدند که این چه روشی است که دستان شما مثل دستان مردان است! نوع پوششتان مردانه است! اسلام همیشه نگاه مترقی دارد و مجموعهاش رساندن بشر به آرامش و تعادل و آسایش است. اما مدهای عاریهای همه چیز را از انسان میگیرد و نمونههای آن را در جامعه مشاهده میکنیم که افرادی قربانی این جریان تحمیلی میشوند.
به نظر میرسد که موج فزاینده تهاجم فرهنگی بویژه در زمینه مد و مدگرایی جامعه و بعضی از جوانان را آنچنان تحت تاثیر قرار داده که گویی به سمت سطحی نگری پیش میرویم نظرتان در این خصوص چیست؟
یکی از کارهایی که مجموعا رسانههای غربی و صهیونیستی انجام میدهند گرفتن عقلانیت از زندگی بشر است. به شکل جدی عقل ستیزی صورت میگیرد! وقتی که تعقل از زندگی بشر گرفته بشود، به شکل افراطی در گرداب تهاجم فرهنگی گرفتار میشود. به تعبیر حضرت علی (ع):انسان عاقل دچار افراط و تفریط نمیشود! آدم عاقل، نه صد در صد زینت و زیباخواهی که از نیازهای فطری بشر است را کنار میزند و نه صد در صد خودش را در گرداب مدگرایی افراطی میاندازد؛ لذا اول عقل را از بشر میگیرند، آنوقت انسان یا دچار افراط میشود یا دچار تفریط! الان در جهان بعضی از انسانها به شکل افراطی به دنبال زیادهخواهی و فزون طلبی در زمینه مد و مدگرایی هستند. هدف مهاجمان فرهنگی این است که هر کس را به طریقی مشغول کنند. رقابت افراطی در این زمینه به چشم و همچشمی و بسیاری مشکلات اجتماعی منجر میشود. اگر خانمی تمام هم و غم خود را بر این بگذارد که از مد عقب نیفتد آیا میتواند یک مادر، همسر یا دختر خوبی باشد؟! کارکردهایی که مناسب با فطرت اوست و خالق عالم، وجود زن را برای آن کارکردها طراحی کرده از او گرفته میشود
و مسئله این است که به آرامش هم نمیرسد. شما ببینید انسان به چه تلاطمی میافتد!
مردم در اروپا به سمت سادهپوشی و ظاهر ساده و طبیعی تمایل پیدا کردهاند و این گونه رفتار میکنند، اما بیشترین مصرف لوازم آرایش مربوط به خاورمیانه و متاسفانه کشور ماست. در واقع به نظر میرسد که تبلیغ مدگرایی و استفاده سبکهای مختلف آرایش برای کشورهای منطقه است و خودشان از این روش پیروی نمیکنند، علت چیست؟
بله، دقیقا همینطور است. خبرها حاکی از آن است که جنبشهای عجیبی در بین جوانان اروپایی شکل گرفته و پوششهای عفیفانه را ترویج میکنند و از جامعه طلب میکنند. اروپاییها اگر در یک برههای به شکل افراطی دچار این جریان شدند آسیبهای آن را دیدند و متوجه شدند که این سبک زندگی برایشان عاقلانه و خردمندانه نیست ولی متاسفانه جوانهای ما در این دام افتادهاند. هر چند، وقتی که پای صحبتهای آنها مینشینم میبینیم که خستهاند! و از اینکه در این وضعیت گرفتار شدهاند احساس خوبی ندارند و راضی و شاد نیستند. اگر روی نتایج این عمل فکر بشود مشخص میشود که نتایج آن موجب هلاکت جامعه، خانواده و فرد میشود. سرمایه انسانی و اقتصادی جامعه به هدر میرود. از هر جهت که به آن نگاه کنیم میبینیم که آسیبزاست ولی متاسفانه آنجا که عقلانیت کمرنگ میشود نگاهها به مسائل احساسی میشود و این اتفاقات میافتد و حرکت دهنده این افراد قطب نماهای غربی است و به آن سمت حرکت میکنند.
چه توصیهای برای بهبود وضعیت فرهنگی جامعه دارید؟
متولیان فرهنگی باید توجه کنند! تلقی غلطی در جوانها ایجاد شده است، وقتی میگویی، دین یعنی ستیزه با زیبایی! دین یعنی ستیزه با زینت! این باید اصلاح بشود. دین هیچ مخالفتی با زینت و زیبایی ندارد و حتی انسان را به سمت زیبایی دعوت میکند بر زینت عقلانی، بومی، در چهارچوب شرع را توصیه میکند که اگر این تلقی باشد زندگی انسان تازه و زیبا میشود. این فکر که در ذهن جوانان ما ایجاد شده که یا باید دین را بپذیرند یا بروند دنبال دنیا و زیباخواهی و این مسائل را در تقابل با هم میدانند، صحیح نیست. اصلا این گونه نیست! باید سعی کنیم این تلقی نادرست را اصلاح کنیم.
در زمان پیامبر (ص) جوانی اهل مد و شیک و تمیز پوشیدن بود، میگویند که پیامبر (ص) هر وقت ایشان را میدیدند، میفرمودند: من ایشان را خیلی دوست دارم.
جوانهای ما این مسائل را نمیبینند و فکر میکنند که اگر زمان پیامبر (ص) بودند، پیامبر (ص) نهی میکردند.
باید خط بین مدهای عاریهای با مدهای بومی را مشخص کنیم. باید جوانهایمان را به سمت مدهای بومی در چهارچوب عقل و شرع سوق بدهیم. با افرادی که به طور افراطی در این دام هستند، گفتگو بشود که ثمره آن چیست؟ جوانها را باید به تامل و تفکر در این زمینه تشویق کرد که کار صدا و سیما و رسانههاست. افراد متدین هم باید نشان بدهند که تعارضی بین تدین و زیبایی خواهی وجود ندارد و آدم میتواند هم متدین باشد و خوب لباس بپوشد و پیرایش خوب داشته باشد. باید این جنبههای دین را پررنگ کنیم.