روزنامه جمهوری اسلامی از روزنامه ایران (ارگان دولت) و سایر رسانههایی که عکس ناصرملک مطیعی، بازیگر زمان طاغوت را عکس یک کردند و او را مورد تحسین و تقدیر قرار دادند، شدیداً انتقاد کرده و نوشته همفکران ملک مطیعی باید از مسئولان بابت اجازه برگزاری مراسم تشییع متشکر باشند. این انتقاد البته شامل صداوسیما هم شده است. روزنامه جمهوری اسلامی که از روزنامههای حامی دولت روحانی محسوب میشود، مینویسد: «وقتی یک بازیگر فاسد دوران طاغوت میمیرد، همین که مانعی برای تشییعجنازه و برگزاری مراسم معمول برای او وجود ندارد، به معنای رعایت حقوق شهروندی است، اما اینکه عدهای برای مطرح کردن او به عنوان یک هنرمند تلاش کنند، ظلم به فرهنگ و هنر جامعه است. آن بازیگری که پای جنازه چنین فردی میگوید مگر او چه کرده بود، خوب میداند که او از طریق سینما برای فاسد کردن آحاد مردم و تخریب فرهنگ جامعه هرچه میتوانست انجام داد. به همین دلیل، به او اجازه ورود به سینما در دوران بعد از انقلاب داده نشد و حالا همفکرانش به جای اینکه از مسئولان به خاطر آزاد گذاشتنشان برای تشییع و برگزاری مراسم تشکر کنند، نباید احساس طلبکاری نمایند و درصدد بازسازی لشکر شکست خورده فرهنگ و هنر طاغوت برآیند».
این روزنامه در ادامه از رسانهها انتقاد میکند که چگونه با جریان اباحهگری همنوا میشوند و مینویسد: «از عدهای بازیگر بیاعتنا به ارزشها و اصول و دور از فرهنگ و هنر واقعی، انتظاری غیر از تجلیل از یک بازیگر فاسد طاغوتی نیست ولی از رسانه ملی که از بیتالمال تغذیه میکند و روزنامههایی که از پستان پر شیر دستگاههای حکومتی تغذیه میشوند، به ویژه از ارگان رسمی دولت توقع این نیست که با عناصر آلودهای که میخواهند فرهنگ و هنر فاسد دوران طاغوت را برگردانند و ذائقه جامعه را تغییر دهند و ارزشهای دینی و اخلاقی را به فراموشی بسپارند همنوا شوند و چنین عناصر فاسدی را به عنوان الگوی هنری مطرح نمایند. این همنوایی موجب میشود نسل کنونی تصوری غیراز آنچه واقعیت بود از بازیگران دوران طاغوت پیدا کند و این خطری است که اباحیگری مورد نظر رژیم فاسد پهلوی و اربابان فاسدترش را به جان جوانان ما تزریق میکند.»
شانتاژ و جوسازی رسانهای اصلاحطلبان پیرامون فوت این بازیگر بهگونهای بود که تلاش کردند آن را خبر اول کشور کنند، اما روزنامه جمهوری اسلامی همرنگ جماعت نشد.
قانون: عارف صلاحیت ریاست ندارد
از ابتدای تشکیل مجلس دهم اصلاحطلبان علاقه داشتند که ریاست قوه مقننه را یک اصلاحطلب بر عهده بگیرد، اما تاکنون چنین اتفاقی نیفتاده است. این آرزو که کمکم به حسرت اصلاحطلبان مبدل میشود، با توجه به آنکه عارف بیشترین رأی را در انتخابات مجلس به دست آورده بود، پررنگتر میشد، اما حاصلی نداشت. این روزها و در آستانه انتخابات سالانه رئیس و هیئت رئیسه مجلس باز هم این آرزو در رسانههای اصلاحطلب و سخنان فعالان سیاسی آنان پررنگ دنبال میشود و فراکسیون امید هم تحرکاتی برای رئیس مجلس شدن عارف دارد. آرزویی که با همراهی دولتیها و حامیان لاریجانی به سرانجام نرسیده است. برخی میگویند این بار هم این آرزو نتیجهای نخواهد داد.
روزنامه قانون که از روزنامههای اصلاحطلب محسوب میشود، در این زمینه مینویسد: «بخشی از مقصران انشقاق امید تصور میکردند که محمدرضا عارف حق ولایی بر گردن نمایندگان و ملت ایران دارد و باید به سهم خود برسد و رئیس مجلس شود و برای این هدف نیز اقدامات فراوانی را در دستور کار قرار دادند ولی این رویه نیز سبب شد تا بدبینی جریانهایی که با ائتلاف اصلاحات بالا آمده بودند ولی دلی گرو این جریان نداشتند بیشتر شود و کار را به وزنکشی سیاسی بکشانند. در این رویارویی نیز فراکسیون موسوم به امید شکست خورد و برای همین در بسیاری از لابیهای داخلی بهارستان بازی به نفع آنها به پایان نمیرسید.»
قانون در ادامه، حمایت از عارف را اقدام خردمندانهای ندانسته و حتی آن را تکرار بیتدبیری دانسته و در ادامه عنوان میکند که پرداختن به ریاست عارف در مجلس درواقع یک نوع «رئیس سازی زورکی» است، چراکه عارف شانسی برای ریاست مجلس ندارد؛ از طرف دیگر در این گزارش تأکید شده است که «کسانی که توهم قدرت دارند باید بدانند که این بازیهای سیاسی یک سری هزینه نیز دارد... در همین راستا یکی از خطرناکترین هزینهها را میتوان از دست دادن جایگاههای نواب رئیس برای فراکسیون امید دانست.» روزنامه قانون اصل صلاحیت عارف برای جایگاه ریاست قوه مقننه را زیر سؤال میبرد: «عارف شخصیت محترمی است ولی هرکس را برای جایگاهی آفریدهاند و بیشک این فرد برای ریاست مجلس شورای اسلامی صلاحیت لازم را ندارد.»
اینطور که مشخص است، ماجرای کاندیداتوری عارف برای ریاست مجلس بار دیگر سوژه اختلاف و تشتت اصلاحطلبان را فراهم کرده است.