
خانواده بهعنوان کانون اصلي پرورش و تربيت انسان از دوران کودکي تا بزرگسالي نقشي بيبديل در ساخت جامعه بازي ميکند و کليد دستيابي به اين کانون مقوله ازدواج است، اين در حالي است که در دهههاي اخير ازدواج در جوامع مدرن به طرق مختلف به چالش کشيده شده است. جوامع مدرن با کنار گذاشتن مقوله ازدواج بهعنوان يک اصل ديني و اجتماعي با مشکلات زيادي روبهرو شدهاند. يکي از اصليترين تبعات از بين رفتن شکل سنتي خانواده، ظهور خانوادههاي تک نفره و رواج انواع خاصي از خانوادههاي تک والديني است که هر کدام اثرات ويژه خود را دارند. براساس اطلاعاتي که سازمان ثبتاحوال منتشر کرده ميتوان گفت که روند تشکيل خانوارهاي تکنفره و زوجي نسبت به گذشته افزايش يافته است؛ به اين شکل که خانوارهاي تکنفره 7/1 درصد و خانوارهاي زوجي 14/64 درصد تمام خانوارهاي کشور را تشکيل ميدهند. نگرانکنندهتر اينکه در کشورمان تاکنون سياستهاي حمايتي و راهبردي مشخصي براي حمايت از خانواده اجرايي نشده است.مشاور وزير کشور در امور زنان و خانواده در اين باره مي گويد:"بر اساس يک پژوهش گفتگو در خانوادههاي ايراني به زير ۳۰ دقيقه رسيده است و يک نوع جديدي از خانواده در ايران به نام «خانواده تفردي» داريم که نوع وحشتناکي از خانواده است."
رضا اسماعيلي جامعه شناس در اين باره مي گويد:"در جوامعي که تنها به توسعههاي فني و اقتصادي پرداخته ميشود، ظهور و بروز خانوادههاي تک عضوي و زندگي مجردي گريز ناپذير است.تجرد قطعي، کاهش ميل به ازدواج، علاقه به زندگي مستقل توسط جوانان و طلاق در سالهاي اول زندگي که منجر به بازگشت به منزل پدر نشود موجب افزايش خانوار تک عضو شده است.به اين معنا که ميتوان علت افزايش خانوادههاي يک نفره را کاهش نرخ ازدواج و افزايش ميزان طلاق و جدايي به ويژه در سالهاي اول زندگي، در زماني که هنوز زوجها صاحب فرزند نشدند، برشمرد.مهم ترين راهکار، افزايش تحکيم خانوادهها و کاهش طلاق و اختلافات در اين زمينه است. هم چنين ممکن است شکاف نسلي در اين زمينه موثر باشد و در صورتي که نظام ارزشي، اجتماعي و فرهنگي والدين و فرزندان همخواني بيشتري پيدا کند کمتر شاهد افزايش خانوادههاي تک عضو هستيم زيرا در صورت مجرد بودن فرزندان؛ والدين آنها را درک مي کنند.در جوامعي که تنها به توسعههاي فني و اقتصادي پرداخته ميشود، ظهور و بروز خانوادههاي تک عضوي گريز ناپذير است."تا ديروز کارشناسان نسبت به رشد خانوارهاي تکفرزند و افزايش سالمندي هشدار ميدادند، اما امروز در کنار اين آسيبها بايد نگران افزايش خانوارهاي تکنفره و تکوالد نيز بود؛ خانوارهايي که با افزايش آنها روند گسترش آسيبهاي اجتماعي در کشور نيز سرعت بيشتري پيدا ميکند.دلايل اصلي به وجود آمدن خانوادههاي تک والديني درگذشته مرگ يکي از والدين براثر بيماري، جنگ، مرگ مادران و تصادفات بوده است. اما در سالهاي اخير آمار مرگوميرهاي ناشي از دلايل فوق کاهش پيدا کرده است اما شاخصهاي فرهنگي- اقتصادي بهعنوان دلايل اصلي به وجود آمدن خانوادههاي تک والديني افزايشيافته است. در اين ميان طلاق، جدايي و ترک خانواده امروزه دلايل اصلي در جهان براي خانوادههاي تکنفره هستند. علاوه بر اين بارداري بدون برنامهريزي، بارداري دوران نامزدي و گرفتن فرزند توسط افرادي که ازدواجنکردهاند و بدون خانواده هستند از مهمترين دلايل تشکيل خانوادههاي تک والديني در بيشتر جوامع غربي ميباشند.دکتر محمدجواد محمودي در تحليل وضعيت بعد خانوار بيان ميکند که در سال 1355 بعد خانوار 5 و در سال 1365، 5/1 بوده؛ يعني افزايش يافته است. پس از آن با کاهش روبهرو بوديم؛ به طوريکه در سال 1375، بعد خانوار 4/8؛ در سال 1385، 4؛ در سال 1390، 3/5 و در سال 1395، 3/3 شده است. اين تغييرات نشان ميدهد که بعد خانوار کوچک شده است. در تحليل کاهش بعد خانوار بايد به افزايش ازدواجها و تشکيل خانوارهاي جديد نيز اشاره کرد. دخالت دولتها، شهرنشيني، افزايش سواد زنان، اشتغال زنان و توسعه اقتصادي - اجتماعي بخشي از علل کاهش باروري است که در نهايت منجر به کوچکشدن بعد خانوار شده است.به گفته او کاهش تعداد فرزندان خانوده، دقيقاً به کاهش تعداد فرزندان خانوارها برميگردد. به طوريکه خانوار تکنفره از 5/2 درصد در سال 1385 به 8/5 درصد در سال 1395 رسيد. خانوارهاي دو، سه و چهار نفره نيز افزايش يافته، اما خانوارهاي پنج نفره و بيشتر کاهش داشته است. اين ارقام صرفاً به معناي اين نيست که در اين مقطع 10 ساله تعداد خانوار گسترده کاهش يافته؛ بلکه اين تحولات از 20 يا 30 سال پيش شروع شده است.
در سالهاي اخير روانشناسان و جامعه شناسان درحالي نسبت به گسترش روحيه فردگرايي در جامعه هشدار دادند که دلايل آن را ايجاد فاصله بين شاخصهاي هويتي والدين و فرزندان، تفاوت ديدگاههاي ناشي از شرايط تربيتي و اجتماعي و نبود ارتباط کلامي بين اعضاي خانواده ميدانند.از منظر روان شناسي اجتماعي نيز عامل اول افزايش خانوادههاي تک عضو فرد گرايي است که در جامعه شاهد هستيم.فرد گرايي افزايش معني داري يافته است و از تبعات آن کاهش تشکيل خانواده به خصوص خانوادههاي پر جمعيت است.در مجموع گرايش به خانواده تکنفره مسئلهاي است که در بستر توسعه اقتصادي اجتماعي شکل ميگيرد و طبيعتاً رو به افزايش است. 8/5 درصد خانوار تکنفره، رقم کمي نيست و ميتواند تأثير بسيار زيادي بر همه شئونات از نظر جمعيتي، اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و رفتاري داشته باشد که بايد روي آنها مطالعه و چارهانديشي شود. زنان مسلماً سهم کمتري دارند ولي در هر حال سهمي در خانوارهاي تکنفره به آنان نيز مربوط مي شود. البته نبايد فکر کنيم همه اين افراد، جوان هستند. زنان بالاي 80 سال زيادي را داريم که تنها زندگي ميکنند. در برخي جوامع صنعتي سهم جوانان بيشتر است اما در کشور ما سهم سالخوردگان بيشتر است.
دکتر اميد علي احمدي، استاد دانشگاه در خصوص دلايل افزايش تجرد و تنهازيستي مي گويد:"“کاهش و فرسودگي سرمايه اجتماعي يکي از تحولات مهم در ايران بوده است که در حوزه ازدواج بسيار موثر بوده؛ يعني وقتي فرد مي خواهد کسي را براي ازدواج انتخاب کند، نياز به اعتماد به طرف مقابل دارد و اين در کشور ما آسيب جدي ديده است. مسئله ديگر اميد اجتماعي در جامعه است؛ يعني افق هاي زندگي تا چه حد در جامعه براي جوانان ما اميدوارانه است تا جوان بتواند به ازدواج فکر کند؟ مورد بعدي کاهش فرصت هاي اجتماعي براي جوانان است؛ مثلا زنان تحصيلکرده زيادي داريم اما چقدر شرايط رسيدن به شغل و ازدواج دارند. جايگاه خانواده متحول شده که بخشي از آن به گسترش شهرنشيني ربط دارد؛ بسياري از جوانان براي تحصيل و کار تمايل به مهاجرت به شهرهاي بزرگ دارند، بنابراين شرايط تنها زيستي برايشان فراهم شده است. ازدواج در جامعه تقليل و تنزل يافته؛ متأسفانه رسانه ها ازدواج را به عنوان جايگزيني براي رفع مسائل جنسي براي جوانان عنوان کرده اند درحالي که ازدواج به جز رفع نيازهاي جنسي، نهادي تاريخي است که مناسبات اجتماعي را شکل مي دهد. عامل ديگر گسيختگي با فرهنگ سنتي است؛ خانواده به عنوان نهادي که به تدريج فرد را براي ازدواج آماده مي کرد، کمرنگ شده است."افزايش خانواده زوجي و تک نفره نگرانکننده است؛ زيرا تشکيل چنين خانوارهايي نه فقط مشکلي از جامعه برطرف نکرده بلکه سبب ميشود اعضاي جامعه نتوانند نيازهاي ابتدايي و اساسي خود را نيز برآورده کنند.در تعريف خانوار تک نفره نيز ميتوان گفت افرادي در اين گروه قرار ميگيرند که به علل مختلف مانند فوت والدين، استقلالطلبي، کهنسالي يا ترک فرزندان زندگي مستقلي دارند.
سيد حسن موسوي چلک،رئيس انجمن مددکاران اجتماعي ايران معتقد است:"درباره خانوادههاي تک فرزند نيز بايد گفت نگراني که در اين بخش وجود دارد اين است که پشتوانه هاي خانوادگي و روابط خويشاوندي در آينده رنگ خواهد باخت در حالي که ساختار خانوارهاي ايراني در گذشته به شکلي بود که حمايتهاي خانوادگي نقش مهمي در مديريت زندگي و کاهش آسيبها و مشارکت اجتماعي داشت.کاهش رغبت به داشتن فرزند در بين زوجهاي جوان مسئلهاي نگرانکننده است، آن هم در شرايطي که بيش از ده سال است که آژير افزايش جمعيت سالمند و کاهش
نسل باروري در کشور به صدا در آمده است.اينها نشانههاي خوبي نيست و بيشک عوارض اين وضع در ساير بخشهاي اجتماعي خود را نشان خواهد داد."
شکي نيست که خانواده امروز ايراني با خانواده متعادلي که بايد سنگ بناي يک جامعه سالم باشد، فاصله زيادي دارد . اين خانواده ، از يک سو هنوز گرفتار بعضي سنت هاي غلط گذشته مانند بي عدالتي و ظلم به زنان بوده و از سوي ديگر آموزه هاي مدرن مانند انکار تفاوت هاي جنسيتي، اختلاط نقش ها، فرد گرايي و اصالت لذت هاي دنيايي ، سلامت، ثبات و حتي کيان خانواده را به خطر انداخته و آسيب هاي جدي اجتماعي به وجود آورده است ،در حاليكه اين موضوع چنان که بايسته است، به دغدغه اصلي انديشمندان و مسئولان جامعه تبديل نشده و عمده طرح ها و بودجه هايي که به نام خانواده تصويب مي شود، عملا در حوزه مسائل زنان قرار مي گيرد ؛ و اين در حالي است که سلامت خانواده شرط لازم براي آسايش و سلامت زنان است و با هدف گيري آن، تعالي کل جامعه نيز حاصل مي شود؛ لذا آسيب شناسي اين نهاد بايد به طور جدي مورد توجه قرار گيرد. آنچه مهم است اينکه آرمان و اهداف انقلاب اسلامي ايجاد آسايش و رفاه براي خانواده هاي ايراني بوده است که البته در سند چشم انداز ١٤٠٤ نيز بدان اشاره شده و تاکيد گرديده است ولي به نظر مي رسد عدم مديريت صحيح موجب شده تا اکنون در وضع مطلوبي قرار نگيريم و بايد گفت که بر ما نيز مبرهن است که بيکاري و اشتغال، اعتياد و تغيير رفتار فرهنگي نسل جديد موجب شده تا خانواده نيز دستخوش تغييراتي گردد؛ لذا اين حداقل انتظاري است که مردم بعد از گذشت ٣٩ سال از استقرار نظام جمهوري اسلامي ايران براي تقويت بنيان خانواده با ايجاد رفاه نسبي خود از مسئولان دارند که بايد همه بدان اهتمام ورزيم.