با جنايتي كه رژيم صهيونيستي در روز انتقال غيرقانوني سفارت امريكا از تلآویو به قدس انجام داد كه منجر به شهادت بيش از 50 فلسطيني شد، انتظار آن بود كساني كه مدعي فعاليتهاي حقوق بشري هستند، واكنش نشان دهند، اما سكوت آنها مشهود بود. يكي از آنها مسيح علی نژاد بود كه با توضيحي كه علي عليزاده در اينستاگرامش نوشته، دليل سكوتش كمي روشن شد. علي عليزاده، كارشناس سابق بيبيسي با پرسشي كه كسي از او كرده، آغاز ميكند و مينويسد: «ميپرسد مسيح علی نژاد كه درباره هر موضوع كوچك و بزرگي بلافاصله اظهارنظر میکند و با نمايش بيپرده شخصیترین احساساتش، خود را وجدان حقوق بشري دنيا نشان میدهد، چرا بهرغم گذشت 24 ساعت، حتي يك كلمه درباره قتل 60 فلسطيني صحبت نكرده؟» و بعد عليزاده از ارتباط مسيح علینژاد با صهيونيستها و تغيير روند تحويل گرفتن او توسط رسانههاي اپوزيسيون بعد از گرفتن يك جايزه ميگويد: «ميگويم اپوزيسيون و رسانههاي اپوزيسيون مسيح علی نژاد را هیچوقت جدي نمیگرفت و بيشتر از ساخت يكي دو آيتم در ماه بازي نمیداد. اين موضوع حتي بعد از آغاز به كار كمپين آزادیهای يواشكي تغيير چنداني نكرد. اما بهمن 93 ورق برگشت. علی نژاد ناگهان نهتنها در رسانههاي فارسي دولتهای غربي كه در رسانههاي بينالمللي غرب به عنوان سخنگو و رهبر جنبش زنان ايران معرفي شد. بهمن 93 علی نژاد جايزه ويژه زنان را از دست آلفرد موسي، رئيس صهيونيست سازمان يو. ان. واچ در تشكل ژنو دريافت كرد. آلفرد موسي بلافاصله بعد از تقديم جايزه علی نژاد راهي واشنگتن شد تا در سخنراني نتانياهو عليه توافق هستهاي شركت كند. »
اما يو. ان. واچ چيست؟ توضيح علي عليزاده را در اين مورد بخوانيم: «يو. ان. واچ يكي از بدنامترين تشكلهاي متعلق به اسرائيل است كه در فضاي غربي هیچکس از اين تعلق بیخبر نيست. وظيفه اين سازمان حمله به همين چند قطعنامه بیقدرت سازمان ملل در سال عليه اسرائيل است. قدرت بلامنازع لابي صهيونيستي در رسانههاي بزرگ جهان امري تخيلي نيست. واقعيتي پذيرفته شده و عيني است. حالا شايد سكوت مسيح علی نژاد درباره سلاخي فلسطين را بهتر بفهميد. كساني را میشناسم كه به خاطر مخالفتشان با حجاب اجباري از كمپين مسيح علی نژاد حمايت میکنند. قبلاً هم گفتهام. مسيح علی نژاد در بلندمدت تنها يك وظيفه دارد: مشروع كردن تحریمهای غرب عليه ايران. پس هر لايكي كه بر مطلب او میزنی عملاً لايكي است كه بر تحريم اقتصادي ايران میزنید. »
ربط انتقال سفارت امريكا در اسرائيل به رفع حصر!
چندان علاقه نداريم سران فتنه را مرتبط با امريكاييها و حتي بدتر، اسرائيليها بدانيم اما حاميان آنها از سر بي استدلالي گاه حرفهايي ميزنند كه خودشان بهانه دست ميدهد كه بگوييم سران فتنه را چه به صهيونيستها؟!
حسن رسولي، فعال اصلاحطلب و عضو شوراي شهر تهران، طي يادداشتي در روزنامه اعتماد نوشته كه «اگر تاكنون نسبت به ضرورت انجام گفتوگوي ملي، اعلام عفو عمومي و توسعه اخوت و برادري بين صفوف ملت صرف نظر از طرز فكر آنان، قوم، نژاد، دين، مذهب و... ترديدي وجود داشت، هم اكنون كه كليت كشور تمامقد در مقابل امريكا ايستاده است، درست در شرايطي كه امريكا بنا دارد سفارت خود را به بیتالمقدس منتقل كند، تحقق اين آشتي ملي بيش از بيش احساس ميشود!»
البته يكي از منظورهاي اصلاحطلبان از آشتي ملي، رفع حصر سران فتنه بدون محاكمه است و حالا از جرياني كه شكست داعش به برجام ربط ميداد و برجام را به آب خوردن ملت لابد نبايد تعجب كرد كه با شنيدن خبر انتقال سفارت امريكا دم از آشتي ملي بزند و حتي خواستار عفو عمومي يا همان آزاد كردن بدون توبه موسوي و كروبي از حصر باشد. پيش از اين احمد نقيبزاده، از استادان اصلاحطلب نيز در اظهاراتي گفته بود براي نشان دادن حسن نيت به غرب بايد حصر را برداشت. استاد اصلاحطلب ديگري به نام محسن رناني هم در يادداشتي مطبوعاتي نوشته بود كه براي بهبود كشور در شرايط پساتحريم، بايد درباره حوادث سال 88 اعلام آشتي ملي و در ادامه نيز عفو عمومي اعلام شود! پسابرجامي كه حالا تبديل به بدون برجام شده است.