کد خبر: 905964
تاریخ انتشار: ۲۱ ارديبهشت ۱۳۹۷ - ۲۲:۰۰
داماد كينه جو وقتي متوجه شد همسرش مهريه هزار سكه‌اي‌اش را به اجرا گذاشته است با اجير كردن مردي رستوران مجلل و خودروي گرانقيمت پدر زنش را آتش زد.

به گزارش خبرنگار ما، اوايل فروردين‌ماه امسال بود كه مردي به اداره 16‌پليس آگاهي تهران رفت و از آتش‌سوزي خودروی شاسی‌بلند و رستوران مجللش در لواسانات شكايت كرد.
شاكي در توضيح ماجرا گفت: من رستوران‌دار هستم و علاوه بر تهران در لواسانات هم رستوران مجللي دارم. ساعتي قبل همسايه‌هايم به من خبر دادند رستوران لواسانم دچار آتش‌سوزي شده است. به سرعت به محل حادثه رفتم كه متوجه شدم آتش‌نشانان آتش را خاموش كرده‌اند، اما رستورانم به كلي نابوده شده بود و خودروي شاسي بلند گرانقيمتم نيز كه در پاركينگ رستوران بود در آتش سوخته بود. كارشناس آتش‌نشاني در محل حادثه اعلام كرد آتش‌سوزي عمدي بوده است به همين دليل به اداره آگاهي آمدم تا عامل آتش‌سوزي را شناسايي و دستگير كنيد.
پس از طرح اين شكايت تيمي از كارآگاهان پليس‌آگاهي براي بررسي حادثه وارد عمل شدند. مأموران در بررسي فيلم دوربين مداربسته مشاهده كردند لحظه حادثه مردي نقابدار در نزديكي رستوران از موتور سيكلتي پياده شده و با پاشيدن بنزين رستوران را آتش زده و بعد به سرعت از محل گريخته است.
در شاخه ديگر از تحقيقات مأموران دريافتند شاكي مدتي است با دامادش اختلاف دارد به طوريكه شاكي دامادش را از رستوران بيرون كرده است. به همين دليل احتمال دادند آتش‌سوزي عمدي از سوي دامادش رخ داده است پس از اين مأموران سراغ شاكي رفتند تا با تحقيق از او راز آتش‌سوزي را بر ملا كنند. شاكي در تحقيقات گفت كه مدتي است با دامادش اختلاف دارد، اما گمان نمي‌كند عامل آتش‌سوزي دامادش باشد.
وي ادامه داد: چند سال قبل فريد در رستورانم شروع به كار كرد. او پسر كاري بود و اعتماد مرا جلب كرد به طوريكه من دخترم را به عقد او در آوردم. مدتي گذشت و او مدير رستورانم بود و در اين مدت هم حدود 50‌ميليون تومان به او كمك كردم تا مشكلات مالي‌اش را حل كند، اما متوجه شدم او با دخترم اختلاف پيدا كرده است. سعي كردم آنها را آشتي دهم، اما دخترم گفت كه او رفيق‌باز است و به زندگي‌اش توجهي ندارد تا اينكه دخترم به دادگاه رفت و مهريه هزارسكه اي‌اش را به اجرا گذاشت. پس از اين اختلافات آنها زياد شد و فريد هم از آن روز به بعد ديگر به رستوران من نيامد. وی ادامه داد: شب حادثه خسته بودم و خودروي شاسي بلند گرانقيمتم را در رستوران پارك كردم و با تاكسي تلفني به خانه‌ام رفتم كه همسايه‌هاي رستوران تماس گرفتند و خبر آتش‌سوزي رستورانم را به من دادند.
مأموران در ادامه به فريد مظنون شدند و وي را به صورت نامحسوس تحت نظر گرفتند تا اينكه متوجه شدند او با مرد ناشناسي ارتباط دارد كه شباهت زيادي به عامل آتش‌سوزي دارد. بدين ترتيب وي را براي بازجويي به اداره پليس احضار كردند.
متهم در بازجويي‌ها منكر جرم خود شد و گفت: من روز حادثه براي انجام كاري به جزيره كيش رفته بودم و وقتي به تهران برگشتم در جريان آتش‌سوزي رستوران و خودروي پدر زنم قرار گرفتم و عامل آتش‌سوزي را هم نمي‌شناسم.
در حالي كه تحقيقات درباره اين حادثه ادامه داشت مردي به اداره پليس رفت و گفت عامل آتش‌سوزي را مي‌شناسد. وي به مأموران گفت: من از دوستان فريد هستم. فريد به خاطر اختلافاتي كه با پدر زنش داشت مردي به نام شهروز را اجير كرد و او هم رستوران و خودروي شاكي را آتش زد.
بدين ترتيب مأموران شهروز را شناسايي و بازداشت كردند.
متهم در بازجويي‌ها به جرم خود اقرار كرد و گفت: مدتي بيكار بودم و مشكل مالي داشتم تا اينكه داماد شاكي که از قبل او را مي‌شناختم به سراغم آمد و گفت اگر رستوران پدر زنش را آتش بزنم، پول خوبي به من مي‌دهد. وقتي پيشنهاد او را شنيدم وسوسه شدم و قبول كردم. چند روز قبل از حادثه او مرا به نزديكي رستوران پدر زنش برد و قرار شد نيمه‌شب به رستوران بروم و آنجا را آتش بزنم. شب حادثه نقاب به صورت داشتم تا شناسايي نشوم، اما نمي‌دانم مأموران چطور مرا شناسايي كردند.
پس از اين مأموران فريد را به اتهام اجير كردن مرد آتش‌افروز بازداشت كردند. وي ابتدا منكر جرم خودش، اما وقتي با مدارك و دلايل روبه‌رو شد به جرم خود اقرار كرد و گفت: پدر زنم مرد پولداري است. چند سالي در رستورانش كار كردم تا اينكه تصميم گرفتم با دخترش ازدواج كنم. او موافقت كرد و دخترش را به عقد من در آورد. انتظار داشتم او به من كمك كند تا خيلي زود وضع مالي‌ام خوب شود، اما او مي‌گفت خودش از صفر شروع كرده و من هم بايد سختي زيادي بكشم تا پيشرفت كنم. او فقط 50‌ميليون تومان به من كمك كرد و وقتي هم متوجه اختلاف من و همسرم شد از من خواست 50 ميليون را به او پس دهم. از طرفي هم هر روز اختلاف من و همسرم بيشتر مي‌شد تا جايي كه همسرم به دادگاه رفت و مهريه هزار سكه‌اي‌اش را به اجرا گذاشت. از آن روز به بعد زندگي‌ام سخت شد و به همين دليل از پدر زنم كينه به دل گرفتم و نقشه آتش‌سوزي رستورانش را طراحي كردم. به خاطر اينكه شناسايي نشوم مردي به نام شهروز را كه از قبل مي‌شناختم با دادن مبلغي اجير كردم تا رستوران پدر زنم را آتش بزند و او هم طبق نقشه نيمه‌هاي شب رستوران را آتش زد. يك روز قبل از حادثه هم به جزيره كيش رفتم تا هيچ رد‌پايي از خودم به جا نگذارم اما در نهايت دستم رو شد.
متهمان پس از تحقيقات با صدور قرار قانوني روانه زندان شدند.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار