با خروج ايالات متحده از برجام، مسير توافق چگونه پيش خواهد رفت؟ در اين رابطه چند مهم گفتني است:
1- نخستين مسئله حمايت دنبالهدار اروپا از توافق است كه تا چه ميزان ريشه در واقعيت دارد؟ در مارس۲۰۱۸ طي سندي كه توسط خبرگزاري رويترز رسانهاي شد، اروپا جهت نگهداشت امريكا در برجام پيشنهاد افزايش فشار و تحريم عليه ايران را مطرح كرده بود. اين مسئله بيانگر آن است كه اروپا در اعمال فشار عليه جمهوري اسلامي تا رسيدن به نقطه مطلوب، چنانچه از امريكا پيش نباشد عقب هم نيست و اين تصوير حمايتگري اروپا را به چالش ميكشد. برجام براي اروپا و امريكا نه يك توافق چندبعدي كه صرفاً تسهيل كننده منافع ثانويه در حوزههاي مهمتر موشكي و منطقهاي و حصارزني به دور اقتدارافزايي روزافزون ايران اسلامي و كنترل آن است و اگر اين مهم محقق نشود- كه نشده است- همان خاصيت نمادين را نيز از دست ميدهد. امانوئل ماكرون چندي پيش هدف خود از گمانهزني با ترامپ را نه متقاعدكردن وي پيرامون برجام كه يافتن راهي سازنده مبتني بر چندجانبهگرايي دانست. در حالي كه نخستين خروجي مورد انتظار از چندجانبهگرايي، پنهان شدن كفهها و روابط نابرابرِ قدرت است اما روند و متن توافق و سياستهاي رفتاري اروپا و امريكا در قبال ايران از نگاه «دوجانبه يا يكجانبه» به برجام خبر ميدهد و نه چندجانبه. ميل اروپا به خروج از برجام به دنبال امريكا- به رغم حمايت ظاهري- رويكرد غيرچندجانبه آن را بيشتر به نمايش ميگذارد.
۲- چندي پيش روزنامه ايزوستيا به نقل از مقامي در وزارت خارجه فرانسه نوشت: «پاريس سخنان ترامپ در خروج از برجام را مورد توجه قرار ميدهد. نه تنها فرانسه كه ساير طرفهاي اروپايي نيز ممكن است برخورد واشنگتن را الگو قرار دهند.» همين روزنامه در ادامه به نقل از مقام آگاه ديگري عنوان كرده است: «پاريس(در صورت ماندن در برجام) امكان تغيير شرايط توافق با تهران را بررسي ميكند چراكه برخي مفاد برجام براي دولت جديد فرانسه ترديدزاست و با آن موافق نيست.» اين نشان از «خروج قطعي»يا «بقاي مشروط» فرانسه در برجام است كه باتوجه به روند كنوني و گفته و شنيدهها، احتمال خروج كامل اروپا پس از امريكا از برجام با يك وقفه كوتاه، محتملتر است. بر فرض ماندن اروپا در برجام، آيا بايد چنين مسئلهاي موجب رضايت و پذيرش ايران باشد و اهداف نخستين جمهوري اسلامي را حاصل خواهد كرد؟
1- سخنان«پيرس» سفير انگلستان در سازمان ملل جالب توجه است: «اروپا بر حفظ برجام تأكيد دارد اما گرفتن يك توافق جانبي در كنار برجام را مدنظر دارد.» اين سخنان يادآور ميشود كه حتي در صورت بقاي اروپا در برجام نيز عملاً همان توافق صوري را خواهيم داشت كه حتي اهداف اوليه ايران يعني عبور از تحريمها را نيز محقق نميسازد. مضافاً احتمال از سرگيري تحريمهاي ظالمانه از سوي امريكا نيز مطرح است. چنانچه امريكا طي تدابير مشترك با اروپا، به رغم خروج از برجام تحريم جديدي اعمال نكند، ايران بازهم در مسير امتيازخواهي بيشتر اروپا تحت عنوان«توافق جانبي» قرار خواهد گرفت. محدوديت و فشار غيرمستقيم نيز بيشك اهرمهاي ممكنسازي توافق جانبي خواهد بود كه نشان از بلندتر شدن سايه تحريمها بر سر كشور است!
2- رئيسجمهوري نيز چندي پيش مجدد تكرار كرد كه«هدف از برجام رفع تحريمها از سر كشور بوده است.» در حالي كه برجام باحضور دست و پا شكسته امريكا نيز قدرت زدودن سايه تحريمها را نداشت. ادامه زنجيره تحريمها پس از برجام كه تنها عناوين آن از هستهاي به حقوق بشر و مانند آن تغيير كرده است، چون محدويت ويزا براي ايرانيان، تمديد۱۰ساله قانون آيسا، تحريم چندين شخص حقيقي و حقوقي منصوب يا مرتبط با نظام جمهوري اسلامي و دهها تحريم و طرح ضدايراني ديگر كه اثر خنثای برجام را در رفع تحريمها بازگو ميكند. نكته مهمتر آنكه جمهوري اسلامي با خروج امريكا از برجام و موضع ناپايدار اروپا، در مسير يك انتخاب استراتژيك قرار خواهد گرفت. سياستهاي ترامپ همواره بر پايه تحريك ايران به نقض برجام و اتهامزني مكرر ازآن بوده است. همچنين همپوشاني اهداف، منافع و سياستهاي اروپا و امريكا، احتمال«تلهگذاري از سوي امريكا با همكاري عامدانه يا غيرعامدانه اروپا» را با هدف بهرهبرداري بيشتر از اين ميدان تقويت مينمايد. حضور مشروط اروپا و توقف موقت تحريمهاي مورد انتظار از سوي امريكا، ايران را در دو راهي حفظ يا عبور از برجام قرار ميدهد كه عدم راهبري درست هر يك از اين انتخابها كشور را متحمل خسارات متعدد ميكند. حفظ دو استراتژي براي جمهوري اسلامي كمككننده خواهد بود:
۱- خروج دولت از انفعال در مقابل سياستهاي ضدبرجامي امريكا و مانور روي آن با هدف افشاي حقيقت امريكا.
۲- پافشاري نرم بر عدم امكان هر گونه توافق جانبي و بياعتماد شدن جمهوري اسلامي به غرب با هدف تصويرسازي صحيح از ايران.
اروپا چنانچه منافع خود را تحقق نايافته ببيند، دليلي بر ماندن در برجام نداشته و از پوسته نمايشي خويش خارج ميگردد. اين دستاورد اندكي براي كشور نخواهد بود. در شرايطي كه امريكا همچنان تصويرسازي حول غيرقابل اعتماد بودن ايران را در سر ميپروراند تا مسير اهداف ثانويه خود در منطقه را هموار سازد، با پاتكي جدي روبهرو خواهند شد. حداقل امتيازي كه ايران در اين ميدان به دست خواهد آورد مانعگذاري بر سر راه امتيازدهي بيشتر، حفظ كرامت كشور و نمايش آمادگي در حركتي به سمت آينده بدون برجام خواهد بود.