کد خبر: 904447
تاریخ انتشار: ۱۰ ارديبهشت ۱۳۹۷ - ۲۱:۴۷
زینب شریعتی

۱۵شعبان سالروز ميلاد صاحب الزمان (عج) مجالي براي پرداختن به برخي كجروي‌هاي سياسي و نگرشي حول حكومت ديني- آرماني در كشور است. مهدويت به عنوان بُعد جدايي‌ناپذيرِ دكترين جمهوري اسلامي، همواره مورد سوءاستفاده و كارشكني گروه‌هاي سياسي متفاوت قرار گرفته و جريان‌سازي‌هاي متعدد را موجب شده است. دو جريان قابل توجه را پس از انقلاب در اين رابطه مي‌توان برشمرد:

۱- نوسكولارها و نواندیشان ديني: با افولِ انديشه «افتراق كامل دين از سياست» رگه جديد نوسكولارها در بدنه سياسي كشور رشد كرد. مهدي بازرگان و ابراهيم يزدي را باید نخستين رفرميست‌هاي سياسي- مذهبي آن دانست كه با تقسيم حكومت به دو نوع حكومت مردمي و ديني- مهدوي خواهان دوري از فضيلت‌گرايي سياسي شدند غافل از آنكه ملت نخستين اصل يك نظام ديني است. نهضت آزادي به عنوان قالب فكري و ايدئولوژي‌ساز براي نوسكولارها، اگر چه خود را سكولار نمي‌دانست اما با تئوري‌هاي جديدي چون جابه‌جايي اصل و فرع و ضديت با سياست‌هاي ديني جمهوري اسلامي اساساً همان مسير سكولاريته را در پيش گرفت. اثرات اين تفكر در دو ميدان بسط يافت و همچنان باقي است:

الف- تأثيرات فكري: بسياري مواضع فكري كه در جريانات معارض پس از انقلاب بروز يافت، نخستين بار از سخنان نوانديشان ديني چون سيدجمال‌الدين اسدآبادي و سپس مرامنامه نهضت آزادي سربرآورد و به عنوان يك خط مشي و سياست كلان معرفي گرديد. به كار بردن لفظ «تعادل» و قرنطينه كردن ارزش‌گرايي در داخل و عدم بسط آن به حوزه سياست خارجي، نمونه آن است. تا قبل از آن هيچ يك از احزاب رسمي يا غيررسمي از تعادل به عنوان يك كنش سياسي ياد نكرده بودند يا چينش عامدانه الفاظ دموكراسي، مردم و مليت در اصل۳ مرامنامه طعنه به جمهوري اسلامي و مكتبي‌گرايي داشت. اين مواضع فكري بعدها جريانات سياسي متعددي را راهبري كرد كه بعضاً رو به افول گذاشتند. ناگفته نماند كه چهره هايي چون آيت الله طالقاني و شريعتي را نمي‌توان صرف گرايش به نوانديشي يا عضويت در نهضت آزادي، نوسكولار دانست.

ب- تأثير جرياني: پافشاري بر مبارزه فكري(به جاي مبارزه ميداني) جريان‌سازي قابل توجهي را از سوي ايدئولوگ‌هاي اين تفكر، در ايران پس از انقلاب موجب شد. پس از ترديد نظام پيرامون صلاحيت يزدي در عهده‌داري مناصب حكومتي، از آن جهت كه شاهراه اين جريان به سمت قدرت مسدود شد، تزريق فرمولاسيون سياسي خود را از طريق گفتمان‌سازي در كتاب‌ها و نوشته‌هاي متعدد در پيش گرفت كه مجموعه «روشنفكري ديني و چالش‌هاي جديد» نمونه مهم آن است. تأكيد بر تنش‌زدايي از حوزه روابط بين‌الملل و در عين حال ايجاد تنش داخلي، تعامل‌گرايي، جنگ‌هراسي(دفاع‌‌هراسي)، رويش دوباره پراگماتيسم و ليبراليسم و مانند آن، از اَكت‌ها و روش‌هاي اين جريان است كه حركت در مسير منزوي كردن دين، مهدويت و ارزش‌گرايي سياسي دليلي بر اثبات نوسكولارگرايي در بطن آن است. اين انديشه، در يك زايمان پردرد ليبراليسم كنوني را متولد ساخته و خود به استراحتگاه رفته است.

۲- حلقه انحرافي: نزديك به دهه۹۰ و پس از تثبت در قدرت، به يك روش اعتقادي حول مواضع جمهوري اسلامي روي آورد و خود را به عنوان نسل نوين اصلاح‌گرايي مطرح كرد. اين جريان كه خود را تنها رهرو واقعي سياست
ديني- آرماني در كشور مي‌دانست و حتي نظام برخاسته از آن را عقب‌تر از خود مي‌ديد، در انحصارگرايي و انحراف تا بدان جا پيش رفت كه دولت دهم را با ماهيتي كاملاً متفاوت از دولت نهم به عرصه قدرت آورد و آسيب‌هاي بسيار به پيكره فكري جامعه وارد كرد.

مهم‌ترين نكته در جريان‌شناسي انحرافات سياسي- اعتقادي پس از انقلاب، برخاستن صداهاي يكسان از حلقوم‌هاي متفاوت است كه از خط مشي واحد آنان خبر مي‌دهد:

1- هر دو جريان درصدد بازتعريف انقلاب اسلامي مبتني بر الگوريتم فكري خود برآمدند. ۲- سياست‌هاي نادرست مديريتي هر دو ناشي از بدفهمي كه در نوانديشان به«انكار لزوم فضيلت‌گرايي سياسي» ختم گرديد و در انحرافيون به افراط«خودمبنا‌انگاري» و حتي تمام حركت‌ها و اشتباهات خويش را ذيل اراده امام زمان دانستن! ۳- ارتجاع به انديشه‌هاي منسوخ، ايدئولوگ‌ها و اپوزيسيون‌هاي خارج‌نشين و بهره‌برداري در مسير بقاي خود (مانند آراي عبدالكريم سروش براي نوانديشان و تئوري‌هاي جريان‌هاي خلق‌گرا براي انحرافيون) و قرباني كردن نظام در اين ميان. ۴- تدليس اجتماعي و فريب افكار عمومي با غوغاسالاري و مظلوم‌نمايي. ۵- رويكرد راديكال نسبت به اكثر مواضع ملي و منطقه‌اي اما با تاكتيك‌هاي متفاوت آنارشيستي و ليبراليستي(مانند رويكرد مماشات گرايانه و مشابه نسبت به سياست‌هاي نظام پيرامون اسرائيل)
۶- راهبردهاي فرهنگي ساختارشكنانه و فقه‌گريزانه، تغيير اولويت‌ها و ارزش‌ها در حيطه حجاب، فروش مشروبات الكلي، قصاص و... در هر دو جبهه.
چرا مقابله با اينگونه انحرافات سياسي كه هدفي جز بقاي در قدرت ندارند، از اولويت‌هاست؟ آسيب‌هاي اين جريان از چهار منظر: ساختار جمهوري اسلامي، تفكر انقلاب اسلامي، باور مهدويت و شاكله مديريتي حائز اهميت است.
الف) اين اقدامات اغلب به نام جمهوري اسلامي تمام شده و موجب سكولاريزه كردن جامعه و شكاف ملت و حكومت مي‌گردد.
ب) موجب بدفهمي‌هاي مجدد و تعاريف انحرافي از انقلاب و در نهايت استحاله نرم آن در حوزه قدرت مي‌شود.
ج) باور مردم نسبت به مهدويت و لزوم حكومت ديني را به چالش مي‌كشاند و جاده صاف كن انديشه‌هاي جايگزين و دشمن پسند در كشور مي‌گردد.
د) مديريت سياسي- اسلامي را با ترديد اجتماعي رو‌به‌رو كرده و مردم را به اين پرسش مشغول مي‌نمايد كه آيا دولت مهدي موعود نيز اينگونه خواهد بود؟!

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار