در زمانی که آتش جنگ های جهانی دامن گیر بشریت شد، هیچگونه مقررات بین
المللی برای تثبیت نرخ مبادلات ارزی وجود نداشت و نوعی هرج و مرج پولی در
تمام جهان حاکم شده بود. در جولای ۱۹۴۴، نمایندگان ۴۴ کشور در کنفرانس
«برتون وودز» واقع در ایالت همپشایر آمریکا، راه خروج از این هرج و مرج را
تاسیس بانک جهانی و صندوق بین المللی پول دانستند و با پذیرش دلار آمریکا
به عنوان ارز مرجع، نظم نوینی را برای نظام پولی جهان به ارمغان آوردند(۱).
بیست و هفت سال این نظام پولی بر جهان غالب بود و مدیریت بانک مرکزی با
استفاده ابزاری از امکانات بانک جهانی و صندوق بین المللی، حاکم بلامنازع
اقتصاد جهانی بود و نقش بسیار مهمی را در بازسازی جهان پس از جنگ جهانی
ایفا کرد. پس از جنگ جهانی آمریکا و انگلیس در قالب صندوق بین المللی پول
به کشورهای خسارت دیده وام می دادند. این امر موجب شد تا آمریکا دلارش را
که یکه تاز عرصه پولی و ارزی جهان بود بدون پشتوانه طلا چاپ کند.
در سال ۱۹۶۰ نهضت بازگشت طلا (به پیشتازی فرانسه) به جای دلار کلید خورد و
تا سال ۱۹۶۷ و افزایش درخواست ها، بحران جدید برای نظام «برتون وودز»
پدیدار گشت(۲). با توجه به جنگ
خانمان سوزی که آمریکا در ویتنام شروع کرد، تصور عمومی بر کاهش ارزش دلار
بود که بر همین اساس کشورها به فکر خلاصی از دلار و ذخیره طلا به جای آن
افتادند. اما آمریکا به میزان اسکناس ها طلا نداشت و نمی توانست پاسخگوی
تقاضاها باشد، لذا در سال ۱۹۱۷ نظام پولی «برتون وودز» به صورت کامل فرو
پاشید. این امر موجب بروز تورم شدید در جهان و کاهش ارزش دلار شد(۳).
تغییرات جدید کشورهای تولید کننده نفت، «اوپک» را به این فکر انداخت که به
جای دلار بر پایه سبدی از ارزهای مختلف نفت خود را خرید و فروش کرده و تیر
خلاص را بر حاکمیت دلار بزند. اما آمریکا با طرح مذاکرات آمریکایی- سعودی (
به عنوان بزرگترین تولیدکننده نفت)، تصمیم کاخ نشینان عرب را بر مبادله با
دلار تثبیت کرد.
این موضوع وقتی با افزایش قیمت نفت همراه شد موجب تثبیت موقعیت دلار و نجات
آن از سقوط گردید. این دوره به سیستم «پترودلار» یا «دلارهای نفتی» معروف
شد و پشتوانه ی دلار از طلا به نفت انتقال یافت(۳).
در سال ۱۹۹۹ با تولید یورو و تبدیل زود هنگام آن به یک ارز بین المللی
نیرومند، برخی کشورها بخشی از ذخیره ارزی خود را از دلار به یورو تبدیل
کردند. این تغییر همزمان با کندی رشد اقتصادی آمریکا صورت گرفت.
این اتفاقات موجب شد تا برخی از تولیدکنندگان نفت (مانند عراق) مبادلات خود
را با یورو انجام دهند؛ بر همین اساس، وقتی آمریکا موقعیت دلار را در خطر
دید، سیاست های میلیتاریسم و نظریه جنگ های پیشگیرانه را در دستور کار خود
قرار داد تا بدین وسیله یکی از پایه های امپراتوری و هژمونی خود را حفظ کند
و از فروریختن آن جلوگیری کند(۴).
۱) «دکترین ایگنوتوس» ترجمه مرکز تحقیقات پیشرفته ضدتروریسم ایران، فصل سوم، بخش اول
۲) طلا همانند روح سرگردانی دائم به سراغ سیستم مالی ما می آید – سایت کد آمایی
۳) جنگ ارزی، جیمز ریکاردز، ترجمه گروه بازرگانی و تجارت بنیاد تعاون ناجا، ص ۱۱۵
۴)Iran and the Petrodollar Threat to U.S. Empire, Christopher Doran, ۲۰۱۲