شيوا نوروزي
بازيكنسازي و كشف استعدادها دو ویژگی مهم فوتبال حرفهاي محسوب ميشوند كه متأسفانه در فوتبال ايران نه تنها اهميتي به آن داده نميشود بلكه ريشه تيمها و باشگاههاي ريشهداري كه روزگاري منبع پرورش بازيكنان مستعد داخلي بودند هم در سالهای اخير خشكيدهاند تا امروز تعداد پديدههاي آيندهدار درفوتبالمان به حداقل برسد و محتاج خارجيهاي بيكيفيت باشيم.
در يكي دو دهه اخير و قبل از آنكه همه ادعاي حرفهايگري داشته باشند، فوتباليستهاي وطني از زمينهاي خاكي به تيمهاي سازندهاي چون فجر، برق، راهآهن، پاس و ... ميپيوستند و در نهايت هم پس از درخشش در تيمهاي پايه به تيمهاي مطرح ليگ ميرسيدند. اين پروسه سالهاي سال ادامه داشت و بسياري از چهرههاي شناخته شده فوتبال ايران از همين تيمهاي بازيكنپرور به تيمهاي مطرح راه يافتند، با پيراهن ملي به افتخارات بزرگي رسيدند و حتي بعضاً لژيونر هم شدند. منتها گذشت زمان و دادن لقب حرفهاي به فوتبال كشورمان ثمري نداشت جز نابودي تيمهاي قديمي و سازنده، بيتوجهي به پايهها، انتقال برخي تيمها به شهرهاي مختلف و سوءمديريتهاي كشنده ضربهاي جبرانناپذير به پايه فوتبال زد و آثار جبرانناپذير آن را در اين سالها مشاهده كردهايم. در ليگ برتري كه گردش مالي آن فقط در بخش خريد بازيكن و مربي سر به فلك گذاشته، پيدا كردن پديده جوان و آيندهدار واقعاً دشوار است. در مدتي كه نام حرفهاي را روي ليگ گذاشتهاند، تعداد بازيكناني كه واقعاً ستاره باشند انگشتشمار بودهاند و سايرين تنها دستمزد ميلياردي ميگيرند و ادعاي ستاره بودن دارند. درحالي كه ميتوانستيم با حفظ تيمهاي قديمي و بها دادن به آنها، امروز ما هم پديدهها زيادي را در سطوح مختلف فوتبال كشور شاهد باشيم و حتي بازيكن به خارج صادر كنيم اما متأسفانه بلايي بر سر باشگاههاي بازيكنساز آوردند كه يا منحل شدند يا اكنون منتظر سقوط به دسته سوم هستند. در صورتي كه كشورهاي صاحبنام فوتبال و همچنين رقباي آسيايي از بها دادن به تيمهاي پايه و كشف استعدادها در تيمهاي باشگاهي غافل نشده و نميشوند، چراكه ميدانند سرمايهگذاري روي نوجوانان و جوانان مستعد در آينده به نفع خودشان تمام خواهد شد. با فروش بازيكن به تيمهاي مختلف چندين برابر هزينه صرف شده به حسابشان برميگردد و از اين طريق درآمدزايي هم ميكنند. در واقع مديريت حرفهاي جز اين نيست و آقايان در فوتبال ايران فقط ادعاي حرفهايگري دارند. پر كردن جاي خالي ستارههاي دهه 70 و 80 رؤيايي است كه تاكنون محقق نشده و كارلوس كرش نيز مجبور است براي پر كردن اين خلأ در ليگهاي خارجي به دنبال بازيكنان ايراني دورگه و پرورشيافته در اروپا باشد. حق هم دارد، آكادمي بازيكنپروري براي ما معني ندارد و نبايد هم منتظر ظهور پديدههاي جوان باشيم.