
به گزارش خبرنگار ما، شانزدهم اسفندماه سال94 بود كه مردي مأموران پليس تهران را از ناپديد شدن پسرش باخبر كرد و گفت: «چند روزي است از پسرم بيخبرم. همسر و فرزندش نيز از او اطلاعي ندارند. هر چه با تلفن همراهش تماس ميگيريم خاموش است و هرجا سراغش رفتيم از او خبري نيست. نگرانم اتفاق بدي افتاده باشد.»
همزمان با اعلام شكايت، مأموران پليس جسد مرد جواني را در كانال آب در حاشيه شهر كشف كردند كه دست و پايش با بست پلاستيكي بسته بود. با انتقال جسد به پزشكي قانوني و تشخيص هويت مشخص شد جسد متعلق به نويد 35ساله است كه چند روز پيش پدرش اعلام مفقودي كرده بود. به اين ترتيب پرونده با موضوع قتل عمد تشكيل شد و كارآگاهان پليس تحقيقات خود را در اين زمينه آغاز كردند. مأموران پليس بعد از تحقيقات ميداني ابراهيم 30ساله و مجيد 25ساله كه برادرزنهاي مقتول بودند را به عنوان مظنون بازداشت كردند. دو برادر بعد از دستگيري به قتل شوهر خواهرشان اعتراف كردند. ابراهيم در شرح ماجرا گفت: «نويد، شوهر خواهرمان بود و آنها صاحب يك فرزند دختر بودند. اين اواخر نويد به شيشه و مواد مخدر معتاد شده بود و از شركتي كه در آن كار ميكرد اخراج شده بود. او به خاطر اعتياد خيلي بدخلقي ميكرد و اين اواخر آبروي ما را در محل برده بود. او از بقال و كاسبان محل پول دستي ميگرفت و بدتر از همه به خاطر توهم شيشه به خواهرم تهمت ميزد.» متهم در خصوص قتل گفت: «از دست او خسته شده بوديم و چند بار تصميم گرفتيم او را در كمپ بستري كنيم، اما او زير بار نميرفت. تا اينكه چند ماه پيش به بهانهاي او را در خيابان سوار ماشين كرديم و ميانه راه بود كه فهميد، ميخواهيم او را به كمپ ببريم. آنجا بود كه شروع به بيقراري كرد تا ما را منصرف كند به همين دليل هر بار كه ماشين از روي دستانداز رد ميشد ميخواست خودش را از ماشين پرتاب كند، اما مانع شديم تا اينكه مجبور شديم دست و پاي او را با بست ببنديم و دهانش را چسب بزنيم. بعد از آن من و مجيد كمي او را تنبيه كرديم تا شايد آرام بگيرد كه متوجه شديم از نفس افتاده و بدنش يخ كرده است.»
متهم در آخر گفت: «وقتي متوجه مرگ نويد شديم از ترس جسدش را در كانال آبي حوالي پاكدشت رها كرديم و گريختيم.» با تأييد اين توضيحات از سوي ديگر متهم هر دو برادر به اتهام مباشرت در قتل روانه زندان شدند و در حاليكه پرونده در حال كامل شدن بود اوليايدم با دریافت 120ميليون تومان ديه به دادسرا رفتند و اعلام رضايت كردند.
به اين ترتيب پرونده دو متهم جهت رسيدگي از جنبه عمومي جرم به شعبه دهم دادگاه كيفري يك استان تهران فرستاده شد و دو برادر صبح ديروز در همان شعبه به رياست قاضي قربانزاده حاضر شدند. بعد از اعلام رسميت جلسه برادر بزرگتر در جايگاه ايستاد و خلاف اظهاراتش گفت: «همه اظهاراتم در پليس آگاهي به خاطر فشارهاي بازجويي بود و من در قتل نقشي نداشتم. اين مجيد بود كه دست و پاي مقتول را بست و جسد را در كانال آب انداخت.»
سپس مجيد در جايگاه ايستاد و او نيز خلاف اظهاراتش گفت: «بعد از اعتراف برادرم به قتل نويد، چند ماه بعد پسرش به دنيا آمد به همين دليل عذاب وجدان گرفتم و تصميم گرفتم حقيقت را بگويم. ابراهيم در قتل نويد نقشي نداشت و خودم دست و پاي مقتول را بستم و وقتي متوجه مرگ او شدم جسدش را به تنهايي در كانال آب انداختم و فرار كردم.»در پايان هيئت قضايي جهت صدور رأي وارد شور شد.