یعنی عجیب پرکار شده اند این مدیران سینه چاک برای خدمت به ورزش در راه خدا و خدمت به مردم.
تنها چیزی که در ذهن این مدیران سینه چاک جایی ندارد بحث حقوق و سفرهای خارجی و ماشین های گرانقیمت و پشت میز نشینی در اتاق های شیک و مبل های رنگارنگ و صبحانه و ناهار هفت رنگ است.اون چند نفری هم که در دوران دولت موقت ورزش(سرپرستی های موقت) برای اتاق های موقتی خود 700 میلیون و 500 میلیون هزینه کردند هنوز خیلی با فضای ورزش آشنا نبودند و چون تازه به فدراسیون آمده بودند فکر کردند که در همین مدت کوتاه دو سه ماهه به اندازه چند سال دفتر مدیریت را تجهیز کنند تا باقیات و صالحات از خود بر جای گذاشته باشند. پس نیت خیر بوده حتی اگر بودجه یکسال فدراسیون را سه ماهه خرج دوتا سفر و تعمیر و نوسازی میز و صندلی دفتر ریاست کرده باشند.
امروز وقتی می بینیم همه فدراسیونها سعی می کنند در انتخابات کمیته ملی المپیک هم باشند و 50 درصد روسای فدراسیونها برای پست های خداپسندانه ثبت نمام کرده اند بیشتر به شیفتگی ایشان برای خدمت به ملت پی می بریم.
خدا وکیلی رییس یک فدراسیون من در آوردی که خودش 25 تا رشته دارد همزمان هم برای کمیته المپیک ثبت نام کرده ، هم برای فدراسیون بسکتبال و هم نایب رییس چند فدراسیون جهانی و دبیرکلی چند انجمن آسیایی !
دولت چه جوری اشتغال ایجاد کند؟!
وقتی یک نفر همزمان جای 20 نفر را گرفته و همه جا بخصوص در ماموریت های و سفرهای خارجی نفر اول است کی و کجا و چگونه جوانان تحصیل کرده ورزش می توانند در این خراب آباد مشغول شوند.
نگاهی اگر به هسته مرکزی فدراسیونها و ادارات کل ورزش داشته باشیم خواهیم دید که از همان اواخر دهه 60 که فدراسیونها بعد از جنگ جانی گرفتند تعدادی آدم مشخص هستند که می چرخند تا در یک فدراسیون باز شود و بروند داخل و بیرون هم نمی آیند.
مگر چه شود که که از دایره ریاست و دبیری و سایر مشاغل بیرون بمانند و گرنه ورزش دست همینها بوده است.
اغلب شان با سیکل یا دیپلم ردی و اکابر آمدند و حالا همه ایشان جناب دکتر پیشوند اسمشان است.
تا سوال می شود که برادر چرا وضع ورزش ما چنین است و همیشه درجا زدیم و در خیلی جاها عقبگرد همه داشته ایم؟
دستی زیر چانه می زنند و نفسی عمیق می کشند که ای آقا...تا آدمهای غیر ورزشی در راس وزارت و کمیته هستند و تا زمانی که مدیریت های ما ثبات نداشته باشد وضع و اوضاع همین است!
خداوکیلی ورزش ما اگر یکی جایی جهش داشته توسط غیر ورزشی های شایسته بوده است گه در ادامه مثال هم می زنیم.جناب رییس فدراسیون..شما که از دهه 60 یا رییس فدراسیون بوده اید و یا مدیر کل و یا دبیر و نایب رییس ، چه گلی به سر ورزش کاشتی.
بلافاصله به بودجه کم ورزش اشاره می کنند که با این بودجه های کم نمیشه کاری کرد.
خب بفرمایید کمترین بودجه ایی که به فدراسیونهای درجه 6 می دهند زیر یک و نیم میلیارد نیست.مثلا فدراسیون های گلف یا بولینگ یا تنیس و یا پینگ پنگ جمع کل ورزشکاران و مربیان و داورانش به دو هزار نفر می رسد؟
یعنی هر سه چهار فدراسیون را روی هم قرار بدهی به اندازه شهر سوخته ورزشکار ندارند و جایی که کمیت اش این باشد معلوم است کیفیتش چه می شود و خروجی ندارد. با این وجود سالی دومیلیارد بودجه صرف چه برنامه ایی می شود؟
چه دورنمایی دارند که دولت به ایشان پول بیشتری بدهد.اگر برگردیم نگاه کنیم می بینیم که موفقیت های بزرگ و جهش خیره کننده ما در والیبال و خودکفایی و ارتقای فوتبال و در یک دهه بسکتبال مرهون آدمهای غیر ورزشی بوده است.
محمدرضا یزدانی خرم 17 سال کار کرد و والیبال را به استانداردهای اول جهان نزدیک گرداند؛ صفایی فراهانی فوتبال را از دخمه های ورزشگاه شیرودی نجات داد و چنان سنگ بنای اقتصادی و حرفه ایی فوتبال را محکم بناکرد که فوتبال ما دغدغه مالی ندارد و اگر دارد براثر سو مدیریت هاست و دست هایی که پاک نیستند ؛ در بسکتبال غضنفری چنان حسابشده کار کرد که بسکتبال ما به المپیک رفت و هنوزهم اگر در جمع مدعیان آسیا حضور دارد تربیت شدگان همان دهه دکتر غضنفری هستند و گرنه مشحون ها حاضری خوری کردند و هیچی نکاشتند تا دیگران برداشت کنند و امروز بسکتبال ما اگر حامد حدادی را نداشته باشد و دوسه نفر شاخص دیگر باز به همان جایگاه پنجم آسیا می رود.
اکنون همین روسای فدراسیونهایی که از بابت آمدن صالحی امیری به کمیته المپیک نق می زنند همگی زمانی که وی سرپرست وزارت ورزش بود اورا ناجی اول و آخر ورزش دانستند که البته صالحی امیری جربزه مدیریت خود را در همان مدت کوتاه سرپرستی نشان داد. برای همین است که افراد نالایق از آمدن مدیری لایق در ورزش نگرانند چون در فضای گل آلود این مدیران خرده پا می توانند ماهی بگیرند و بمانند ولی اگر یک مدیر قوی و مقتدر و کاربلد بیاید مشت اینها بیش از پیش باز می شود.
متاسفیم بگوییم که روسای فدراسیونهایی که کاندیدای دبیرکلی شدند برای رای جمع کردن از هم سلفان خود در فدراسیونها ضیافت ترتیب می دهند و وعده و وعید می دهند ولی وقتی نقشه رای جمع کردنشان برملا می شود یکی تذکر می دهد که آقای عزیز خوبیت ندارد اینکارها.شما اگر بیل زن بودی باغچه خودت را بیل می زدی.شماییکه در یک سال 6 تا سرمربی و 7 تا دبیر عوض کردی و بازهم ورزشکار به حرف تو و سرمربی تره هم خرد نمی کند و خودش مربی می گیرد خودش هم اعزام می شود و بعد هم که مدال گرفت می گوید روی پای خودم بودم واگر نگیرد می گوید فدراسیون نگذاشت من مدال بگیرم.شما که این بخش خودتو نمی توانی جمع کنید چرا مدعی کمیته المپیک شده اید؟آیا دانستن زبان انگلیسی تنها شرط دبیرکلی و ریاست کمیته است؟اگر چنین است این آقایی که اخبار انگلیسی تلویزیون را می گوید و خوش لهجه و خوش تیپ هم هست بیاید بشود رییس و دبیرکل کمیته.خلاصه اینکه خب بلبشویی است.در فدراسیونهایی که کار قهرمانی نمی کنند کار واقعا راحت است.
سالی 600 – 700 میلیون خرید البسه ورزشی و وسایل متعلقه و بقیه بودجه ها برای مسافرت های جناب ریبیس که برود و پست های مهم آسیایی و جهانی بگیرد.
نمی دانیم کسی هست به این حرفها گوش بدهد یا اینکه خریداری ندارد ولی از ما گفتن است تا در حافظه تاریخ بماند.