کد خبر: 890028
تاریخ انتشار: ۱۸ دی ۱۳۹۶ - ۲۱:۲۲
دردسرهاي تأخير در ازدواج
هميشه فكر مي‌كرد يكي يكدانه مادرش است. هر زمان كه صحبت از ازدواج و مستقل شدن او به ميان مي‌آمد طفره مي‌رفت و به قول امروزي‌ها هميشه تو پيچ بود و شانه از بار مسئوليت خالي مي‌كرد، زيرا هميشه احساس مي‌كرد كه آمادگي ازدواج ندارد.
    كسري محمديان

هميشه فكر مي‌كرد يكي يكدانه مادرش است. هر زمان كه صحبت از ازدواج و مستقل شدن او به ميان مي‌آمد  طفره مي‌رفت و به قول امروزي‌ها هميشه تو پيچ بود و شانه از بار مسئوليت خالي مي‌كرد، زيرا هميشه احساس مي‌كرد كه آمادگي ازدواج ندارد. فكر مي‌كرد هنوز براي ازدواج و تشكيل خانواده خيلي جوان است. هميشه فكر مي‌كرد چه كسي بهتر از مادرش مي‌تواند به او برسد و او را‌ تر و خشك كند، اما زمان براي هيچ كس نمي‌ايستد. همانطور كه براي او نايستاد و او به سن ميانسالي رسيد. تارهاي سفيد در لابه‌لاي موهاي سرش خودنمايي مي‌كرد و ديگر پير شدن خود را نمي‌توانست انكار كند. حالا او در شرف بازنشستگي است و مادرش يك سالي است كه فوت كرده است. حالا به دليل اصرارهاي مادرش براي ازدواج پي برده است و تنهايي را بيشتر از هميشه درك مي‌كند. اينكه به خانه بيايد و هيچ كس در را برايش باز نكند و اگر هم روزي به خانه نيايد و گوشه خيابان بيفتد كسي نگران او نمي‌شود و اگر در خلوت خانه بميرد هيچ همسر و فرزندي ندارد كه در فراغ نبودنش غصه‌دار باشند، او را بسيار افسرده و غمگين كرده است. اين همه سال كار و تلاش براي هيچ بوده است و او اكنون به حال زار و تنهايي خود بسيار تأسف مي‌خورد. هرچند هنوز هم براي سروسامان دادن به زندگي‌اش دير نشده است.

  ازدواج در سن مناسب خود
ازدواج تنها راه مشروع و سالم تشكيل خانواده است. ازدواج به زن و مرد آرامش مي‌بخشد و آنان را از انحراف و رفتارهاي جنسي پرخطر و غيراخلاقي باز مي‌دارد. عقل سليم حكم مي‌كند كه افراط و تفريط در هر كاري بسيار ناپسند و مضر است. ازدواج هم از همان دست مواردي است كه اگر آلوده به افراط و تفريط شود، مي‌تواند اثرات منفي، هم در جامعه و هم در زندگي شخصي افراد به جا بگذارد. ازدواج يكي از پايه‌هاي اساسي هر جامعه سالم به شمار مي‌رود، اگر در سن مناسب صورت پذيرد، هم افراد و هم جامعه متشكل از اين افراد را به سمت سلامت جسمي و رواني سوق مي‌دهد. ازدواج در سن مناسب و تولد فرزندان، نشانه يك خانواده سالم است. بر اساس آخرين برآوردها سن مناسب ازدواج براي مردان 20 تا حداكثر 34 سال و براي زنان 15 تا حداكثر 29 سال است كه البته اين سن در حال تغيير و تحول است. اگر ازدواج در جامعه در سن مناسب فارغ از هرگونه مانعي، اتفاق بيفتد و ثمره اين ازدواج صحيح هم چند فرزند باشد، مي‌توانيم بگوييم يك جامعه سالم داريم. در حالي‌كه در سال‌هاي اخير سن ازدواج تغيير كرده و بسيار بالا رفته است. بسياري از مردان به دلايل مختلف تن به ازدواج نمي‌دهند، زماني هم كه به خود مي‌آيند و متوجه مي‌شوند كه بايد ازدواج كنند سنشان بالا رفته است. با اين حال تصميم خود را عملي مي‌كنند. تصور كنيد پسري در سن 45 سالگي تصميم به ازدواج مي‌گيرد. اگر خيلي خوشبينانه تصور كنيم كه اين آقاي 45 ساله، خيلي سريع ازدواج كند و خيلي سريع هم صاحب فرزندي شود، در سن 47 سالگي تازه پدر مي‌شود. آيا اين اختلاف سني با فرزندمان صحيح است؟ آيا فرزند ما يك پدر و مادر پير مي‌خواهد؟ زماني كه او بزرگ شود پدر و مادرش سالمندند و نيازمند مراقبت فرزندشان هستند. آيا اين ظلم در حق فرزندمان نيست؟ وقتي در سن بالا ازدواج مي‌كنيم بالطبع فقط مي‌توانيم يك فرزند داشته باشيم. درحالي‌كه ازدواج در سن جواني اين فرصت را در اختيار زوجين قرار مي‌دهد كه صاحب فرزندان بيشتري شوند. هرچند جامعه امروزي بيشتر به سمت تك فرزندي تمايل دارد، در صورتي كه در بسياري از كشورها به ويژه كشورهاي غربي تعداد فرزندان زياد را رمز خوشبختي و سلامت خانواده مي‌دانند.
 
   بالا رفتن سن، تجرد قطعي
با توجه به تغييراتي كه در سال‌هاي اخير در بسياري از جنبه‌هاي زندگي ايراني‌ها به وجود آمده، آداب و رسوم ازدواج هم از اين تغييرات بي‌نصيب نمانده است. بالاتر رفتن سن ازدواج، كم شدن فاصله سني زوجين، اهميت يافتن علايق و نظرات شخصي جوان‌ها در انتخاب همسر و... گوشه‌هايي از اين تغييرات هستند. برخي اين تغييرات را مثبت مي‌دانند و برخي ديگر به چشم معضل به آن نگاه مي‌كنند. اين تغييرات باعث ايجاد پديده جديدي در جامعه شده كه همان« دختران و پسران مجرد سن بالا» يا به عبارتي 40 ساله‌هاي دم بخت! است كه خود يكي از معضلات اجتماعي جامعه امروزي است و بيم آن مي‌رود كه با شرايط فعلي جامعه، اين روند تجرد قطعي، افزايش پيدا كند. بالا رفتن سن ازدواج به هر دليلي كه باشد يا فرد را به سمت تجرد قطعي سوق مي‌دهد يا وي را درگير وسواس در انتخاب مي‌كند كه آن هم نتيجه‌اي جز تجرد دائم در پي نخواهد داشت.
چند سالي است كه آمار دختران و پسران مجرد در جامعه آهنگ رشد تندي پيدا كرده است. دختراني كه منتظر پسر رؤيايي خود با اسب سفيد هستند و پسراني كه به دنبال عروس رؤيايي، پاي بخت و اقبال خود نشسته‌اند و با مرور زمان به پير دختران و پير پسران نسل خود تبديل شده‌اند. البته بخشي از اين عدم تمايل به ازدواج به مشكلات اقتصادي برمي‌گردد. اشتغال، مسكن، درآمد چشمگير و جهيزيه عالي، از جمله عوامل اصلي بالارفتن سن ازدواج در ايران است. وقتي سن ازدواج بالا مي‌رود بالطبع مشكلات روحي و رواني و ناهنجاري‌هاي اجتماعي هم به مشكل تنهايي اين قشر اضافه مي‌شود.
افراد مجرد چون رضايت كامل يك زندگي خانوادگي، مستقل و پشتيباني مطلق همسر خود و غرور و افتخار فرزندآوري و افزايش نسل را كه افراد ديگر تجربه مي‌كنند، نمي‌چشند، گويا هيچ ثبات و ايمني ندارند. اين افراد دچار افسردگي، احساس يأس و نااميدي، از بين رفتن نشاط، حس بلا تكليفي، احساس سربار بودن در خانواده مي‌شوند و گرايش به تشكيل زندگي مجردي دارند. بي‌شك اگر اين نيازها سركوب شوند، احساس ناكامي در جوانان ايجاد و ادامه اين روند به بروز رفتارهاي آسيب‌زا و غيراخلاقي منجر مي‌شود. روند تجرد دختران شايد از مظاهر و مصاديق مدرن شدن جامعه باشد اما آنچه مهم است آن است كه بالا رفتن سن ازدواج در دختران و پسران كه گاهي منجر به تجرد آنها تا آخر عمر هم مي‌شود، مسئله‌اي جدي است. با اين روند بالا رفتن سن ازدواج و مجرد ماندن دختران و پسران، جامعه ايران در آينده شاهد مجردهاي پيري خواهد شد كه هيچ كس را ندارند و دولت بايد بخش زيادي از بودجه كشور را صرف هزينه‌هاي مددكاري براي جامعه پير و مجرد كند. اين مسئله خطرات فراواني براي كشور دارد و بايد براي پيشگيري از ادامه آن برنامه‌هاي فرهنگي و همچنين برنامه‌هايي براي رفع موانع بر سر راه ازدواج جوانان در نظر گرفته شود.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها