
به گزارش خبرنگار ما، بيست و يكم اسفندماه سال 94، مأموران پليس هنگام گشتزني در يكي از خيابانهاي دماوند با پرتاب شدن زن جواني از يك دستگاه خودروي سواري پژو به راننده آن مظنون شدند و وي را بازداشت كردند. شواهد نشان ميداد راضيه 25ساله در جريان درگيري با شوهرش به بيرون پرتاب شده و بر اثر شدت جراحت كشته شدهاست. با انتقال جسد به پزشكي قانوني پرونده با موضوع قتل عمد تشكيل شد و شوهر زن جوان به نام مجيد 29ساله به عنوان مظنون تحت بازجويي قرار گرفت. مرد جوان در مراحل بازجويي جرمش را انكار كرد و گفت: «من همسرم را از ماشين به بيرون پرتاب نكردم بلكه او به قصد خودكشي اين كار را كرد.» با انكارهاي متهم، اما او بنا به شواهد و قرائن موجود در پرونده و تناقضات در اظهاراتش روانه زندان شد و پرونده بعد از صدور كيفرخواست به شعبه دهم دادگاه كيفري يك استان تهران فرستاده شد.
صبح ديروز، جلسه رسيدگي به رياست قاضي قربانزاده تشكيل شد. ابتداي جلسه نماينده دادستان كيفرخواست را قرائت كرد. سپس اوليايدم درخواست قصاص كردند و در ادامه متهم در جايگاه ايستاد و بار ديگر جرمش را انكار كرد. او در شرح ماجرا گفت: «من در يك شركت خصوصي مخابرات مشغول كار بودم و يك سال و نيم از ازدواج من و راضيه ميگذشت. با هم مشكلي نداشتم. تنها مشكل ما اختلاف راضيه با پدرش بود كه به قبل از ازدواجش برميگشت. او با پدرش مشكل داشت و پدرش به او اجازه نميداد به مدرسه برود. اين اختلاف به زندگي ما هم دامن زده بود و راضيه هميشه در حال گريه و زاري بود.» متهم در خصوص شب حادثه گفت: «آن شب من و همسرم از مهماني برميگشتيم كه دوباره راضيه شروع به بيقراري كرد. سعي كردم او را آرام كنم، اما گريه امانش نميداد و مدام اشك ميريخت. به او گفتم همه تلاشم را كردم و افراد مختلفي را واسطه قرار دادم، اما پدرت آدم سرسختي است و كوتاه نميآيد. او حاضر نيست اختلافات را كنار بگذارد بهتر است با اين شرايط كنار بيايي وگرنه من ديگر طاقت اين بيتابيهاي تو را ندارم و خودم را ميكشم. راضيه با شنيدم اين حرف گفت مگر مردن سخت است اگر داغم را به دل پدرم نگذاشتم! آنجا بود كه خودش را از ماشين به بيرون پرتاب كرد.»
متهم در آخرين دفاعش گفت: «باور كنيد در قتل نقشي نداشتم و راضيه خودكشي كرد. اگر قصد كشتن او را داشتم در خيابان اين كار را نميكردم كه به خطر بيفتم.»
در ادامه متهم به سؤال هيئت قضايي پاسخ داد.
شما زمان بازداشت آثار ضرب و جرح روي صورتتان نمايان بود. اگر با همسرت درگيري نداشتيد پس چرا صورتت زخمي بود؟
وقتي راضيه خودش را به بيرون پرتاب كرد بلافاصله از ماشين پياده شدم و بالاي سرش رفتم. وقتي او را خونين روي زمين ديدم خودم را زدم و شروع به گريه كردم. آن زخمهاي سر و صورتم بخاطر بيقراريهايم بوده و ربطي به درگيري با راضيه نداشت.
علت تناقضات در اظهاراتت چيست؟
نميخواستم حقيقت را بگويم و كسي بفهمد كه همسرم خودكشي كرده است.
چرا بلافاصله بعد از قتل، خودرويي كه شب حادثه با مقتوله در آن بوديد را فروختيد؟
در آن ماشين عزيزم را از دست داده بودم و خاطره خوشي از آن نداشتم.
شما قبل از ازدواج سابقه خودكشي داشتيد؟
بله.
چرا؟
قبل از ازدواج با راضيه ازدواج ناموفقي داشتم. آن زمان فوق ديپلم بودم و همسر اولم در مقطع كارشناسي ارشد فارغ التحصيل شد بعد از آن به مشكل خورديم و از آنجائيكه حق طلاق داشت طلاقش را گرفت. من هم طاقت شكست نداشتم و خودكشي كردم كه ناموفق بود. بعد از گذشت چند سال با راضيه ازدواج كردم كه دخترعمهام بود. در ادامه وكيل متهم دستنويسي از مقتوله به هيئت قضائي ارائه داد كه مشخص ميكرد مقتوله تمايل به خودكشي داشته است.
در پايان هيئت قضايي، جلسه را براي برگزاري مراسم قسامه به جلسه بعد موكول كرد.