احضار دعوتي رسمي از طرف مقام قضائي براي يك شخص خاص در زمان معين و به منظور حضور او در مرجع قضائي است. اگر متهم بدون هيچ عذرموجهي درجلسه تحقيقات اوليه حاضر نشود يا حتي عذر خودش را اعلام نكند جلب ميشود. به عبارت ديگر ضابطان دادگستري او را دستگير كرده و نزد مقام قضائي ميبرند. اگر احضاريه به دليل معلوم نبودن محل اقامت متهم به او ابلاغ نشود و تلاش براي دستيابي به متهم نيز به نتيجه نرسد و ابلاغ به روش ديگري هم ميسر نباشد، با انتشار يك نوبت آگهي در يكي از روزنامههاي كثيرالانتشار ملي يا محلي با ذكر عنوان اتهام و مهلت يكماهه از تاريخ نشرآگهي، متهم را احضار ميكنند. اگر باز هم خبري از متهم نشود، اينبار بازپرس پس از پايان مهلت مقرر، به موضوع رسيدگي و اظهار عقيده ميكند. البته در جرائمي كه به تشخيص بازپرس، حيثيت اجتماعي متهم، عفت يا امنيت عمومي اقتضا كند، عنوان اتهام در آگهي ذكر نميشود. ممكن است متهم نتواند در وقت مقرر حاضر شود.
اگر او براي عدم حضور عذر موجه داشته باشد، مشكلي ايجاد نميشود. مواردي كه عذر موجه حساب ميشوند عبارتند از:
1- نرسيدن يا ديررسيدن احضاريه به طوري كه مانع از حضور شود.
2- بيماري متهم و بيماري سخت والدين، همسر يا اولاد او كه مانع از حضور شود.
3- اگر اجداد، والدين و همسر و فرزندان يا خواهر و برادران متهم و حتي فرزندان آنها فوت كنند.
البته فوت دايي، عمو، عمه، خاله شان، عذر موجه محسوب نميشود.
4-ابتلا به حوادث مهم مانند بيماريهاي واگيردار و بروز حوادثي مانند سيل و زلزله كه باعث ميشود، رفت و آمد غيرممكن باشد.
5- متهم در توقيف يا حبس باشد.
6- ساير مواردي كه عرفاً به تشخيص بازپرس، عذر موجه محسوب ميشود.