ما ميتوانيم آنچه را كه ميدانيم درست نيست تغيير بدهيم، تهران اگر درست شود ابعاد اجتماعي اقتصادي وسيعي درست ميشود. تهران همانطور كه ميتواند نقشی بزرگ در فساد داشته باشد به همان ميزان نيز ميتواند نقشی بزرگ در اصلاح داشته باشد.
قاچاق يك ميليارد دلاري پوشاك (روزنامه عصراقتصاد 94/12/08)، قاچاق
6هزار و100 ميليارد توماني تلفن همراه در كشور (معاون ستاد مبارزه با قاچاق كالا و ارز 94/8/5)، سهم 80 درصدي واردكنندگان غيررسمي خودرو از بازار(عصراقتصاد 94/3/5)، حجم 55 هزار ميليارد توماني قاچاق در سال(پورمحمدي 94/2/30)، چهار برابر شدن واردات جوراب به ايران (آرمان 94/12/08)، درخواست تحقيق و تفحص از واردات انحصاري خودرو/ پشتپرده تخفيفهاي خودروهاي چيني سودهاي بادآورده قبلي است (جهان اقتصاد 94/5/27)، حضور بانوان خانهدار در فهرست واردكنندگان تاير (جهان اقتصاد 93/11/13)، قاچاق 2ميليارد دلار پوشاك طي 9 ماه (جهان اقتصاد93/11/13)، واردات بيرويه شير خشك و گوشت (جهان اقتصاد 93/11/13)، سود بيواسطه واسطهها در واردات خودرو (كساني كه ماليات نميدهند)، پورشه در ايران 4/5 برابر گرانتر از امارات است (شرق 94/4/21) و البته بيشتر متقاضي دارد! شهرداريها و نهادهاي شبهدولتي عاملان افزايش قيمت زمين (مديرعامل طرح جامع مسكن 94/5/18)، تخريب يك سوم جنگلهاي ايران (آرمان 93/4/3)، وعده راهاندازي 747 سد توسط وزارت نيرو/خبري از بسته شدن پرونده سدسازي نيست (جهان اقتصاد94/10/24)، وزير حريف مافياي سدسازي نميشود (عصر اقتصاد 96/4/26)، وجود 7هزار واحد متوقف در شهركهاي صنعتي (جهان اقتصاد 95/1/22)، دو سوم كارخانهها تعطيل شدند، اما واردات ادامه دارد (انتقاد توليدكنندگان پروفيل از هجوم واردات محصولات بيكيفيت خارجي (جهان اقتصاد 94/11/6)؛ اينها بخشي از فعاليتهاي اقتصادي ضدتوليد است كه مديريت آن در تهران است. آنچه گفته شد شايد بخش كوچكي از آفت عملكردي ما باشد، مسئله بنياديتر را ميتوان فراتر دانست. اقتصاد تعاوني كنار گذاشته شد، تحقيق و توسعه و هزينهكرد بودجهها بر اساس آن كنار گذاشته شد و آنچه به اسم آن بيان ميشود شبه آن براي اهداف اقتصادي است. اقتصاد ايران با محوريت منافع صاحبان سرمايه چرخيد و روي گردان شدن از توسعه چه برونزا و چه درونزا اقتصاد پولي و ربوي را جايگزين كرد. اقتصاد ربوي انتخاب ما شد. بانكها توسط صاحبان سرمايه ايجاد ميشود، از منابع بانكهاي دولتي براي احياي بانكهاي خصوصي استفاده شد، ماهيت شركتهاي توليدي نابود شد، چون قيدگذاران ما هيچ قيدي بر اهداف اقتصادي نميگمارند، چون خود صاحبان اهداف اقتصادي گشتهاند. ما باید درست رفتار میکردیم. درست رفتار كردن در خدمترساني به مردم در چارچوب تغيير حاكميت بر اقتصاد از صاحبان سرمايه و صاحبان سياست به صاحبان كار ولو اينكه منابع مالي نداشته باشند، است. رونق اقتصاد تعاوني، ايجاد مراكز تحقيق توسعه در درون شركتهاي بزرگ مقياس براي جذب تقاضا براي سرمايههاي انساني كشور جهت خلق ايده، تغيير و توليد فناوري، متكي كردن اقتصاد ايران به توليد و خلق پول از توليد و حذف خلق پول از بازار پول، اينها درست رفتار كردن است. آسیبهای بزرگي از دل فقر بيرون ميآيد. در تهران فقط 5 هزار خانم كارتنخواب وجود دارد. يك عده بدون آنكه آسيبي به كسي وارد كنند از آسيبي كه از رها كردن آنها به آنها وارد كردهايم به صورت تدريجي در حال نابود كردن خود هستند. خود را دريابيم! نابودي آنها، نابودي ماست. ما يا سياست را براي سياست يا براي ثروت به عنوان هدف يا بازار انتخاب كردهايم، اين جريان ميتواند تغيير كند.