دنیا حیدری
خبر تلخ و شوكهكننده بود. ويراني، اولين چيزي بود كه بر سر هر بينندهاي آوار ميشد. زمين لرزيده بود و بسياري را در آغوش خود گرفته و به كام مرگ برده بود. آنها كه مانده بودند نيز دستشان از همه جا كوتاه بود. يا عزيزي زير آوار داشتند يا خانههاي خود را ويران بر زمين ميديدند. فرياد و شيون را اما نه فقط در كرمانشاه كه در تمام شهرهاي ايران ميشد ديد. كرمانشاه خاكش لرزيده بود و تمام ايران دل و جانش. اما بها دادن به اشك و گريه يا تماشا كردن مصيبت در شوك، نميتوانست چاره كار باشد و دردي دوا كند. بايد آستينها بالا زده ميشد براي ياري. براي مرهم گذاشتن بر دلهاي زخمي. براي دادن آبي به دست پدران داغديده، مادران زخمخورده و كودكاني كه چند ساعت پيش در كانون گرم خانواده بودند و حالا با يك لرزش چند دقيقهاي، پسوند يتيمي را با خود ميكشيدند. زمان زيادي نكشيد تا مردم دست به كار شدند و در اين بين، جامعه ورزش، مثل هميشه پيشقراول بود. از مدالآوران المپيك گرفته تا آقاي گل جهان. پهلوان تشك كشتي و بازيكنان فوتبال و واليبال، از المپيكيها تا پارالمپيكيها. اين بار اول نبود. پيشتر هم شاهد بوديم كه ورزش زير دين مردم نميماند. درست مثل روزي كه بم لرزيد و عابدزاده هر آنچه لازم بود را بار بليزرش كرد و راه جاده را در پيش گرفت. اين بار اما تجربهها بيشتر بود. امثال دايي نه فقط اتومبيل خود كه تريلرها را راهي كردند. با دست دراز كردن به سوي مردم، با دست به جيب شدن و با كمر همت بستن. جامعه ورزش يك بار ديگر دست به دست هم داد براي اداي دين به مردمي كه ساليان سال آنها را تشويق كرده و براي موفقيتشان دست به دعا شده بودند. حالا زمان جبران بود. براي آنهايي كه عمري در كنارشان بودند و حالا نيازمند حمايت. يك بار ديگر، روزگار عضو ديگري از يك پيكر را به درد آورده بود و آرام و قرار را از ديگر عضوها گرفته بود. غم و محنت را ميشد در چهره تكتكشان ديد وقتي در پي جمعآوري مايحتاج مردم مصيبتديده بودند. ميشد يكسر راه جاده را در پيش بگيرند براي در آغوش گرفتن پدري داغدار و مادري داغديده و پاك كردن اشك كودكي يتيم. اما اين بار قبل از هر چيز، مهيا كردن مايحتاج مردم بود كه در اولويت قرار گرفت و سپس حضور مستقيم براي همدردي. جامعه ورزش بارها ثابت كرده كه جزئي از مردم است و درد مردم، در همين جامعه و نفراتش است. همانهايي كه گاه در ميادين ورزشي پرچم پرافتخار كشور را به اهتزاز درميآورند و گاه با حمايتهاي بيدريغ خود به وقت لزوم واژه غرور و افتخار را براي ايران معنا ميكنند. براي مردم كشوري كه هيچگاه پشت يكديگر را خالي نميكنند و در مواقع لزوم، همواره در كنار هم هستند. ميخواهد اين پشتيباني و حمايت از روي سكوهاي يك ورزشگاه براي موفقيت يك ورزشكار باشد يا گذاشتن مرهم بر دل زخمديده يك زلزلهزده به دست يك ورزشكار.