
دنيا حيدري
پرسپوليس يكبار ديگر دستخوش تغييرات شد، اما نه در ميانه فصل و براي يارگيري بهتر. اينبار تغييرات به صندلي مديريت باشگاه برميگردد، جايي كه تصميمات اصلي گرفته ميشود، اما مدتي است به امان خدا رها شده و حالا با يك امضا، قدرت از شخصي به شخص ديگر منتقل ميشود يعني از طاهري به گرشاسبي، انتقالي كه بايد ديد ميتواند تغييراتي در روند اين تيم داشته باشد آن هم زماني كه مشكلات از سر و كول پرسپوليس بالا ميرود؟!
رفته بود كه بازگردد، آنهم با قدرت و امتيازهايي بيشتر درست مثل قبل، اما اينبار تيرش به خطا رفت و سلطانيفر يكبار ديگر استعفاي تعارفياش را بيجواب نگذاشت و با يك امضا قبل از پرسپوليس طاهري را شوكه كرد به طوريكه نتواند ناراحتي و تعجبش را پنهان كند: «منتظر ديدار با وزير بودم، اما گفتند با استعفايم موافقت کرده است. اگر اسپانسر به تعهداتش عمل ميکرد خيلي از مشکلات پيش نميآمد، اما ديگر جايگاهي در پرسپوليس ندارم.» البته حق با اوست؛ حداقل در خصوص اسپانسري كه سرانجام نيز به واسطه اهرم فشاري كه در وزارت داشت توانست حرفش را به كرسي بنشاند، همانطور كه در استقلال نيز خيلي پيشتر حرف خود را پيش برده بود، اما آيا قبول استعفاي مرد بازنشسته صندلي مديريت پرسپوليس به مشكلات اين تيم خاتمه ميدهد؟
آيا چاره اين بود؟
بدون شك طاهري دير يا زود بايد چمدانهايش را ميبست و براي هميشه از پرسپوليس ميرفت، اين را تغييرات ويژه قانون جديدي كه مجلس تصويب كرده بود، ميگفت. قانوني كه تأكيد بر عدم حضور بازنشستهها داشت و دايره استثناها را هم تنگتر كرد تا دست بسياري از مديريتهاي دولتي براي چندمين بار كوتاه شود، اما كنار گذاشتن طاهري بدون بازخواست بابت تمام روزها و ماههايي كه در پرسپوليس مديريت كرده، ميتواند سودي هم براي اين تيم داشته باشد و به صرف امضا استعفاي او و معرفي گرشاسبي به عنوان سرپرست جدي ميتوان به آغاز يك تحول اميدوار بود آن هم وقتي كه هنوز تكليف پولهاي حيف و ميل شده در طول اين مدت مشخص نشده و كسي نميداند چرا عدهاي در طول مدت مديريت طاهري بيحساب و كتاب تحت عنوان مشاوراني كه لزومي بر حضورشان نبوده، حقوقهاي ميليوني دريافت كردهاند! نامهايي كه حتي روي سكوي ورزشگاهها و در ميان بوقچيها هم ميتوان نشاني از آنها يافت! همانهايي كه به وقتش دست به قلم ميشوند و به وقتش براي حمايت و سروصدا كردن به سود طرف حساب خود در بوق و كرنا ميدمند. اين درست كه مديريت طاهري آنقدر ايراد داشت كه وزير بخواهد دنبال نيرويي تازه نفس باشد، اما آيا نيرويي تازه نفس و كارآمد اضافه خواهد شد، آنهم وقتي كه پيغام پذيرش استعفاي طاهري با واسطه به او ميرسد و سرپرست جديد در تماسي كوتاه، ضمن تشكر نظر سلطانيفر را ميگويد بدون آنكه نيازي باشد كه طاهري رودرروي وزير براي توضيح بنشيند يا وزير او را بابت اشتباهات ريز و درشتش به چالش پرسش و پاسخ دعوت كند و از طاهري جواب بخواهد!
ابهام و بيخبري
خداحافظي طاهري حالا ميتواند به معناي خداحافظي با سؤالهاي بحثبرانگيزي باشد كه در خصوص پرداختيهاي پرسپوليس به افرادي نامعلوم مطرح شده است، پرداختهاي ميليوني به مشاوراني كه بسياري حتي نامشان نيز شنيده نشده و البته تكليفشان مشخص است، اما دليل دريافتيهايشان مشخص نيست. طاهري كه برود، ديگر مطرح كردن اين سؤالها چه اهميتي دارد وقتي ديگر كسي نيست كه بابت آن حتي در مظان اتهام قرار بگيرد، درست مثل رويانيان كه رفت و تمام ابهامات مديريت و ريخت و پاشهايش در پرونده سنگين بدهيهاي پرسپوليس به يادگار ماند. اين را گويا اعضاي هيئت مديره نيز پذيرفتهاند وقتي محمدرضا حاجيبيگي به راحتي در خصوص آن ابراز بياطلاعي ميكند: «اين مسائل در حد حرف است. ما و اعضاي هيئت مديره از زماني که حضور داريم اين مسئله را تأييد نميکنيم. در مدتي که ما بوديم تمام خروجي و وروديها به هيئت مديره اعلام ميشد و ما روش غيرمعقولي نديديم. اسناد و مدارکي که روز گذشته منتشر شد مربوط به سال 94- 95 است كه در خصوص آن اطلاعي ندارم، اما اين موضوع قابل بررسي است.»
نيروي كارآمد اضافه ميشود؟
با قبول استعفاي طاهري، هيئت مديره پرسپوليس روز گذشته براي معرفي گرشاسبي به عنوان سرپرست باشگاه تشكيل جلسه ميدهد، آن هم براي مسئلهاي كه پيش از سفر طاهري به كربلا نيز مشخص بود. با وجود اين اما هيئت مديره نياز به نيروي بيشتري دارد. جدا از اينكه تعداد نفرات براي تصميمگيري بايد فرد باشد، از مدتها قبل نيز بحث اضافه شدن نيروي تازه نفس مطرح بوده كه حالا از مهدي مهدويكيا و وحيد هاشميان نام برده ميشود. نفراتي كه تجربه كار در فوتبال منضبط و قانونمند آلمان را دارند و شايد حضورشان بتواند اندكي به اوضاع آشفته سرخپوشان نظم دهد. بيترديد هيئت مديره نيازمند نيرويي كارآمد است، اما اين صحبتها در حالي مطرح ميشود كه هاشميان همانند اعضاي هيئت مديره پرسپوليس در واكنش به اين مسئله اظهار بياطلاعي ميكند و مهدويكيا هم با تكذيب اين مسئله ميگويد كه با هامبورگ قرارداد دارد. مسئلهاي كه ادامه تغييرات هيئت مديره پرسپوليس را در هالهاي از ابهام قرار ميدهد، آن هم در روزهايي كه اين تيم در شرايط روحي و رواني خوبي قرار ندارد و براي احياي مجدد و بازگشت به صدر جدول بيش از هر زمان ديگري نيازمند آرامش و حمايت است، اما آيا شوك وارد شده ميتواند شرايط را به سود پرسپوليس تغيير دهد يا اوضاع مانند گذشته و با همان شكل و سياق ادامه خواهد يافت؟