نگين خلج
خانواده در هر نظام و كشوري به عنوان اساس و اصل وجودي آن كشور به شمار ميرود و تمامي مجموعهها در پي مفهومسازي اين مهم هستند. در كل ميتوان گفت موفقيت يك جامعه مرهون داشتن و بودن خانوادههاي سالم است، چراكه خانواده زمينه تمامي احساسات، انتظارات و آرزوهاي يك فرد است و هر چه يك خانه امنتر و گرمتر باشد؛ فرزندان آن خانه سالمتر خواهند بود. حضور افراد سالم از نظر روحي و جسمي، جامعهاي امن و رو به رشد را به دنبال دارد.
متأسفانه بسياري از خانوادههاي ايراني به سوي كمرنگ و حتي بيرنگ شدن پيش ميروند، به طوري كه ديگر دورهمي معناي با هم بودن را نميدهد. اعضاي يك خانه شايد به طور فيزيكي در كنار هم حضور پيدا كنند اما حاضران غايبند زيرا فضاي داغ اينترنتي گرمتر از نفسهاي پدر، مادر، خواهر و برادر شده است. با هم بودنها فقط شكل جسمي پيدا كرده و ديگر بوي چاي زعفراني نميدهد و صداي دانه دانه شدن انار را نميشنويم.
به حال جامعهاي كه خانوادههاي مجازي آن را اداره ميكنند بايد گريست. من وقتي همكلامي با پدر خود را فراموش كنم چگونه ميتوانم بهترين سخنراني را براي شركت خود ارائه دهم يا وقتي محبتهاي مادر را نبينم چگونه معلم خوبي خواهم بود؟! درد، درست از همين جا است كه در استخوان و بدن جامعه شدت مييابد.
اگر پدر و مادر خوشبختي داريم به دليل اين است كه قبلترها گرماي دورهمي خانواده، آنها را پرورش داده است. پيشتر از اين صداي مولوي خواندن بود كه خانه را هياهو ميبخشيد. بوي آش جمعه عصر خانه مادربزرگ بود كه مشام احساسات آدم را نوازش ميداد و خيلي چيزهاي ديگر كه همه واقعي بودند و نه در قاب عكس تلگرام يا پست اينستاگرام. قبلترها همه دور هم جمع ميشدند تا سردي دنيا را با نگاه گرم پدر و مادر فراموش كنند، اما الان چطور؟ الان دور هم هستيم تا از ميزهاي آنچناني غذا عكس گرفته و دردي به دردوارههاي اينستاگرامي خود اضافه كنيم. هرچه جلوتر ميرويم اين وضعيت وخيمتر هم ميشود و سرطاني به نام بيهمشدگي، مغز و استخوان جامعه ما را نابود ميكند. فراموش كردهايم كه ما ملتي پر از زيباييهاي فرهنگي هستيم. ملتي كه به آموزههاي ديني خود درباره خانواده ميباليم، اما چه شده است كه جلوي مهر و محبت دورهميهاي خانواده گرفته شده است؟ چه شده است كه به جاي چاي عصرانه و تماشاي دستهجمعي سريال آخر هفته و سر به سر گذاشتنهاي پدر دختري بايد سرگرمي ما بازديد از عكس پروفايل هم باشد يا به جاي صرف صبحانه دورهمي، به يكديگر در گروه خانوادگي پيام روز به خير بدهيم؟
اين مشكل هم مانند ديگر دغدغهها راه حل دارد و ميتوان با ديد ديگري آن را رفع كرد. درست است كه فرهنگسازي استفاده از اينترنت و اين دست از مسائل راهي منطقي به نظر ميرسد اما ايراد از جاي ديگر آغاز شده است. مشكل از تغيير نگرش ما به خانواده امروزي شروع شد. خانوادهاي كه فكر كرديم اگر به جاي رد و بدل پيامهاي اينترنتي در آن مثنوي خوانده شود عقبمانده است. خانوادهاي كه ديگر هنگام صرف شام در آن خواهر و برادر سر تهديگ با هم كلنجار نميروند و تمام مدت در فكر حالگيريهاي اينستاگرامياند. خانوادهاي كه در آن ديگر كسي حال مزه كردن طعم بهارنارنج كلام پدر را ندارد يا عطر نگاه مادر را بو نميكشد. بياييم به جاي فرهنگسازي استفاده از اينترنت كمي مهرواره وارد فرهنگ لغت خانواده كنيم تا شايد ديگر دورهميها به بيهمبودگيها تبديل نشوند.