با نگاهي به زلزله يكشنبه شب گذشته كه در استانهاي غربي كشور به وقوع پيوست و موجب جان باختن و زخمي شدن بيش از 1000 نفر از هموطنانمان شد، به راحتي ميتوان به اين نكته پي برد كه وجود بافت فرسوده و ناايمن در مناطق شهري و روستايي از مهمترين علل بالا رفتن ميزان تلفات در اينگونه حادثه است. درحال حاضر وجود بيش از 76هزار هكتار بافت و ۲۷۰۰محله تاريخي، فرسوده و حاشيه نشين در استانهاي مختلف كه 20ميليون نفر از مردم كشورمان در آن سكونت دارند، بيانگر اين واقعيت تلخ وتكان دهنده است، كه بايد به دنبال وقوع هر لرزش زمين هرچند كه در مقياس چند ريشتر روي دهد بايد منتظر آمار بالاي تلفات انساني باشيم. با نگاهي به آمار تلفات زلزلههايي كه درچند دهه گذشته در مناطق مختلف كشور از جمله، از زلزلههاي خرداد1351 «قير» و «كارزين »، مرداد1369 «رودبار» و «منجيل»، ارديبهشت 1376 «بجنورد» و «اردبيل » و دي 1382 «بم»روي داد و موجب از دست رفتن جان انسانهاي بسياري شد وخسارتهاي مالي زيادي را نيز وارد كرد، به جرئت ميتوان گفت كه بالاترين ميزان جان باختهها متعلق به بافتهاي روستايي و فرسوده بود و ساختمانهايي كه نوساز بوده و از لحاظ استحكام بيشترين ميزان استاندارد را دارا بودند كمتر فرو ريختند يا در برابر خرابيها بيشترين مقاومت را داشتهاند.
درحالي كه اين روزها برخي از افراد و گروهها سعي دارند تا گناه اين تلفات را به گردن يكديگر بياندازند كه اين موضوع هيچ تأثيري برغم و اندوه خانواده جانباختگان ندارد، بايد به اين نكته اشاره كرد كه به جاي اين جدالها بايد علتها را يافت و با توجه به مشكلات و نقاط ضعفها در صدد رفع آن بود. نگاهي به حوادث مرگباري كه هر ساله دركشور روي ميدهد نشان ميدهد كه در اين مواقع تنها علت را ميجوييم و هيچ سعي و تلاشي براي رفع آن نداريم، مثلاً با آنكه همه ميدانند كه علل تصادفات مرگبار در كشور، ناايمن بودن خودروها، وضعيت بد جادهها و عوامل انساني است چقدر در زمينه رفع آنها گام برداشتيم.
وقتي براي نوسازي بافت فرسوده، تسهيلات مناسب با حداقل سود به اندازه كافي وجودندارد و مراجعان با سنگ اندازي مواجهه ميشوند يا اينكه هزينه ساخت و ساز يك واحد استاندارد و مقاوم در برابر زلزله از توان روستاييان و افراد كم درآمد خارج است و هيچ ناظري براين ساخت و سازها دقت دقيق ندارد، چگونه ميتوان توقع داشت كه آمار تلفات زلزله را در سالهاي آتي به حداقل ممكن رساند.
درحالي كه نگارنده قصد محاكمه يا تبره هيچ گروه و شخصي را ندارم، اما بايد به اين نكته اذعان داشت كه همگان در اين مواقع سهيم هستيم، اين كاستيها تنها به يك دوره و زمان خلاصه نميشود و دليل اين مدعا نيز اين است كه اگر خداي ناكرده بازهم در مناطقي كه سالهاي پيش زلزله روي داد و بازسازي شدهاند، دوباره اين اتفاق تلخ بيفتد، آيا تلفات كمتر خواهد بود يا بر شدت آمار تلفات افزوده خواهد شد. يادمان نرود كه اگر امروز به فكر رفع دقيق نواقص موجود باشيم، فردا هرگز متحمل تلفات جاني و مالي كه جبران آن سخت خواهد بود نخواهيم شد، تجربهاي كه ساير كشورها از آن بالاترين درس را گرفتند.