
بيتوجهي به بدهي باشگاهها طي سالها كار را به اينجا رسانده است. باشگاههاي ايراني وكلاي باتجربهاي دارند، اما مديريتهاي مختلف و جدي نگرفتن مقررات بينالمللي كار را به اينجا كشانده است. مديريت ضعيف ما ايرانيها با جمله «حل ميشود» جلو ميرود و نتيجهاش همين خطر حذف از آسياست، چون نهادهاي بينالمللي نظير فيفا و AFC به قوانين خود پايند هستند. پولهاي تزريق شده به سرخابيها چه سرنوشتي پيدا ميكند؟ آيا نظارتي بر گردش مالي آنها وجود دارد؟ در فوتبال ما ارقام ناچيزي جابهجا نميشود كه بتوان ناديدهاش گرفت. كسي كه براي جذب يك بازيكن چندصد ميليون و چند ميليارد هزينه ميكند، بايد منبع درآمدي داشته باشد. بايد ديد پولهايي كه تزريق ميشود به جيب چه كساني ميرود. در ايران باشگاهي وجود ندارد و ما در واقع فقط تيم داريم. تيمهايي كه كارهاي مختلفي انجام ميدهند، بايد تغييرات عميقي در مديريت آنها صورت گيرد تا بدهيها اينگونه انباشته نشود، اما فكر نكنيد حذف تيمهاي ايراني از آسيا درس عبرت ميشود.
باشگاههاي شيرين فراز کرمانشاه، شهيد قندي يزد و گهر دورود اکنون کجاي جغرافياي فوتبال ما هستند؟ تيمهايي که با يک جرقه به ليگ برتر آمدند و به دليل مشکلات مالي ديگر اثري از آنها ديده نميشود. در كشورهاي ديگر شاهد اين اتفاقات نيستيم. ميدانيد چرا؟ چون همه چيز روي اصول است. مثلاً در جيليگ ژاپن، فدراسيون اين كشور در طول فصل براي تيمهاي دسته دو بخشنامهاي صادر کرده که براي حضور در دسته اول به امکاناتي چون زمين مناسب، تراز مالي مثبت، حمل و نقل آسان و هتلهاي پنج ستاره علاوه بر کسب امتيازات نياز دارند در غير اين صورت بهرغم کسب قهرماني در گروه خود نيز به جيليگ صعود نميكنند. فرق ما با کشورهايي همچون ژاپن همين است. در کشور ما تيمي از دسته پايينتر با کسب امتيازات کافي به ليگ برتر ميآيد و پس از هزينههاي سنگين تراز مالياش منفي و از فوتبال پاک ميشود. مشکل کوچکي كه به معضلي بزرگ تبديل شده و تبعات بينالمللي زيادي براي ما داشته است. نميتوانم بگويم تيمهايي که مشکلات مالي دارند به ليگ برتر بيايند يا نه، ميگويم حتي اين باشگاهها هم ميتوانند حضور در ليگ برتر را تجربه كنند.