کد خبر: 874582
تاریخ انتشار: ۱۱ مهر ۱۳۹۶ - ۲۱:۵۹
سواد ايرانيان بسامان نيست
استان‌هاي زنجان، گيلان و اردبيل كمترين نرخ بازماندگي را از تحصيل دارند...
نيره ساري

بر اساس محاسبه نرخ بازماندگي از تحصيل در گروه سني ۶ تا ۱۴ ساله (لازم‌التعليم)، استان زنجان كمترين نرخ بازماندگي از تحصيل را در مردان و زنان داراست و به دنبال آن استان‌های گيلان و اردبيل در جايگاه دوم و سوم قرار دارند. همچنين بيشترين مقدار از اين نرخ در همان رده سني به استان‌هاي سيستان و بلوچستان، كرمان و يزد تعلق گرفته است كه با توجه به نرخ بالاي آنها از متوسط كشور، واژه بحران براي اين استان‌ها به كار برده مي‌شود. حال آنكه با توجه به نتايج به‌دست آمده از سرشماري نفوس و مسكن سال ۱۳۹۵ جمعيت مردان بي‌سواد نسبت به بي‌سوادان زن گروه ۶ تا ۱۴ ساله بيشتر است؛ هرچند كه جمعيت باسوادان مرد نسبت به زنان باسواد در همين گروه نيز بيشتر است. آگاهي نداشتن از اهميت تحصيل، فقر، نبود امكانات لازم مانند مدرسه و  آموزگار  براي تمام اقشار جامعه از جمله علت‌هاي تحصيل نكردن معرفي شده‌اند كه به گفته معاون رفاه اجتماعي وزارت تعاون، فقر دليل بازماندن از تحصيل نيمي از كودكان است كه تنها ۵۰‌درصد از آنان، تحت حمايت سازمان بهزيستي و كميته امداد قرار دارند. 

در حالي كه مطابق با قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران دولت موظف است وسايل آموزش و پرورش رايگان را براي همه ملت تا پايان دوره متوسطه فراهم کند و وسايل تحصيلات عالي را تا سر حد خودكفايي كشور به طور رايگان گسترش دهد، اما محروميت از تحصيل و ايجاد ريشه‌هاي بي‌سوادي از سنين كودكي يكي از معضلاتي بوده كه همواره برخي از مناطق كشور را با خود درگير كرده است. از نظر قوانين كشور، بي‌سواد به كسي مي‌گويند كه خواندن و نوشتن نمي‌داند و باسواد فردي است كه دوره ابتدايي را طي كرده باشد و بين اين دو كم سواد تلقي مي‌شود. 

مبناي رسيدن به آمار بي‌سوادي نيز سرشماري نفوس و مسكن و خود اظهاري افراد است، چنانچه اين روش در 75 كشور دنيا استفاده مي‌شود. اكنون نيز طبق آخرين سرشماري از محاسبه نرخ بازماندگي از تحصيل در گروه سني ۶ تا ۱۴ ساله (لازم‌التعليم) و بررسي آن بر حسب جنس و استان، بحران بي‌سوادي در سه استان سيستان و بلوچستان، كرمان و يزد به اوج رسيده است و استان‌هاي زنجان، گيلان و اردبيل در جايگاه كمترين نرخ بازماندگي از تحصيل قرار گرفتند. همچنين نرخ بازماندگي كل كشور براي گروه سني ۶ تا ۱۴ ساله
2/61 درصد محاسبه شده كه بسيار قابل تأمل توصيف مي‌شود. 

استان‌هاي داراي كمترين و بيشترين نرخ بازماندگي از تحصيل ۶ تا ۱۴ ساله‌ها 
در گروه سني ۶ تا ۱۴ سال‌، استان زنجان (1/42 درصد) كمترين نرخ بازماندگي را  از تحصيل در مردان و زنان داراست و به ترتيب استان‌هاي گيلان (1/46 درصد) و اردبيل (1/95 درصد) در جايگاه دوم و سوم قرار دارند.  از سوي ديگر بيشترين مقدار اين نرخ را استان سيستان و بلوچستان (7/61درصد) به خود اختصاص داده است و پس از آن استان‌هاي كرمان (4/52 درصد) و يزد (3/52 درصد) قرار دارند. با توجه به آنكه نرخ بازماندگي از تحصيل استان‌هاي مذكور از متوسط كشور (2/61 درصد) بسيار بيشتر است، به نظر مي‌رسد در حالت بحراني به سر مي‌برند. 

همچنين استان سيستان و بلوچستان در گروه سني ۱۰ تا ۱۴ سال  نيز (اعم از مرد و زن) بيشترين مقدار نرخ بازماندگي از تحصيل را به خود اختصاص داده است. 
   
سيستان و بلوچستان داراي كمترين ميزان شكاف جنسيتي سواد 
اين در حالي است كه بر اساس محاسبه جمعيت مردان بي‌سواد در گروه سني ۶ تا ۱۴ ساله نسبت به زنان بي‌سواد در همان گروه سني استان قم بيشترين ميزان را در اين رده سني به خود اختصاص داده است و در مقابل استان سيستان و بلوچستان (95/87 درصد) كمترين مقدار شكاف جنسيتي سواد را به خود اختصاص داده است كه نشان مي‌دهد مردان بي‌سواد نسبت به بي‌سوادان زن در گروه سني ۶ تا ۱۴ ساله، از تعداد كمتري برخوردار هستند. 
همچنين بر اساس اطلاعات مركز آمار و اطلاعات راهبردي وزارت رفاه، استان اردبيل با نرخ بازماندگي از تحصيل 59/1 درصد، داراي شكاف جنسيتي 57/115 درصدي است. يعني اين استان، علاوه بر كم بودن تعداد بي‌سوادان مرد و زن در گروه سني ۶ تا ۱۴ سال، مقايسه جنسيتي بي‌سوادان استان نام برده نشان از وضع سواد بهتر زنان آن دارد. از طرف ديگر، برعكس استان اردبيل، استان سيستان و بلوچستان (7/61 درصد) با توجه به بالا بودن نرخ بازماندگي از تحصيل گروه سني ۶ تا ۱۴ سال، شكاف جنسيتي استان نام برده (84/95 درصد) زنان بي‌سواد بر بي‌سوادان مرد همان گروه نيز بيشتر است. 

اين در حالي است كه با توجه به نتايج به‌دست آمده از سرشماري نفوس و مسكن سال ۱۳۹۵ از كودكان لازم‌التعليم در گروه سني ۶ تا ۱۴ سال، جمعيت مردان بي‌سواد نسبت به بي‌سوادان زن اين گروه بيشتر است؛ البته جمعيت باسوادان مرد نسبت به زنان باسواد در همين گروه بيشتر است. كه اين آمار در گروه سني ۱۰ تا ۱۴ سال بر خلاف گروه سني ۶ تا ۹ سال، نشان مي‌دهد زنان بي‌سواد نسبت به بي‌سوادان مرد همان گروه سني جمعيت بيشتري را به خود اختصاص داده‌اند. گفته مي‌شود اين كاهش نسبت طي پنج سال اخير مي‌تواند به دليل تغيير فرهنگي، اجراي سياست‌هاي آموزشي همگاني و بهبود امكانات آموزشي يا زيرساخت‌هاي آن باشد.  هرچند كه بايد گفت آمارهاي متفاوتي در سال‌هاي گذشته درباره كودكان بازمانده از تحصيل منتشر شده است، اما قبل از شروع سال تحصيلي جديد بود كه وزير رفاه اعلام كرد ۳۵ هزار كلاس اولي داريم كه به مدرسه نرفته‌اند و تا كلاس ششم نيز ۱۴۶ هزار نفر هستند كه از سواد باز مانده‌اند. در ادامه نيز علت بازماندگي از تحصيل، ‌فقر فرهنگي در فرستادن دختران به مدارس، مهاجرت، فقر و ازدواج نام برد. 
وقتي آمارهاي فوق را در كنار گفته‌هاي رئيس سازمان نهضت سوادآموزي مي‌گذاريم كه گفته بود از وضعيت سواد 4 ميليون نفر در كشور اطلاعي در دست نيست. يا اينكه پيش از اين بيان داشته «3/5ميليون بي‌سواد مطلق در كشور وجود دارد و حدود ۳۰ ميليون نفر هم سطح سوادشان حداكثر تا دوره راهنمايي است.» به اين نتيجه مي‌رسيم که وضعيت بحراني‌تر از حد تصور است. جالب اينجاست اين آمار در حالي بوده كه به ادعاي وزارت رفاه در ابتداي سال شناسايي كودكان بازمانده از تحصيل به عنوان يكي از شاخص‌هاي فقر آموزشي و همچنين به عنوان يكي از ريشه‌هاي كار كودك و كودكان خياباني در اولويت‌هاي اين وزارتخانه قرار گرفت و قرار بود بر اساس روش‌هاي جديد شناسايي اين گروه از كودكان و حمايت از آنها براي ورود به چرخه آموزش طراحي به كاربسته شود.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار