استفان پادوك 64 ساله شامگاه يكشنبه مرگبارترين تيراندازي را در تاريخ معاصر امريكا رقم زد. او كه در اتاقي از طبقه سيودوم هتل ماندالايبي موضع گرفته بود، دست كم 16 قبضه اسلحه به همراه چندين هزار فشنگ به اين اتاق برده بود تا بتواند به مدت 72 دقيقه به روي مردمي بيرون از هتل و در آن سوي خيابان آتش بگشايد كه براي اجراي كنسرت موسيقي جمع شده بودند. او كار خود را دقايقي بعد از ساعت 10 شب شروع كرد و با تيراندازيهاي مداوم 59 نفر را كشت و 527 نفر را هم زخمي كرد كه با توجه به وخامت وضع برخي از زخميها، امكان دارد آمار كشتهها بيشتر از اين هم بشود. هرچند كه تيراندازي و كشتار در كشور امريكا چيزي غيرمنتظره نيست و هر از چند وقت يكبار خبري در اين مورد منتشر ميشود اما اين اتفاق در نوع خود بيسابقه بوده كه يك نفر به تنهايي بتواند اين حجم از مهمات جمع كرده و با خيالي آسوده چنان آتشي را بر سر مردم بريزد كه اين حد از تلفات داشته باشد. به همين جهت است كه واكنشها از سوي سياستمداران تا تحليلگران رسانهها و فعالان مدني خيلي سريع و تنها دقايقي بعد از انتشار خبر شروع شد و البته همان بحثهايي به راه افتاد كه هميشه بعد اين دست اتفاقات بر سر زبانها ميافتد.
اين بحثها مربوط به قوانين كنترل حمل سلاح ميشود كه طيف قابلتوجهي در امريكا موافق وضع قوانين سختگيرانهاي در اين زمينه هستند و باراك اوباما، رئيسجمهور سابق امريكا، هم يكي از آنها است. اوباما به دليل همين ديدگاه در واكنش خود از تكرار «تراژدي بدون توجيه» ميگويد در حالي كه ميتوان «راههايي براي كاهش خشونت تسليحاتي» يافت. روزنامه واشنگتنپست هم اين ديدگاه را در سرمقاله روز دوشنبه خود مطرح كرده و از فقدان اراده مسئولان و رهبران امريكا براي كنترل سلاح انتقاد ميكند. حالا اين بحث با رياست جمهوري دونالد ترامپ شكل جديدي گرفته و بيشتر مبدل به سلاحي در دست مخالفين او و به خصوص دموكراتها شده، چراكه ترامپ از مدافعان جدي وضع چنين قوانيني است.
جداي از شدت گرفتن اين بحث كه البته بعد از وقوع چنين حوادثي طبيعي هم هست و موضع و منافع هر طرف مجادله، يك نكته قابلتوجه است و آن تأثير این دست بحثها بر افكار عمومي امريكا است تا با ايجاد انحرافي در توجه به موضوع، اصل مسئله براي افكار عمومي امريكا روشن نشود. رسانههاي امريكايي اين انحراف را با به كار بردن يك اصطلاح انجام ميدهند كه عبارت از «گرگ تنها» است. «گرگ تنها» پيش از اين براي جيمز هملز به كار رفته بود كه پنج سال قبل تماشاچيان سينمايي در شهر آورورا از ايالت كلرادو را به گلوله بست و 12 نفر را كشت و 58 نفر را هم زخمي كرد. دوباره، ديلان روف يك گرگ تنها خوانده شد وقتي كه او سه سال بعد به كليساي فرقه متديست در شهر چارلستون از ايالت كاروليناي جنوبي رفت و با آتش گشودن به روي حاضرين 9 نفر و از جمله كشيش محبوب كليسا را كشت.
شون كينگ در مقاله تارنماي اينترسپت به اين اصطلاح توجه كرده و مينويسد: «براي رنگينپوستها و بهخصوص مسلمانها نوع برخورد اغلب متفاوت است. برچسب تروريست بر مسلمانها وارد ميشود حتي قبل از اينكه تمام دادهها جمع شده باشند.» كينگ براي توضيح بيشتر مقايسهاي انجام ميدهد بين واكنش ترامپ به اين كشتار با واكنش او به حوادثي كه گمان ميرفت توسط مسلمانها انجام شده باشد كه براي مثال ميتوان به انفجار بمب در متروي لندن اشاره كرد. ترامپ در واكنش به اين حادثه كوچكترين اشارهاي به استفان پادوك نميكند اما در مورد آن حادثه از «تروريستها بازنده» ميگويد و از فرمان مهاجرتي خود براي ممانعت از ورود شهروندان شش كشور مسلمان به خاك امريكا دفاع كرده باشد. اين مقايسه به خوبي نشان ميدهد كه وقتي مهاجم يك سفيدپوست امريكايي غيرمسلمان باشد، او فقط يك گرگ تنها است كه به دلايل شخصي دست به اسلحه برده و به سوي مردم تيراندازي كرده اما قضيه در مورد مهاجم رنگينپوست و به خصوص مسلمان به طور كلي فرق ميكند. اين مهاجم يك تروريست است كه ديگر بحث در مورد قوانين كنترل سلاح كافي نيست بلكه بايد به قوانين ضدتروريستي رو آورد. رسانههاي امريكايي به اين ترتيب و با اصطلاح «گرگ تنها» ماهيت اتفاق را تا آن حد تغيير ميدهند كه حتي توجهي به فرمان مهاجرتي ترامپ نميشود و كسي نميپرسد چرا با وجود چنين فرماني باز كشتار تا اين حد اتفاق ميافتد؟ اين نوع پرسيدني در رسانههاي امريكايي ممكن نيست چراكه گرگ تنهاي آنها وقتي شليك ميكند يك تروريست نيست تا مجالي براي نقد آن فرمان پيش بيايد و يك سفيدپوست غيرمسلمان تنها خطاكاري است كه عملي شيطاني از او سر زده حتي اگر به جاي اينکه 59 نفر را بكشد، 527 نفر را هم بكشد اما او يك تروريست نيست!