سروش ستايش راد*
فرهنگ يك جامعه ميتواند به اشكال گوناگوني در ساخت اجتماعي، سياسي و اقتصادي يك جامعه خود را نشان دهد. در اين ميان گاه در زندگي روزمره مقولاتي پديد ميآيند كه نشاندهنده ضعف و خلأ كاركردي امر فرهنگي در بروز يا ظهور يك پديده يا رويداد اجتماعي است. در ميان پديدههاي اجتماعي مواردي هستند كه ميتوانند به پيدايش و افزايش دامنه آسيبهاي اجتماعي ديگري منتهي شوند و از اين لحاظ جايگاه اين پديدهها در شكلگيري بهداشت رواني فردي و عمومي مورد توجه بسياري از آسيبشناسان در حوزههاي مختلف روانشناسي و جامعهشناسي ميباشد. از جمله مهمترين اين موارد ميتوان مسئله طلاق، اعتياد و افزايش بيبندوباري جنسي را نام برد. با توجه به رويكرد كلي انقلاب اسلامی در ترويج سبك سالم زندگي برآمده از آموزههاي اصيل و ارزشمند اسلامي- ايراني، فضاي اجتماعي كشور بايستي با دقت بيشتري رصد شود تا در مقابل آسيبهاي شناسايي شده بتوان راهكارهاي مقتضي را ارائه نمود.
در كنار ساير آسيبهاي اجتماعي كه بعضاً حتي واكنش مقامات ارشد سياسي را نيز به دنبال داشته است، يكي از انحرافات مهم اجتماعي كه بر سر زبانها افتاده است رواج نوعي رابطه خارج از چارچوبهاي فرهنگي و قانوني ايراني- اسلامي است كه رسانههاي ماهوارهاي فارسيزبان، تعمداً و براي كاستن از بارِ منفي آن در جامعه نام «ازدواج سفيد» بر آن گذاشتهاند. دليل اين كار رسانههاي بيگانه نيز مشخص است؛ تابوشكني و حرمتزدايي از عفت عمومي و رواج و عاديسازي نوعي رابطه نامشروع و نامتناست با فرهنگ ايران و ترويج انحرافات اخلاقي در جامعه. متأسفانه بعضي از رسانههاي داخلي هم از روي غفلت براي اينكه از قافله عقب نمانند، به قصد فروش بيشتر و جذب خوراك خبري براي مخاطبان خود، از اين واژه استفاده كردهاند و برخي كارشناسان، روانشناسان و مسئولان نيز با استفاده از آن به فراگيري عبارت دامن زدهاند. با يك مطالعه ساده در مييابيم اين واژه مجعول معادلي است براي «زندگي مشترك بدون ازدواج»، يعني ازدواجهايي كه دختران و پسران بدون آنكه عقد كنند زير يك سقف ميروند. در واقع تعبير دقيق و علمي اين نوع روابط، همباشي است.
نقطه كانوني و مركز حمله اين بمب فرهنگي، نظام خانواده به عنوان شالوده بنيانهاي اجتماعي است و قصد و هدف آن هم چيزي جز از بين بردن همبستگيهاي عاطفي خانوادگي و فروپاشي نظم اجتماعي نيست. شنيدهها حاكي از آن است كه بسياري از مروجان اصلي اين رفتار نامتعارف، از مدافعان سرسخت فمنيسمِ رسانهاي نرم يا موج چهارم فمنيسم هستند و در كنار حمايت ماهوارههاي فارسيزبان معاند، در اغلب موارد دانشگاهها و مراكز آموزشي را كانون تبليغات خود كردهاند. شايد بايد با تأمل بيشتري در اين پديده فرهنگي- اجتماعي نگريسته شود تا ابعاد دقيقتري از اين مسئله روشن شود.
***
در اينگونه روابط امكان دارد كه يكي از طرفين هر لحظه نسبت به ادامه اين رابطه اظهار بيميلي كند، اين امر موجب وارد شدن صدمات روحي قابل توجهي به طرف مقابل به ويژه زنان ميشود چراكه آنان بر حسب طبيعت خود دوست دارند روي فردي سرمايهگذاري عاطفي كنند كه اين فرد از ارزش لازم برخوردار بوده و هُرهری مزاج نباشد.
چنين رابطهاي موجب كاهش فرزندآوري هم ميشود، علاوه بر آن سطح زندگي افراد تغيير ميكند و خلأ رواني براي دختر را در پي دارد و ممكن است حتي شانس مادر شدن او را كاهش دهد و در مواردي به آسيبهايي مانند اعتياد سوق پيدا كند، اين در حالي است كه مردان در صورت ترك اين رابطه كمتر آسيب ميبينند. حتي اگر اين نوع همزيستي مواليدي هم در پي داشته باشد، فرزندان حاصل از چنين روابطي بيشترين لطمه را متحمل ميشوند و بارداريهاي ناخواسته و عوارض بهداشتي ناشي از سقط غيرقانوني جنين از تبعات ديگر اين روابط است. از جنبه حقوقي و قانوني نيز پيوند غيررسمي هيچ جايگاهي ندارد و جرم است. از نظر شرعي هم گناه محسوب ميشود و همواره فرد با نوعي ترس و نگراني از عواقب چنين رابطهاي دست و پنجه نرم ميكند. در حقيقت اين گونه روابط، نه ازدواج و نه رابطه عاشقانه را در پي خواهد داشت و تنها ابزار تطميع هوسورزان خواهد بود و نتيجه آن افزايش بيبندوباري و گسترش افسردگي و بيماريهاي روحي ناشي از شكستهاي پياپي انجامدهندگان اين نوع رفتار است. درباره علل بروز اين انحراف شايد بتوان گفت كاهش روابط صميمانه و افزايش مقدمات دست و پاگير براي برقراري پيوند ميان جوانان يا كجكاركرد شدن رسم و رسومات سنتي (همچون مهريههاي سنگين) و ابزاري شدن آنها در جهت منافع افراد، در سرعت بخشيدن به انتخاب نوعي رابطه غيرشرعي، زير سايه كنترل ضعيف اجتماعي مؤثر بوده است. در اين شرايط به نظر ميآيد لازم است از سويي با فراهم كردن زيرساختهاي اجتماعي و اقتصادي و از سوي ديگر با فرهنگسازي و تشويق جوانان به ازدواج دائم از ميزان تمايل آنان به روابطي خارج از چارچوب كاست و جامعه را از عوارض چنين پيوندهايي مصون نگه داشت.
* كارشناس مطالعات فرهنگي