
روحالله صالحي
استراتژي دونالد ترامپ براي اعزام 4 هزار نيروي جديد به افغانستان چشمانداز مذاكرات سياسي در اين كشور را در هالهاي از ابهام قرار داده است كه نه تنها گرهي از مشكلات اين كشور نميگشايد بلكه به تشديد درگيريها و بيثباتي دامن خواهد زد.
16 سال از اشغال افغانستان به دست نيروهاي امريكايي ميگذرد و به اين زودي هم قرار نيست اشغالگران خاك اين كشور را ترك كنند چون دونالد ترامپ، رئيسجمهور امريكا هفته گذشته قانوني را امضا كرد كه به موجب آن ارتش امريكا براي مدت نامعلوم ديگري در افغانستان باقي خواهد ماند و علاوه بر نيروهاي فعلي امريكا كه قرار بود به مرور زمان از افغانستان خارج شوند به گفته منابع امريكايي 4 هزار نيروي ديگر نيز اعزام خواهند شد. درخت جنگي كه جورج بوش، رئيسجمهور سابق امريكا در افغانستان كاشت، با گذشت بيش از يك دهه هنوز ميوهاي براي واشنگتن و افغانها در پي نداشته و تنها ثمره آن، كشته شدن هزاران شهروند افغاني و صدها سرباز امريكايي بوده است و حالا ترامپ از راهبردي سخن ميگويد كه نتيجه آن اشغالگري مجدد افغانستان و ادامه جنگ است. نتيجه اشغالگري امريكا و متحدانش در افغانستان نه تنها امنيت را براي اين كشور به ارمغان نياورده بلكه به جز طالبان، تروريستهاي داعش نيز در اين كشور قدرت گرفتهاند.
ترامپ ميگويد برخلاف ديدگاههاي اوليهاش، با خروج نظاميان امريكايي در افغانستان مخالف است چراكه نميخواهد خلأ ايجاد شده به قدرت گرفتن گروههاي مسلح منجر شود. ترامپ بر اين باور است كه اگر افغانستان را ترك كنند، دوباره اين كشور تبديل به پناهگاهي امن براي تروريستهاي بينالمللي خواهد شد و از آنجا امريكا را مورد حمله قرار خواهند داد و جلوگيري از اين تهديدات، مستلزم حضور قدرتمند نظامي در افغانستان است.
ترامپ مدعي است كه خروج امريكاييها از عراق به تقويت گروههاي تروريستي در اين كشور منجر شد و او نميخواهد اشتباه مقامات قبلي كاخ سفيد را تكرار كند. اينكه ترامپ مدعي است خروج امريكا از عراق منجر به اشغال اين كشور توسط تروريستها شد ادعايي بيش نيست چراكه خود امريكاييها داعش را به سمت عراق سوق دادند و به بهانه مقابله با تروريسم زمينه را براي اشغال مجدد عراق فراهم كردند و در افغانستان نيز همين مسئله تكرار شده است و يك ماه پس از خروج نيروهاي امريكايي و ناتو در دسامبر 2014، داعش در افغانستان اعلام موجوديت كرد و اين مسئله راه را براي بازگشت مجدد امريكاييها هموار كرد. با اعلام استراتژي جديد، مأموريت ارتش امريكا در افغانستان از حالت مستشاري و آموزشي يك بار ديگر به شركت مستقيم در عمليات نظامي تغيير يافته است و پيامد آن تشديد جنگ داخلي و تحميل خسارات مادي و كشتار مردم بيگناه و غيرنظامي افغانستان خواهد بود كه قرباني زيادهخواهي قدرتهاي بزرگ شدهاند. استراتژي ترامپ در حالي است كه او پيشتر اعلام كرده بود واشنگتن بايد از جنگ طولاني در افغانستان رها شود اما الان با تغيير مواضع خود معتقد است كه خروج عجولانه به رشد تروريسم در افغانستان منجر ميشود و امريكا بايد تا زمان نامعلومي در اين كشور بماند. به نظر ميرسد، افغانستان به ويتنام ديگري براي امريكا تبديل شده كه خروج و باقي ماندن در آن، بازي دو سر باخت براي اين كشور محسوب ميشود.
هيچ تضميني نيست اينكه ترامپ مدعي است ميخواهد با استراتژي جديد به بحران افغانستان پايان دهد، در عرصه عمل امكانپذير نيست زيرا بسياري از ناظران، استراتژي جديد ترامپ را با تك روي واشنگتن در قبال افغانستان و بدون در نظر گرفتن نقش كشورهاي منطقه از جمله روسيه و ايران ناكام ميدانند و بر اين باورند كه پيروزي راهبرد امريكا درباره جنگ افغانستان تضمين شده نيست، بلكه برعكس ميتواند حساسيتهاي منطقهاي را برانگيزد؛ همچنانكه روسيه و چين با راهبرد جديد ترامپ مخالفت و اعلام كردند كه اين سياست براي افغانستان سودمند نيست. باتوجه به بيبرنامگي ترامپ در مورد افغانستان، به نظر ميرسد دور باطل در افغانستان تكرار خواهد شد و نه تنها جنگ و خونريزي در اين كشور متوقف نخواهد شد بلكه درگيريها تشديد ميشود كه دود آن به چشم امريكا و كشورهاي منطقه نيز خواهد رفت و بيثباتيها را افزايش خواهد داد.
تشديد جنگ با طالبان هرچند ترامپ آمادگي خود را براي همكاري و گفتوگو با طالبان اعلام كرده اما اين گروه كه خروج امريكاييها را به عنوان پيششرطي براي آمدن به پاي ميز مذاكره اعلام كرده است، اين استراتژي را رد كرد و در بيانيه خود گفته است كه افغانستان را به «گورستان» نيروهاي امريكايي تبديل خواهد كرد. طالبان در بيانيه خود آورده است:«ما نسلهاست كه اين جنگ را ادامه داديم و نميترسيم. ما جان تازهاي داريم و تا آخرين نفس اين جنگ را ادامه ميدهيم.» با اين وجود، ميتوان گفت كه جنگ در افغانستان تمام نخواهد شد و واشنگتن اين جنگ را مديريت خواهد كرد تا منافعش در حوزه جنوب آسيا و آسياي مركزي تأمين شود. افغانستان بين رقباي امريكا قرار گرفته است كه ميتوانند منافع واشنگتن را به چالش بكشند و در صورت خروج كامل بدون ترديد روسيه و چين اين خلأ امنيتي را پر خواهند كرد و اين مورد پسند ترامپ و دولتمردان كاخ سفيد نيست و لذا سعي دارند به هر نحوي شده افغانستان را همچنان در دست داشته باشند، هرچند اين استراتژي هزينههاي زيادي را روي دوش امريكايي بگذارد.
قيچيكردن دم پاكستان ترامپ كه در دوران رياست جمهوري خود ثابت كرده ابايي از درگير شدن با متحدان واشنگتن ندارد، اين بار براي پيشبرد راهبردش، به پاكستان به عنوان مانع اصلي در مسير صلح افغانستان هشدار داده است. ترامپ براي اولين بار از سياست پاكستان در قبال افغانستان انتقاد كرد و گفت كه امريكا ديگر نميتواند در قبال حضور طالبان در پاكستان ساكت بماند. ترامپ گفت امريكا ميلياردها دلار در اختيار پاكستان گذاشته ولي آنها به گروههايي كه عوامل بينظمي و خشونت هستند، فضاي امن دادهاند. دولت امريكا باتوجه سنگاندازيهاي پاكستان در روند گفتوگوهاي افغانستان، از سال گذشته روابط نظامي با پاكستان را به پايينترين سطح تنزل داد تا با اين اقدامات اسلامآباد را در حمايت از طالبان تحت فشار بگذارد زيرا حمايت پاكستان از طالبان و افزايش بيثباتيها همه رشتههاي امريكا در افغانستان را پنبه خواهد كرد. پاكستان نفوذ زيادي روي طالبان دارد و تا زماني كه از تثبيت نفوذ خود در افغانستان و داشتن سهمي از قدرت در اين كشور اطمينان حاصل نكند، بدون ترديد به حمايتهايش از طالبان ادامه خواهد داد.
ضد روسيه، ايران و چين راهبرد جديد ترامپ درباره افغانستان به مسائل منطقهاي نيز ارتباط پيدا ميكند و تنها خود افغانستان در اين استراتژي مهم نبوده است. اين مسئله آشكار است كه نقش روسيه و چين در تحولات افغانستان افزايش يافته است و اين زنگ خطر را براي منافع واشنگتن به صدا درآورده است. امريكاييها به هيچ وجه حاضر نيستند حياط خلوتي كه با اشغال و صرف ميلياردها دلار به چنگ آوردهاند، به راحتي به مسكو و پكن تقديم كنند و به همين منظور واشنگتن ميخواهد با حضور قدرتمند در افغانستان تحركات رقباي خود را رصد كند. حتي گفته ميشود امريكاييها داعش را در افغانستان تقويت كردهاند تا با استفاده از اين گروه مرزهاي روسيه و چين را ناامن كنند. از اين رو، واشنگتن تلاش دارد موازنه امنيتي منطقه را به نفع خود و به زيان كشورهاي مهم همسايه افغانستان رقم بزند و از پايگاه دائمي خود در افغانستان براي تأمين منافع راهبردي خود بهره گيرد. واضح است كه قدرت روسيه و چين در عرصههاي نظامي، اقتصادي، ديپلماتيك و اطلاعاتي در مقايسه با يك دهه پيش چند برابر شده است. بنابراين، ديپلماسي امريكا و افغانستان با كشورهاي منطقه بيش از هر زمان ديگري از اهميت حياتي برخوردار است. به باور ناظران، در واقع حمله به تروريستها در افغانستان تنها يك پوشش براي سياستهاي كلان امريكا به ويژه كنترل ايران، روسيه و چين است و اين مهم از طريق حضور نظامي طولانيمدت در افغانستان حاصل ميشود. تاكنون نيز حضور امريكا نه تنها منجر به شكست تروريستها در افغانستان نشده است، بلكه علاوه بر طالبان و القاعده زمينه براي رشد داعش در اين كشور نيز فراهم شده است و ميتوان عملياتهاي امريكا در اين مورد را به نوعي شكست خورده دانست.
ارزيابي نهايي با گذشت 16 سال از اشغال افغانستان كه 2 هزار و 500 كشته و بيش از 20 هزار زخمي براي امريكا به همراه داشته است، هنوز هم سرنوشت اين جنگ خانمانسوز مشخص نيست و با راهبرد جديد واشنگتن نيز اين غائله ختم به خير نخواهد شد و تضميني براي پايان نبرد وجود ندارد زيرا استراتژي جديد امريكا كاملاً روي مرگ و تداوم جنگ تمركز دارد كه نه تنها به زيان افغانستان بلكه تمام منطقه است. اگر هدف استراتژي تأمين امنيت و پايان عمر گروههاي مسلح بود، بايد راهحل سياسي و صلح نقطه محوري اين استراتژي باشد نه لشكركشي براي افزايش ناامني و بيثباتي. ميتوان گفت كه سياست مبهم امريكا در قبال افغانستان همچنان ادامه خواهد يافت و از استراتژي جديد اعلام شده ترامپ نميتوان به استقرار صلح و ثبات در افغانستان اميدي داشت، چراكه كشورهاي روسيه، چين و ايران در مسئله افغانستان ذينفع هستند و در صورتي كه به بازي گرفته نشوند، حل بحران افغانستان محقق نخواهد شد.