قصاص، سرانجام سوءظن به دوست صمیمی
به گزارش خبرنگار ما، اولين متهم مردي بود كه به اتهام قتل دوست صمیمیاش پاي ميز محاكمه حاضر شد. میثم 25ساله پانزدهم بهمنماه سال 95 از سوي مأموران كلانتري 11 شهید قدوسی بازداشت شد. متهم بعد از اقرار به جرمش در توضيح ماجرا گفت: دو سال از زندگی مشترک با همسرم میگذشت که متوجه شدم مرد غریبهای به او پیامک میدهد و مزاحم او میشود. از همسرم خواستم توضیح دهد اما طفره میرفت تا اینکه روزی تلفن همراهش را کنترل کردم و متوجه شدم اسم مرد مزاحم سهیل است. از آنجائیکه نام دوست صمیمیام سهیل بود و با هم رفت و آمد داشتیم به او مظنون شدم. از این موضوع به همسرم حرفی نزدم. روزی با مقتول قرارگذاشتم و موضوع را به او گفتم. سهیل گفت اشتباه میکنی اما خیلی عصبانی بودم و با چاقو به سینه او زدم و فرار کردم.
متهم در ادامه گفت: بعد از قتل پیش یکی از دوستانم رفتم. او میخواست به ارومیه برود به همین خاطر از او خواستم همراهش شوم که قبول کرد. بعد از ارومیه قصد فرار به خارج از کشوررا داشتم که در مرز بازرگان شهر ماکو دستگیر شدم.
میثم بعد از اقرار به جرمش روانه زندان شد و اين پرونده بعد از كامل شدن بررسيها به شعبه یازدهم دادگاه كيفري استان تهران فرستاده شد. در اولين جلسه رسيدگي به پرونده به رياست قاضي متین راسخمتهم بعد از درخواست قصاص از سوی اولیای دم در جایگاه حاضر شد و بعد از شرح ماجرا از خودش دفاع کرد. در پایان هئیت قضایی متهم را بنا به درخواست اولیای دم به قصاص محكوم کرد.
حبس و شلاق مجازات پزشک قلابی
دومين متهم كه پاي ميز محاكمه حاضر شد، میلاد نام داشت كه در هجدهمآبانماه سال 91، توسط مأموران كلانتري 103 گاندی به اتهام قتل زنی به نام ناهید بازداشت شد. او در توضيح ماجرا گفت: در داروخانه مشغول کار بودم و از همکارها خواسته بودم مرا به همه مشتریها دکتر معرفی کنند. روزی ناهید برای تهیه دارو به داروخانه آمد و با هم آشنا شدیم و بعد او را صیغه کردم. مدتي گذشت، تا اینکه ناهيد از من خواست خودرویاش را عوض کنم و مدل بالاتری بخرم. کنار این خواسته بهانههای دیگری گرفت و بعد از هفت ماه به مشکل خوردیم. از او خواستم مرا فراموش کند و با هم ارتباطی نداشته باشیم اما قبول نکرد تا اینکه فهمیدم با مردان دیگری ارتباط دارد. وقتی معترض شدم با من درگیر شد. بعد از درگیری از خانه او خارج شدم.
متهم ادامه داد: شب حادثه ناهيد تماس گرفت و خواست تا دلخوری پیش آمده شب قبل را از دلم درآورد. به همین دلیل مرا راضی کرد تا به خانهام بیاید. وقتی مقتول آمد حالت عادی نداشت و نصفی از شیشه مشروب را خورده بود. من مابقی مشروب را خوردم و کنارش نشستم. وقتی حرف ارتباطش با مردان دیگر را زدم با هم درگیر شدیم. در آن درگیری او با چاقو به من حمله کرد و صورتم خونی شد ومقتول از ترس چاقو را رها کرد. متهم درخصوص قتل گفت: مقتول دوباره چاقویی دیگر برداشت و به دستم لطمه زد. بعد از آن نزدیکش رفتم و چاقویی که در دستش بود را به سمت شکم او چرخاندم. وقتی مطمئن شدم نفس نمیکشد کلید خانهاش را برداشتم و به خانه مادر ناهید رفتم. خودم را معرفی کردم و گفتم دوست ناهید هستم و از او سند خودروی مقتول را خواستماما او گفت مرا نمیشناسد و از خانه بیرونم کرد. بعد از آن به خانه برگشتم و جسد را در صندوق عقب خودروی206 مقتول گذاشتم و در بلوار فردوس رها کردم.
متهم بعد از اقرار جرمش، به اتهام قتل عمد روانه زندان شد. در حالیکه پرونده درحال تکمیل شدن بود اولیای دم با پرداخت 50 میلیون توماناعلام گذشت کردند و اين پرونده براي رسيدگي از جنبه عمومی جرم به شعبه هشتم دادگاه كيفري استان تهران فرستاده شد و روي ميز هيئت قضايي به رياست قاضي اصغرزاده قرار گرفت.
در آن جلسه متهم بار دیگر حادثه را شرح داد و بعد از آخرین دفاع هئیت قضایی او را از جنبه عمومی جرم به 15 سال حبس و 80 ضربه شلاق محکوم کرد.