دنيا حيدري
اسپانسر يا همان حامي مالي به فرد، شركت يا سازماني گفتهميشود كه تمام يا بخشي از هزينهها را براي برگزاري يك رويداد اعم از ورزشي، فرهنگي و هنري در ازاي تبليغات براي مدتي برعهده ميگيرد. در واقع وظيفه اسپانسر حمايت مالي در ازاي تبليغاتي است كه براي آن ميشود. مسئله مهمي كه البته امروزه به طور كامل تغيير ماهيت داده!
اسپانسرها در تمام دنيا، شركتها يا سازمانها يا حتي افرادي هستند كه از جيب هزينه ميكنند كه البته استفاده آن را هم در قبال تبليغاتي كه براي آنها ميشود، ميبرند و جادهاي دو طرفه را طي ميكنند كه از يك سو براي خودشان سودآور است و از سوي ديگر براي طرف قراردادشان كه هزينههايش را پرداخت ميكنند. اما آنچه طي چند سال اخير در خصوص اسپانسرينگ در فوتبال و حتي واليبال ميبينيم، شكلي كاملاً متفاوت از تعاريف لغوي و حتي تجاري اسپانسر است. به طور مثال، اسپانسري كه طي يكي دو سال اخير حمايت مالي سرخآبيهاي پايتخت را به عهده گرفتهاست و حالا به جاي حمايت از آنها در حال حكومت كردن بر آنان است، به شيوهاي كاملاً متفاوت كار ميكند و بيش از آنكه يك اسپانسر باشد كه از جيب خود هزينه ميكند، يك كارگزار است كه از جيب مردم براي اين دو تيم خرج ميكند. البته بعد از آنكه سهم قابل توجه و هنگفت خود را از جيب هواداران اين دو تيم برداشت ميكند. اسپانسري كه طي ماههاي اخير قدرت و دامنه اختياراتش به قدري گستردهتر شده كه حتي زمان ديدار رسمي فوتبال ايران را نيز تغيير ميدهد!
حكومت جاي حمايت
طي چند هفته از ليگ برتر اين اسپانسر، در اقدامي غيرمتعارف، بازيكنان پرسپوليس و استقلال را ممنوع المصاحبه و تأكيد كرد هر گونه تخطي از اين دستور، با جريمه مواجه خواهد شد. مسئلهاي كه تعجب همگان را به دنبال داشت. اتفاقي كه چندي بعد، توسط همين اسپانسر در رشتههايي چون واليبال و حتي كشتي نيز رخ داد تا نشان از قدرت اين حامي مالي داشته باشد. اما شايد مهمترين مسئله، تصميم ناگهاني اين كارگزار براي برپايي دربي دوستانه سرخآبيهاي پايتخت بود. تصميمي كه بسياري بر اين باور بودند كه هرگز عملي نخواهد شد؛ چراكه به دليل حساسيت بالاي ديدارهاي دو تيم، برگزاري اين بازي در دوراني كه بازيكنان به آمادگي كامل نرسيدهاند، ريسك بزرگي است كه عواقب خوبي هم براي تيم بازنده نخواهد داشت. علاوه برآن، بالا بودن تعداد مصدومان دو تيم و حضور برخي از نفرات آنها در اردوي تيم اميد، دست سرخآبيها را براي اين بازي خالي كرده و احتمال برپايي آن را كمرنگ ميكرد. خصوصاً كه بعد از موافقت فدراسيون فوتبال آلمان با برگزاري اين ديدار در تاريخ 25 تير، اسپانسر با توجيههاي خود زمان بازي را نيز به 31تيرماه تغيير داده بود. يعني درست يك روز بعد از بازي سوپرجام بين پرسپوليس و نفت تهران، قهرمانان ليگ برتر و جام حذفي كه از ديگر موانع بر سر برگزاري اين بازي دوستانه بود.
مماشات غيرمتعارف
سكوت مسئولان دو باشگاه در شرايطي كه نارضايتي از مصاحبه بازيكنان دو تيم كاملاً مشهود بود، نشان از قدرت حكومت اين اسپانسر بر دو باشگاه نامي فوتبال ايران بود. اگر چه افتخاري، سرپرست باشگاه استقلال در خصوص اعمال نفوذ جالب توجه اسپانسر بر دو باشگاه مطرح پايتخت گفته بود كه براي برپايي دربي 85 تحت فشار نيستند، اما قدرت واقعي اسپانسر سرخآبيها و اعمال نفوذ آن زماني بيش از قبل به چشم آمد كه باوجود تهديدهاي سازمان ليگ به جريمه پرسپوليس در صورت عدم حضور در سوپرجام و تأكيد برعدم تغيير زمان اين ديدار، روز گذشته فتاحي، مسئول كميته برگزاري مسابقات سازمان ليگ از مماشات با سرخآبيها در اين زمينه خبر داد: «باتوجه به اينكه برگزاري دربي خارج از ايران براي دو باشگاه سرخ آبي درآمدزايي به همراه خواهد داشت تصميم گرفتيم در اين زمينه به آنها كمك كنيم و بعد از جلسهاي كه با مديران اين تيم خواهيم داشت تاريخ قطعي سوپرجام را مشخص ميكنيم.» كوتاه آمدن سازمان ليگ البته خيلي هم عجيب نبود.
البته مهدي تاج، رئيس فدراسيون فوتبال نيز در مراسم بدرقه تيم اميد تلويحاً اعلام كردهبود كه با دو باشگاه سرخابي كنار خواهد آمد.از يك سوي اين ديدار نيز نفتيهاي تهران هستند كه بايد ديد با تغيير زمان اين بازي موافقت ميكنند؟ اما شايعه بازگشت سرخپوشان در تاريخ 25 تير به تهران ميتواند شايعه برگزاري سوپرجام در تاريخ 28 تير كه چندي پيش مطرح شده بود را پررنگتر كند.
دوستانه به خرج مردم!
استقلاليها پنجشنبه براي مصاف با پرسپوليس راهي آلمان ميشوند تا 31 تيرماه، در ورزشگاه آرمينيا بيلهفلد به مصاف پرسپوليس بروند. ديدار دوستانهاي كه بعد از 37 سال برگزار ميشود و گفته ميشود كه پخش تلويزيوني نخواهد داشت. اولين بازي دوستانه دو تيم به 16 فروردين 1347 برميگردد كه با تساوي بدون گل به پايان رسيد. اين بازي، در واقع اولين بازي رسمي در تاريخ تيم فوتبال پرسپوليس نيز بود. بعد از آن سرخآبيهاي پايتخت سه ديدار دوستانه ديگر نيز در سوم مهر 1349، 25 آبان 1358 و 13 تير 1359 انجام دادند. بعد از آن اما اين دو تيم ديگر هرگز در ديدارهاي دوستانه به مصاف هم نرفتند. البته پرسپوليس و استقلال دو بازي ديگر نيز يكي سال 52 و ديگري در سال 90 انجام دادند كه اولي در رقابتهاي جام اتحاد باشگاهها بود و دومي در جام ولايت كه هيچ كدام ديدار دوستانه نبود. برگزاري اين ديدار دوستانه كه ميتواند پنجمين مصاف دوستانه سرخآبيها باشد، به خودي خود اتفاق خوبي است. اما مسئله نحوه برگزاري آن و حكم دادن اسپانسري است كه در حالي براي فوتبال ايران و دو باشگاه مطرح آن تعيين تكليف ميكند كه دستش براي تأمين هزينهها در جيب ملت است و از جيب خود خرج نميكند! مسئلهاي كه بسيار نگران كننده است. خصوصاً با توجه به دامنه اختياراتي كه طي اين مدت از اين حامي مالي كه بيشتر يك كارگزار است تا اسپانسر، ديده شده است.