
واقعاً ادبيات کرش جاي تأسف دارد و اين شائبه را ايجاد ميکند که جنگ قدرت در داخل فدراسيون ايجاد شده است. هيچ کارشناسي دانش فني کرش را نفي نميکند، اما اين استفاده از دانش فني به چه قيمتي بايد باشد؟ اين موضوع بايد به قيمت تحقير، حقارت و خار کردن افراد باشد؟ کرش از روز اول ورود به ايران اين رفتارها را انجام داده و دليل آن نيز ضعف مديريت فدراسيون بوده و همچنان نيز ادامه دارد و ما شاهد هستيم هرازچند گاهي حملاتي از سوي سرمربي تيم ملي فوتبال ايران انجام ميشود. آخر و عاقبت آرزوي حضور در جامجهاني اين رفتارها خواهد بود که امثال کرش را فرشته نجات فوتبال ايران بدانيم و او تبديل به ابرتهديد براي فوتبال و ورزش کشور شود و حاشيهسازيهايش ادامه دارد. سابقه نشان ميدهد من همواره از کرش حمايت و رفتارهاي مديريتي و دانش فني او را تأييد کردهام، اما اين نبايد دال بر اين باشد که او هر کاري دلش ميخواهد انجام بدهد و به هر شخصي حمله و توهين کند، چراکه به هيچ عنوان قابل پذيرش نيست.
در ورزش جهان هيچ مربي به خودش اجازه نميدهد اين رفتارهايي که کرش انجام ميدهد را مرتکب شود و ما اصلاً شاهد نيستيم مربيان برتر جهان عليه رؤساي فدراسيون و مسئولان ورزش آن کشور صحبت کنند. بايد بررسي کنيم چه اتفاقي افتاده که شخص کرش به اينجا رسيده که هر زمان اراده ميکند با الفاظ نامناسب عليه مسئولان فوتبال کشور صحبت کند. براي حفظ امنيت ملي و ارزشهاي نظام بايد همه «يد واحد» شويم و در مقابل اين بياخلاقيها ايستادگي کنيم. اين اظهارات دفاع کورکورانه از اسدي نيست و اگر امروز اسديها را قرباني کرديم يک روز خود کساني که اين اتفاق را رقم ميزنند، قرباني خواهند شد و شک نکنيد گريبان آنها را خواهد گرفت. با توجه به اتفاقات پيش آمده در فوتبال کشورمان بايد نگران هجمهها و تهاجم فرهنگي بود که به واسطه برخي مربيان خارجي ايجاد شده و نبايد بهانهاي اين هجمههاي فرهنگي مربيان خارجي باشند. مربيان ميتوانند تأثيرگذار و هدفمند باشند، بنابراين بايد متوليان فرهنگي که وزارت ورزش و جوانان و فدراسيون فوتبال هستند اهتمام ويژهاي به اين موضوع داشته باشند.