نویسنده: كبري فرشچي
مولا علي(ع) ميفرمايد: «الناس بأمرائهم اشبه منهم بآبائهم»؛ حالا و در جريان اخير بياحتراميها به خبرنگاران به عنوان چشم و گوش هميشه بيدار جامعه و زبان افكار عمومي بهتر ميتوان معناي اين كلام گهربار را متوجه شد.
ماجراي توهينهاي دنبالهدار به خبرنگاران دارد به جريان ناخوشايندي تبديل ميشود. اين جريان فرهنگ پاسخگويي و تحمل منتقد را به شدت زير سؤال برده است. اصل اين ماجرا بيترديد به رفتارهاي توهينآميز دولتمردان با منتقدان و خبرنگاران باز ميگردد.
نخستينبار رئيسجمهور بود كه منتقدان را به جهنم حواله كرد، اما اين رفتار از كنايهگويي رئيسجمهور پا فراتر گذاشت و به توهينهاي علني و رفتارهاي فيزيكي رسيد. درست شبيه رفتار وزير راه وقتي سؤال خبرنگار باشگاه خبرنگاران درباره مرجوعي بودن هواپيماي ايرباس از كلمبيا به مذاقش خوش نيامد، به جاي پاسخگويي چنين واكنشي داشت «خبرنگار بايد يك جُو عقل داشته باشد! شما حرفهاي نيستيد و از خبرنگاري سر در نمياريد بريد بابا!» تصاوير تلاش وزير براي گرفتن ميكروفن خبرنگار و پرت كردن آن هم كه به اندازه كافي در فضاي مجازي دست به دست شد تا همه مردم ببينند. واكنش وزير بهداشت در برابر مطالبه امكانات بهداشتي درماني از سوي فرماندار بدره براي اين شهرستان هم «بيشعور» خطاب كردن وي بود. همين چند روز پيش هم آقاي وزير با يك خبرنگار درگير شد و وي را «مزدور» خواند. بازتاب اين رفتارهاي دولتمردان را حالا ميتوان در گروههاي رده پايينتري همچون بازيگران نيز مشاهده كرد. يكي آنچنان با عتاب با خبرنگار صحبت ميكند كه انگار با شخصيتي فرودست مقابل شده و ديگري خبرنگاران را «دوزاري» ميخواند و آن يكي معتقد است «كلاً پنج، شش خبرنگار باسواد بيشتر نداريم و بقيه نادان هستند» و ديگري خبرنگار را «خمار» خطاب ميكند و ادامه ميدهد «نه انگار يه چيزي انداختي بالا!»
اينها همه هشدار و زنگ خطر است؛ زنگ خطري درباره تغيير جايگاه خبرنگاران به عنوان چشم و گوش جامعه و نماينده افكار عمومي براي ديدن، شنيدن، نقد كردن و به چالش كشيدن. بخش ديگر اين زنگ خطر درباره اضمحلال فرهنگ پاسخگويي و نقدپذيري در جامعه است كه بيترديد از اقشار مرجع جامعه آغاز ميشود و به گروههاي پايينتر جامعه تسري مييابد اما جامعهاي كه سردمداران و گروههاي مرجعش تاب پذيرش انتقاد و پاسخگويي به چالشها و كمبودها را ندارند و جامعهاي كه زير بار پذيرش نظارت افكار عمومي از دوربين و قلم خبرنگاران نرود، در مسير شكست و قهقرا قرار خواهد گرفت. جامعهاي كه به قهقرا كشيده شود، اما هم دولتمردانش با چالش مواجه خواهند شد و هم آنقدر اولويتهاي مهم دارد كه بازيگر و فيلمهاي سخيف سينمايي كوچكترين جايگاهي در ميان اين اولويتها نخواهند داشت.