
به گزارش خبرنگار ما، هفدهم مهرماه سال 92، مأموران پليس تهران از قتل زن جواني در تهرانپارس باخبر و راهي محل شدند.
جسد متعلق به زن 33 سالهاي به نام مهسا بود كه بر اثر فشار بر عناصر حياتي گردن كشته شده بود. با انتقال جسد به پزشكي قانوني، مأموران با بررسي پرينت تماسهاي مقتول دريافتند، او با مردي 35 ساله به نام ناصر رابطه دارد كه او را دستگير كردند. متهم به قتل اعتراف كرد و گفت: يك روز مقتول را به عنوان مسافر سوار خودروام كردم. او در راه از بداخلاقيهاي همسرش گفت. دلم سوخت و شمارهام را به او دادم و همين موضوع باعث آشنايي ما شد. فقط از طريق پيامك ارتباط داشتيم تا اينكه تهديد كرد، اگر پول ندهم موضوع را به همسرم ميگويد. چند بار مبلغي پول برايش واريز كردم تا اينكه روز حادثه، زنگ زد و گفت شوهرش به مسافرت رفته و در خانه تنهاست. قبول نكردم به خانهاش بروم كه دوباره تهديد كرد. از آنجائيكه همسرم باردار بود، ترسيدم مقتول به او حرفي بزند به همين خاطر به اجبار به آنجا رفتم. ساعتي كه گذشت او خوابيد. با ديدن مقتول ياد اخاذي و تهديدهايش افتادم به همين دليل شال گردن را برداشتم و او را خفه كردم.
با كامل شدن تحقيقات اين پرونده به شعبه دهم دادگاه كيفري استان تهران فرستاده شد و متهم در اولين جلسه رسيدگي بعد از درخواست قصاص از سوي اوليايدم به قصاص و شلاق محكوم شد. اين رأي در ديوان نقص و به همان شعبه ارجاع داده شد و روز گذشته روي ميز هيئت قضايي به رياست قاضي قربانزاده قرار گرفت. بعد از اعلام رسميت جلسه مادر مقتول در جايگاه قرار گرفت و گفت: متهم دختر خردسال دارد و من به خاطر او اعلام گذشت ميكنم، اما مطالبه ديه هم دارم. در ادامه متهم با انكار ارتباط نامشروع با مقتول گفت: قتل را قبول دارم، اما ارتباطي با مقتول نداشتم.
روز حادثه به خاطر تهديدهايش به خانهاش رفتم و مرتكب قتل شدم. از كاري كه كردم پشيمانم و طلب بخشش دارم. در ادامه هيئت قضايي بعد از شور متهم را با توجه به درخواست اوليايدم به 10 سال حبس و پرداخت ديه محكوم كرد.