کمیسیون کشاورزی مجلس صادرات هرگونه خاک زراعی، باغی، جنگلی و مرتعی از کشور را ممنوع کرد.
کمیسیون در ادامه گفت: نفت و گاز پیشکش، یه خاک خالی واسه آیندگان بگذارید لااقل!
یعنی بعضیها هم هستند که از آب کره می گیرند و از خاک دلار درمیآورند. آدم اینها را که میبیند یاد آن شعر معروف میافتد... «هر وجب از خاک تو... چند میارزه؟ مضنه چنده؟!» عذر میخوام، فقط اولش یاد آدم آمد، بقیهاش را یکی از همان خاکفروشها تکمیل کرده!
شاعر (علیهالرحمه) میفرماید:
خاکم به سر ز غصه به سر خاک اگر کنم
خاک وطن چو رفت چه خاکی به سر کنم؟
نگرانی شاعر در این بیت آن است که با وجود صادرات بیرویه خاک وطن، فردا روز خاک از کجا بیاورد که به سرش بریزد. البته در آن روزگار که شاعر میزیسته هنوز مردان با کفایت و با درایتی نظیر آقای نعمتزاده (دامت وارداته) پا به عرصه وجود ننهاده بودند، وگرنه شاعر میدانست که نگرانیاش بیمورد است، نهایتش این است که آقای نعمتزاده دستور میدهد خاک مناسب و با کیفیت از خارج وارد شود تا آحاد ملت علیالخصوص کسانی که نگران و دلواپس هستند بتوانند در موقع لزوم با طیب خاطر «خاک» به سر بریزند و خدای نکرده از این جهت در محذوریت نباشند!