
به گزارش خبرنگار ما، ساعت 2 و 45 دقيقه بامداد جمعه 5 خردادماه، مأموران پليس از مرگ مشكوك دو مرد جوان در آتشسوزي خانه متروكهاي با خبر و راهي محل شدند. مأموران پليس در محل حادثه كه خانه متروكه دو طبقهاي در حوالي خيابان سبلان جنوبي بود، با جسد سوخته شده دو مرد روبهرو شدند. در حالي كه بررسيهاي كارشناسان آتشنشاني حكايت از آن داشت آتشسوزي عمدي بوده است، مأموران دريافتند هنگام آتشسوزي علاوه بر دو مرد فوت شده، زن و مرد جواني به نام شبنم و ايرج هم داخل خانه بوده، اما موفق به فرار شدهاند. مأموران در ادامه شبنم و ايرج را بازداشت كردند. شبنم در بازجوييها سيروس و برادرش را به عنوان عاملان آتشسوزي معرفي كرد و گفت به خاطر اينكه به درخواست دوستي سيروس جواب رد داده است، آنها از او و ايرج كينه به دل گرفته و دست به انتقام زدهاند. ايرج هم در بازجوييها قاتل را سيروس معرفي كرد و گفت هنگام حادثه من و شبنم در طبقه پايين بوديم، اما برادرم و يكي از دوستانش در طبقه بالا بودند كه گرفتار آتش شدند و زنده زنده در آتش سوختند.
پس از اين، مأموران سيروس و برادرش را به عنوان مظنونان حادثه دستگير كردند. سيروس در ادعايي قتل آتشين را انكار كرد و مدعي شد كه عاملان آتشسوزي دو نفر از دوستانش به نام شاهين و نعمت هستند. او گفت كه شاهين و نعمت از قبل با دو مرد فوت شده اختلاف داشتند و نيمه شب با بنزين خانه متروكه را آتش زدند. بدين ترتيب، مأموران شاهين و نعمت را تحت تعقيب قرار دادند تا اينكه روز گذشته موفق شدند شاهين را دستگير كنند.
شاهين صبح ديروز مقابل قاضي نقدينژاد، بازپرس شعبه پنجم دادسراي امور جنايي تهران قتل آتشين دو مرد جوان را انكار كرد. وي در توضيح ماجرا گفت: قاتل سيروس است و نميدانم به چه علت او من و شاهين را عاملان آتشسوزي معرفي كرده است. وي ادامه داد: ما سه نفر با هم دوست و بچه يك محل هستيم. عصر روز قبل از حادثه من و شاهين به خانه سيروس رفتيم و تا نيمه شب آنجا بوديم. آن شب سيروس و شاهين با هم شيشه مصرف كردند. سيروس توهم زيادي داشت و مدام ميگفت كه قصد دارد شبنم و ايرج را آتش بزند. او رقيب عشقي ايرج بود و ميگفت تا زماني كه آنها را آتش نزند، آرام نميشود. نيمههاي شب بود كه شيشه سس مايونزي را برداشت و به داخل حياط رفت و شيشه را از باك موتورسيكلتي پر از بنزين كرد. ما خيلي تلاش كرديم او را منصرف كنيم، اما فايدهاي نداشت. سه نفري از خانه بيرون آمديم و سوار موتورسيكلت شاهين شديم. در نزديكي محل حادثه او را پياده كرديم و من و شاهين براي انجام كاري به داخل خيابان دماوند رفتيم. 20 دقيقه بعد او با ما تماس گرفت و ما به خانهشان رفتيم كه صداي فريادهاي شبنم از داخل كوچه ميآمد. او سر و صورت دودي داشت و موفق شده بود از ميان آتش فرار كند. او مدام سيروس را فحش ميداد. پس از اين سيروس را به خانه يكي از دوستانش رسانديم كه آنجا به ما گفت خانه را آتش زده است.
متهم براي تحقيقات بيشتر در اختيار كارآگاهان پليس آگاهي قرار گرفت.