نويسنده: زينب عامري
يكي از مهمترين ويژگيهاي يك دولت كارآمد و مردمي «صداقتمداري» است. با بررسي عملكرد چند ماهه اخير دولت به نظر ميرسد دولت مستقر از رويه مطلوب و قابل انتظار در اين زمينه برخوردار نيست و همين شكافي عميق ميان دولت و ملت به وجود ميآورد و بدون شك باعث كاهش سرمايه اجتماعي كشور خواهد شد:
1- در آخرين مناظره ميان كانديداها آقاي روحاني با يك استراتژي تازه ظاهر شد. او در حالي كه در مناظرات پيشين مستقيم وارد بحث و تقابل با رقباي خود ميشد اما در آخرين مناظره به جاي رويا رويي مستقيم و جدل، به دفاع از پشتوانههاي فكري دولت پرداخت و جهانگيري به مثابه فوروارد تيم دولت، وارد ميدان تهاجم عليه نامزدهاي رقيب شد. اين موضوع دو نكته مهم را ميرساند؛ مسئله اول احساس ضعف در دولت و انتخاب گزينه «حمله با تمام قوا» عليه ساير رقباست. اين ترفند در عالم سياست زماني استفاده ميشود كه جريان سياسي مذكور احساس خطر جدي كند، لذا با تمام توان به تخريب و تخطئه ساير رقبا ميپردازد. دومين نكته بيصداقتي و فريب و بازيكاري دولت با ملت است؛ دولتي كه در مقام سخن و زمان كسب رأي، مردم را فهيم خطاب ميكند اما در عرصه عمل چنين باوري را از خود نشان نميدهد. دولت با اتخاذ اين رويه هويدا ساخت كه مردم را فارغ از سواد سياسي فرض كرده و رويه سياسي خود را به شدت تغيير داده است.
2- يكي ديگر از نشانههاي بيصداقتي دولت استفاده از ترفند «دره عميق» در پنهان ساختن ضعف عملكردي خود است. اين شگرد انتخاباتي درهاي عميق از مشكلات در باور اجتماعي ترسيم ميكند كه ماحصل خطاهاي دولت قبل است، به گونهاي كه دولت مستقر تمام توان خود را بر پركردن اين دره عميق (مشكلات موروثي از دولت قبل) گزارده است. با استفاده از اين استراتژي ركود دولت و سرعت كم آن در مرتفع كردن مشكلات از اذهان عمومي پنهان ميماند. اين ترفند علاوه بر اينكه كمكاريهاي دولت فعلي را پوشش ميدهد، نوعي معبر جهت صاف كردن مسير آينده براي اين تفكر باز ميكند. اگر اين باور در مردم ايجاد شود كه عدمپيشرفت مسائل نه به دليل كمكاري دولت بلكه به جهت مشكلات انبوه دولتهاي پيشين است به اين نتيجه خواهند رسيد كه شايد لازم باشد فرصت مجددي به دولت براي تكميل و پيشبرد برنامههاي خود بدهد. استفاده از اين روش براي جلب آرا نشاني ديگر از عدم رو راستي دولت با ملت است.
3- يكي ديگر از مصاديق بارز، شروع يك عمليات گسترده رواني از سوي دولت عليه جناح رقيب در انتخابات است؛ عملياتي كه در ظاهر، اتهامزني به يك جريان سياسي اما در بطن امر نوعي «حمله نرم» به بنيادهاي فكري نظام است! اينكه «اگر هر تفكري جز تكنوكراتها روي كار آيند ديواركشي خواهند كرد» «يا اينكه» مردم كساني كه فقط شلاق و زندان بلدند را نميخواهند» و برچسبهايي از اين دست كه به وفور در سخنرانيها يافت ميشود، چيزي فراتر از شعارها يا حتي نقدهاي انتخاباتي است. اين دست سخنان نوعي هاله يا ذهنيت در افكار عمومي ايجاد ميكند و حتي قادر است در مدتزمان بيشتري يك پديده خلاف واقع را به يك شبهواقعيت بدل كند. در چنين شرايطي غيرمحتمل نيست كه حافظه جمعي دچار خطا شود و فراموش كند كه نخستين بار مقام معظم رهبري در دوران رياست جمهوري خود مقابل اين گونه حركات ايستاد و سالها بعد نيز در جايگاه رهبري تأكيد كرد: «اين شيوه(ديواركشي) شيوه چه كسي است؟! اين شيوه جمهوري اسلامي نيست و بنده به شدت مخالفم.» آيا ايجاد اين دست شبهات فكري و به خطا بردن حافظه اجتماعي، مصداق بارزي از تزوير و عدم يكرنگي با مردم نيست؟!
حقيقتاً جايگاه « اخلاق» آن هم از نوع اسلامي آن در رويه دولت مستقر كجاست؟! آيا «رأي اخلاقي» كه از نخستين بيانات و خواستههاي روحاني در مناظره اول بود در مقايسه با رويهاي كه در پيش گرفته است، يك پارادوكس آشكار و شعارگرايي محض را نشان نميدهد؟!
دولت مستقر با روحيه و روال كنوني چنانچه از سد انتخابات نيز بگذرد سوار بر مركب بيصداقتي و نفاق عبور كرده است كه بدترين «بداخلاقي»هاست و جامعه را متحمل آسيبهاي بزرگي خواهد كرد. مردم را نسبت به حوزه سياست و قدرت بدبين و منزوي كرده و از آن تصويري «لاجرم آلوده» براي جامعه ترسيم كرده است. بازنده اصلي كارزار انتخابات فرد يا جرياني است كه به نفع اپوزيسيون خود از مردمي كه بدانها اعتماد كردهاند، عبور ميكند!