نويسنده: مريم رئوفي*
يكي از رويكردهايي كه به شناخت استرسهاي روزمره زندگي ما كمك ميكند فهرست كردن رويدادها و اتفاقات روزانه است. مثلاً نگراني درباره وزن و ظاهر، سلامتي يك عضو خانواده، افزايش قيمتها، انجام امور خانواده، آلودگي هوا، ترافيك، بحث و مشاجره با اشخاصي كه در محيط پيرامونمان زندگي ميكنند و همچنين احساس طردشدگي از سوي اين اشخاص. بررسي اين رويدادها ميتواند به فرد كمك كند تا ميزان استرسزا بودن آنها را مشخص كند. به عنوان مثال او ميتواند مدام در دل خود بگويد كه فلان مسئله اصلاً استرسزا نبود، يا اتفاقي كه افتاد استرس كمي ايجاد كرد، اضطراب و استرس زيادي ايجاد كرد يا اينكه بهمان حادثه من را وحشتزده نكرده و هيچگونه هراسي در دل من نينداخت.
واقعبين باشيم
تحقيقات اخير نشان دادهاند مسائل روزمره ميتواند اثرات زيانبخشي بر روي سلامت جسمي و رواني انسان داشته باشد. يك رويداد زندگي به خودي خود مشكل محسوب نميشود بلكه ارزيابي اوليه فرد از آن ايجاد مشكل ميكند. بايد ارزيابي واقعبينانهاي از مشكل صورت گيرد و به مسائل طوري نگريسته شود كه به منزله تهديد و خطر تلقي نشود. پژوهشها، مطالعات و تحقيقات اخير بيانگر اين مطلب است كه سازگارانهترين و بهترين راهكار به منظور مقابله با مشكلاتي كه در زندگي گريبان افراد را ميگيرد، اتخاذ يك رويكرد مناسب و مستقل همچون برنامهريزي و گرهگشايي از مشكلات است.
همچنين حساسيت بيش از حد مثبت به رويدادي كه بخش مهمي از زندگي ما محسوب ميشود ميتواند تأثير آن را بيشتر كند. در ادامه وقتي كه اتفاقي در زندگي رخ ميدهد و به عنوان تهديد و مشكل ارزيابي شده و ايجاد ناراحتي ميكند، اثرات، آسيبها و تأثيرات منفي آن با كمك ارزيابي ثانويه و احساس كارايي شخص تعديل ميشود و نهايتاً يك پاسخ مقابلهاي مطلوب و مناسب ميتواند به كنترل و كاهش استرس كمك بسزايي كند.
ارزيابيهايي كه به تسكين شما كمك ميكنند
رويدادهاي استرسزا زماني در زندگي فرد تأثير منفي به جا ميگذارد كه آنها تهديدكننده، مهم و غير قابل كنترل ارزيابي شود. حال نوبت به انواع ارزيابي از استرسها ميرسد. جملاتي همچون:«اين موقعيت در من احساس اضطراب ايجاد ميكند»، «عاقبت اين وضعيت منفي است» و «اين موقعيت تهديدكننده است» در دسته ارزيابي تهديد كننده قرار گرفته و جملههايي مثل «اين موقعيت براي من نتايج مهمي دارد»و «اين موقعيت براي من پيامدهاي دراز مدت دارد» از نوع ارزيابي مهم است. در رابطه با اين موضوع نوع ديگري از ارزيابي هم وجود دارد كه انسانها ميتوانند براي رسيدن و داشتن خونسردي كامل از آن استفاده كنند و با يادآوري و تكرار مكرر چنين جملاتي در ذهن خود از درگيريهاي ذهني خود بكاهند. تكرار متوالي «من توانايي به عهدهگيري اين مسئوليت را دارم» و «من ميتوانم بر اين مشكل غلبه كنم» كه در دسته ارزيابيهاي تحت كنترل جاي دارد آرامبخش و مؤثر خواهد بود.
روشهاي مقابله با مشكلات روزمره
براي مقابله با مشكلات و استرسهاي روزمره دو روش عمده و مؤثر وجود دارد كه يكي توجهبرگرداني و ديگري آرامسازي است. توجهبرگرداني يعني به انحراف كشيدن توجه نسبت به مسائل به واسطه فكر كردن به چيزهاي ديگر يا پرداختن به كارهاي ديگر. اين حالت به معناي اجتناب از مسائلي كه به توجه نياز دارند نيست، بلكه براي پرهيز از فكر كردن به مسائلي است كه نميتوانيم آنها را تغيير دهيم يا حداقل اكنون قادر به انجام كاري در مورد آن نيستيم. آرامسازي يعني صرف زمان براي انجام يك سري تمرينات كه موجب آرامش ما ميشود. آرامسازي يك مهارت مقابلهاي مفيد براي بسياري از موقعيتها است.

از ابتدا بشر ياد گرفته است كه با نشان دادن واكنش و به هر طريقي كه امكانش وجود دارد با دشمنان خود مبارزه كرده و بتواند حرف خود را به كرسي بنشاند. پاسخ گريز و ستيز براي بشر اوليه كه با تهديدهاي واقعي مواجه بود، انطباقيترين پاسخ به شمار ميرفت. اما انسان امروز با چالشها و استرسهايي مواجه است كه بيشتر جنبه روانشناختي دارد و اين پاسخها كارايي خود را از دست داده است. مثلاً براي مبارزه با آلودگي هوا، ترافيك و تعارضات بين فردي اين روشها نميتواند كارايي داشته باشد و بهترين حالت اين است كه بشر امروز روشهاي خودآرامسازي را فراگيرد و آن را در حل چالشها و مسائل خود به كار گيرد.
از جمله شايعترين اين روشها، روش خودگويي است كه انسان به محض مواجهه با مشكلات زندگي ميتواند از آن استفاده كند. مثلاً اينكه به خود بگويد: «من اين توانايي را در خود ميبينم كه از عهده وظايف و مسئوليتهايي كه بر دوشم قرار گرفته بربيايم و آنها را به نحو احسن انجام دهم»، «با اينكه اين موقعيت و شرايطي كه برايم پيش آمده ولي اصلاً سخت به نظر نميرسد»، «به هيچ عنوان به افكار منفي فكر نميكنم و با اين حواسم را پرت نكرده و تمركزم را بالاتر ميبرم»، «من بايد بيش از قبل خونسردي خود را حفظ كنم و علاوه بر آن كارهاي خوب و مثبتم را بيشتر كرده و خودم مشوق خودم باشم». انسان بايد اين مهارت را در وجودش تقويت كند كه به جنبههاي منفي اتفاق يا حادثهاي كه برايش ايجاد شده اصلاً فكر نكرده و در تمامي شرايط جنبههاي مثبت امر را در نظر بگيرد.
اشتباهات كوچك را بزرگ جلوه ندهيد
بايد ياد بگيريم انعطافپذير باشيم و فكر نكنيم كه مسائل و رويدادها تنها دو جنبه سياه و سفيد يا خوب و بد دارند. كمالگرا نباشيد و خود را با اين افكار متقاعد نكنيد كه بايد كامل و بدون نقص باشيد و زندگي شما بايد بدون مشكل و ايراد باشد. اين احساس كه شما فاقد كنترل بر رويدادها هستيد يا نميتوانيد از عهده كاري برآييد استرس و اضطرابتان را تشديد ميكند. اشتباهات كوچك خود را خيلي بزرگ و بااهميت جلوه ندهيد. همه اشتباهات كوچك پس از مدتي كلاً فراموش ميشوند، اگر اهداف واقع بينانه انتخاب كنيد كه قابل دسترسي باشد رسيدن به آنها موفقيتآميزتر است و زماني را صرف تفريح خود كنيد. براي رسيدن به حالاتي كه به آنها اشاره شد بايد توجه خود را به كاري كه در پيش داريد متمركز كنيد و از ترديدها و ساير افكار منفي اجتناب كنيد. همچنين مهارتهاي آرامسازي و خودگويي مثبت را به كار ببريد.
* روانشناس