نويسنده: حسين بهلولي
مقوله عزت نفس در كودكان، معطوف به آمال و آرزوها و احساسات آنها در همان دوران كودكي شان است. لحظه لحظه كودكي سراسر از موفقيت و تلاش و حتي شكستهايي است كه تجربهشان ميكنند. حال كه كودكان در مسير رشد قدم بر ميدارند ميتوان به آنها در مسير موفقيتشان كمكهاي شاياني كرد كه نه تنها باعث جلوگيري از آسيب در زندگي آنها ميشود بلكه ميتواند باعث افزايش اعتماد به نفس و عزت نفس آنها شود.
با كودكان خود با مهرباني برخورد كنيد. منظور از مهرباني فقط نوازش كردن نيست، حمايت كردن از كودك بسيار مهم است. آنها را تشويق كنيد. تقويت مثبت براي كودكان و افزايش اعتماد به نفس آنها بسيار مفيد خواهد بود. در امور درسي همواره آنها را حمايت كنيد و بازخورد مثبت داشته باشيد. اگر كودك تكليفش را انجام داده به او با جملات «آفرين ميدانم تو موفقي» برخورد كنيد.
اين بازخوردهاي مثبت بسيار مفيد و سازنده خواهد بود، زيرا عدم حمايت و تقويت ميتواند باعث شود كودكان اعتماد به نفس خود را از دست بدهند و خود را كودكاني بيدست و پا بدانند و همين موضوع باعث ميشود مدام انسانهايي رؤيايي را در ذهن خود بپرورانند و آرزو كنند مثل آنها باشند يا مثل كس ديگري باشند و اين نكته بسيار مهم است.
اصليترين محيطي كه كودكان اعتماد به نفس بالا را تجربه ميكنند خانواده است. بستر امن و محيطي آرام براي آنها بسازيم، دعواهاي پدر و مادر و ناامن شدن خانواده قطعاً آثار مخربي را براي كودكان خواهد داشت. استرس مداوم در خانواده باعث ميشود كودكان اعتماد به نفس بالايي نداشته باشند و از لحاظ روحي در شرايط آسيب قرار بگيرند و حتي ممكن است به خودشان بگويند كاش به دنيا نيامده بودم، كاش پدر و مادر من اينها نبودند و اين مسائل ميتواند عزت نفس كودك را پايين بياورد.
فعاليتهاي محيطي كودك خود را تقويت كنيد. او با همبازيهايش احساس رضايت و خوشحالي دارد، شما نيز براي فرزندانتان دوستان خوبي باشيد، آنها را درك كنيد، بعضي از والدين فرزندان خود را نميبينند و اين ميتواند براي كودكان مخرب باشد و نه تنها اعتماد به نفس آنها را پايين ميآورد و به آنها ضربه روحي ميزند، بلكه در پي آن كودكان به خودشان آسيب ميزنند. بايد بتوانيم با راهكار حمايتي جلوي اين آسيبها را بگيريم.
به فرزندانمان ياد بدهيم با دوستان و همسالان خود نه تنها در بازيهاي خود مشاركت داشته باشند بلكه نقش حمايتي براي هم داشته باشند و به يكديگر كمك كنند. الگوي كمك به دوستان ميتواند بازخورد خوبي براي آنها داشته باشد و وقتي حمايتكننده باشند قطعاً اعتماد به نفس بالايي در بازخوردهاي خود پيدا ميكنند، زيرا اگر به آنها بگوييم هيچ كدام از دوستانت را حمايت نكن و فقط كودكي زورگو باش اين خود آسيب زننده براي كودكان ديگر است و ميتواند باعث پايين آمدن اعتماد به نفس آنها شود.
به كودكان خود در خانه مسئوليت بدهيم. اين مسئوليت دادن به آنها باعث ميشود بدانند كه مورد اعتماد خانواده هستند و به آنها اعتماد ميشود و همين مطلب باعث تقويت اعتماد به نفس آنها ميشود و اين مسئوليتها هر چقدرهم ساده باشد زمينهساز اينكه آنها در فعاليتهاي گروهي خارج از خانه و مدرسه شركت كنند بيشتر ميشود و براي فعاليتهاي گروهي به جاي اينكه بخواهند دوري كنند و شركت نكنند با اعتماد به نفس بالا در فعاليتهاي گروهي خودشان داوطلب خواهند شد و اين مقوله بسيار مهم است. اينكه بتوانند داوطلبانه در فعاليتها شركت و حتي نقش ليدر گروه را اجرا كنند.
بازخوردهاي خانوادهها براي كودكان بسيار مهم است. وقتي كودك اعتماد به نفس داشته باشد و وقتي شما از او كودكي مسئول ميسازيد اين امر باعث ميشود آنها به قابليتهاي خود اطمينان كامل كنند و نه تنها براي كارهاي خود از شما كمك بگيرند بلكه در زندگي موفق عمل كنند. عدم بازخورد مثبت و تقويت باعث ميشود كودكان با هر فردي دوست و تابع آن شوند، زيرا به قابليتهاي خود به دليل عدم اعتماد به نفس شك دارند و به راحتي دستورات ديگران را ميپذيرند.
اين مورد يكي از بيشترين آسيبها را در كودكان وارد خواهد كرد، زيرا ميتواند زمينهساز آسيبهاي بيشتر در دوران نوجواني شود. بسياري از نوجوانان كه به دام اعتياد ميافتند يكي از عللهايش نبود اعتماد به نفس و اعتماد كردن به افرادي است كه ميتوانند به راحتي آنها را بازيچه دست خود قرار داده و چون اعتماد به نفس نداشته خود را در آنها ميبينند به راه آنها ميروند و فكر ميكنند براي اينكه مثل آن فرد باشند بايد مثل او عمل كنند و آسيبهاي جبران ناپذيري خواهند ديد.
در فعاليتهاي اجتماعي كودكان همواره آنها را مورد تشويق قرار دهيد، زيرا اين تشويقها و حمايتها باعث ميشود آنها اعتماد به نفس و عزت نفس بالا داشته باشند و اضطراب آنها براي انجام فعاليتها كمتر شود اما در صورتي كه آنها را حمايت نكنيد و تقويت نشوند در كارهاي كلاسي يا مسئوليتي كه معلم به آنها ميسپارد به دليل نداشتن اعتماد به نفس دچار اضطراب شده و اين ميتواند در كودك نهادينه شود و باعث شود در آينده و در بزرگسالي نيز نتوانند مثلاً كنفرانس دهند يا مسئوليتي كه به آنها داده ميشود را به درستي انجام دهند، زيرا كودكي كه اضطراب دارد به علت آن نميتواند به صورت مطلوب كارش را انجام دهد و اين شكستهاي كوچك اعتماد به نفس او را به شدت كاهش ميدهد و همواره منتظر قبول شكست ميشود، زيرا ديگر خود را باور ندارد.
حرف آخر اينكه توجه داشته باشيم كه كودكان ما آيندهسازهاي ميهن عزيزمان هستند و اينكه بايد طوري با آنها برخورد كنيم كه بتوانند در آينده فردي سودمند باشند و اين كار در اولين نقطه به دست خانواده كه مهمترين و اساسيترين نقش را در اعتماد به نفس فرزندان ايفا ميكنند صورت ميگيرد.