نويسنده: سيمين جم
يكي از دوستانم در سفري كه به كشور چين داشت متوجه شده بود بخش زيادي از سالمندان اين كشور تمام روزهاي هفته را در شركتها و كارگاههاي توليدي مشغول بهكار هستند. هر روز سرويس دنبال آنها ميرود و هر روز عصر بعد از انجام كار روزانه و صرف ناهار به منزل برميگردند. در طول روز و حين انجام كار آنها ميتوانند موسيقي گوش كنند و قبل از صرف غذا به ورزش ميپردازند. در مقابل كاري هم كه انجام ميدهند هيچ پولي نميگيرند! هيچ پولي! چرا؟ جالب است پيش از اجراي اين طرح سالمنداني در كشور چين كه از حقوق بازنشستگي و دوران كهولت استفاده ميكنند اعلام كردند نياز مادي ندارند اما دوست دارند در جايي مشغول به كار شوند تا احساس بيهودگي نكنند. بازنشستگان در كارخانهها كار ميكنند، غذاي روزانهشان را ميخورند و تفريح ميكنند.
در مقابل، مديريت كارخانه آخرهفته همه را براي گردش ميبرد خارج شهر. با مرور زندگي اين گروه ميشود فهميد چه راحت ميتوان تمام مشكلات قشر سالمند را حل كرد چون اول اينكه اين قشر از كمتوقعترين مردم هر كشور هستند و دوم اينكه مشكلات عديده جسمي و روحي كه برايشان شكل گرفته است به دليل كنارگذاشته شدنشان از جامعه و فضاي كار است. خوشبختانه در راستاي تكريم سالمندان و استفاده و حضور آنها در فضاي كار و جامعه اين روزها شاهد شكلگيري كانونها و جمعهايي هستيم كه تنها هدفشان روحيه دادن به اين نسل است. گروههايي كه به فعاليتهاي مورد علاقه سالمندان ميپردازند و در مقابل توانستهاند بخش زيادي از نيازهاي آنها را رفع كنند. با اين وجود نبايد فرصت اعلام نياز و مطرح كردن خواستههاي سالمندان را ناديده بگيريم. بايد پاي درد دل آنها نشست و مشكلاتشان را شنيد. كانون هنروران فرهنگسراي گلستان به دبيري محمدطاهر مرادي كه خود يكي از سالمندان اين گروه است مجالي فراهم كرده تا سالمندان و بازنشستگان دور هم جمع شوند و در تعامل با هم احساس مفيد بودن و نشاط كنند. ساعتي حضور در ميان آنان مجالي براي شنيدن حرفها و خواستههاي سالمندان را فراهم كرده است.
چه ايرادي دارد سر پيري شاد باشيم؟
محمدطاهر مرادي
تقريباً تمام كساني كه در گروه سالمندان و فعاليتهاي مربوط به آنها حضور دارند از جمله كساني هستند كه تخصص يا تحصيلات مرتبط با اين حوزه را ندارند اما چون تنها هستند، فعاليت اجتماعي خاصي ندارند و همين تنهايي ممكن است به روح و شادابي آنها لطمه بزند و از طرف ديگر به حوزههاي ادبي علاقهمند هستند دور هم جمع ميشوند.
حضور ما در يك مكان و كنار هم آنقدر برايمان خوب بوده كه در برخورد اول همه با تعجب ميپرسند مگر ميشود جمعي از سالمندان آن هم در اين سن و سال انقدر شاد و پرانرژي باشند؟ بسياري از بازنشستگان و بزرگسالان هر منطقه به حوزه هنر و سرود علاقه داشتند و از آنجايي كه معمولاً درخواست قشر سالخورده و سالمند در كشور ناديده گرفته ميشود ما تصميم گرفتيم براي ارزشگذاري به علاقهمندي آنها گروه سرود را راهاندازي كنيم. خوشبختانه در بين ما قشر سن و سال گذشته علاقهمندان به حوزه ادبيات، شعر، داستان، سرود و موسيقي بسيار وجود دارد و با هدف استفاده از هر فرصتي براي انرژي دادن به اين قشر ما تصميم گرفتيم گروه سرود ويژه سالمندان را راهاندازي كنيم.
راهاندازي كانونهاي تخصصي در حوزه سرود، نمايش و حتي ادبيات با حضور سالمندان يكي از مهمترين فعاليتهايي است كه خوشبختانه از سوي سازمانهاي فرهنگي مانند شهرداري شكل گرفته است و خوشبختانه ما در فرهنگسراي گلستان مديريتي داريم با شناختي كه از بيماريها مانند آلزايمر، كهولت سن و افسردگي سالمندان دارند به اين موضوع بسيار بها ميدهند. نكته مهمي كه در مورد فعاليتهاي گروههاي ويژه سالمندان وجود دارد اين است كه مثلاً وقتي گروه سرود به آمادگي لازم ميرسند از طرف مراكز و حتي سازمانهاي ديگر دعوت به اجرا در مراسمها ميشوند و همين حضور ما باعث انگيزه و خوشحالي ميشود چون از حس بياستفاده بودن دور ميشويم. خلاصه اينكه سعي كردهايم فضايي را فراهم كنيم كه كليشه «سر پيري و معركهگيري» را بشكنيم و بگوييم كه چه ايراد دارد سر پيري معركه شادي بگيريم.
مشكلات مشتركمان را با هم حل ميكنيم
بتول عنايتي
وقتي خانه هستيم تنهاييم و كسي حالي از ما نميپرسد اما وقتي به هر بهانهاي مثل شركت در كانون كنار هم جمع ميشويم خودمان احوال همديگر را ميپرسيم. وقتي از كانون و دور هميمان دور ميشويم دلمان ميگيرد و باز در لاك تنهايي فرو ميرويم اما به محض اينكه ميخواهيم بياييم و در كلاس شركت كنيم انگار اميد و انرژي دوباره به وجودمان بازميگردد. واقعاً آنقدر فضاي زندگي من خارج از كلاس و كانون يكنواخت، سرد و بيانرژي شده است كه از اين هفته تا هفته بعد روزشماري ميكنم هفته بعد برسد و با بهانه كلاس روحيهاي تازه كنم.
ميدانيد چرا ؟ چون ما شادي را فقط در اين كلاس تجربه ميكنيم، آنقدر روزهايمان كسلكننده و با كم توجهي سپري ميشود كه وقتي ميآييم كلاس كانون انگار باز دنيا براي حضور ما لحظهشماري ميكند. كنار همديگر احساس راحتي ميكنيم، ما نسلي هستيم كه انگار همهمان به چيزهاي مشتركي علاقه داشتيم و وقتي با هم مينشينيم يكجا خاطرهبازي ميكنيم و از مرور اتفاقات خوب لذت ميبريم. حضور در جمعي كه همه همسن و سال يكديگر هستيم، تقريباً مشكلات مشتركي داريم، راحت و بااطمينان ميتوانيم حرف بزنيم، درد دل كنيم و به يكديگر مشورت بدهيم براي همه ما بسيار خوب است. قبل از آشنايي با كانون تقريباً تنها بوديم اما از همينجا آشناييها شكل گرفت و حالا به جايي رسيدهايم كه حتي روزهاي وسط هفته را هماهنگ ميكنيم در پارك يا مراكز تفريحي همديگر را ميبينيم.
علاقهمنديهاي جوانيمان را تكرار ميكنيم
هاجر حريري
برخلاف تصوري كه نسل جوان امروز از ما دارند همه ما در دوران جواني و حتي نوجوانيمان علاقهمنديهاي خاص زمان را داشتيم و به تصور من بهترين اتفاق روزهاي امروزمان اين است كه به همان علاقهمنديهايمان بپردازيم و در اين مسير مانعي نباشد و كسي هم نهي نكند. مثلاً من خودم از كودكي در خانوادهاي بزرگ شدم كه همه اهل هنر بودند. بعد كه وارد اين دوره از زندگيام شدم تقريباً مدتها بود ارتباطم با عرصه هنر را قطع كرده بودم تا اينكه يكي از دوستانم دو سال پيش براي شادكردن من پيشنهاد معرفي به گروه سرود هنروران فرهنگسراي گلستان را به من داد. چون از جواني آشنايي تخصصي با حوزه شعر و سرود داشتم وقتي وارد گروه شدم ديدم نه تنها فعاليت كاملاً تخصصي دارند بلكه همه اعضا همسن و سال خودم هستند و آنها هم به هنر علاقه دارند.
مسئولان به فكر سلامت جسم و روح سالمندان باشند
طاهره سادات ميرمحسني
من فكر ميكنم الان وقتش رسيده كه مسئولان ما به اين موضوع فكر كنند كه چه برنامهها و كلاسهايي متناسب با سن ما برگزار كنند تا بتوانند حضور اجتماعي ما را حفظ و بيماريهاي ناشي از كسالت مانند افسردگي و آلزايمر را از سالمندان دور كنند. كلاسها و برنامههايي هست كه در كنار شاد كردن روحيه به سلامت ما هم كمك كند. مثلاً ما كلاسهاي ورزش ويژه سالمندان بسيار كم داريم. ورزشهايي كه علاوه بر جسم، ذهن ما را هم درگير كند مثل پيادهروي سبك كه هم باعث حفظ سلامت ما شود هم به رفع افسردگي و آلزايمر كمك كند.
ورزشهايي كه در فضاي آزاد و زيرنظر يك مربي ورزشي سالمندان برگزار شود كه تمرينهاي متناسب با شرايط فعلي را به ما ياد بدهد. نكته اينجاست كه ما چنين توقعاتي را از سيستم و مديراني داريم كه اصلاً براي قشر سالمند هيچ برنامهاي ندارند چون به ما به چشم نيروهاي خارج از رده نگاه ميكنند اما من ميخواهم بگويم ما نيروي محركه و توليد اين جامعه بوديم پس نبايد ناديدهمان بگيرند. خيلي كم پيش ميآيد كه مديري را پيدا كنيم كه نه تنها براي ما ارزش قائل شود بلكه تلاش كند ايده و نيازهاي ما را بشنود؛ اين اتفاقي و ارزشي است كه در مركز فرهنگي گلستان براي ما قائل ميشوند.
خودمان دست به كار شاد بودن شديم
فريده مرادي
بهترين راه براي انگيزه و ايجاد اميد در قشر سن بالاي جامعه اين است كه در فعاليتهاي اجتماعي مشاركت داشته باشند. منظورم فعاليتهاي بزرگ و سخت نيست بلكه معتقدم در هر فعاليتي كه احساس كنند علاقه دارند و از طرفي مفيد هستند بايد حضور داشته باشند اما متأسفانه زمينههاي اجتماعي و فرهنگي براي حضور ما كمتر مهياست. خوشبختانه ما در گروههايي كه توانستيم ويژه رده سني خودمان در فرهنگسراها تشكيل بدهيم تلاش كرديم تا امروز فضاي شادي را ايجاد كنيم. ما هرچه بنشينيم و دست روي دست بگذاريم كه كسي بيايد و براي حوزه سالمندان كار كند هيچ اتفاقي نميافتد و حقيقت اين است كه به جز معدودي از مراكز و سازمانها اصلاً كسي سالمندان و ميانسالان را نميبيند چه برسد به اينكه به فكر استفاده از ظرفيت آنها يا حتي شاد كردنشان باشد.
مثلاً ما خودمان يكي از روشهايي كه براي خودمان تعريف كرديم تا هم شاد بمانيم و هم اطلاعاتمان را افزايش بدهيم شعرخواني است؛ از شعرهاي قديم گرفته تا جديد و از ، غزل و مثنوي تا شعر سپيد و نو. همه را ميخوانيم، با هم مرور ميكنيم، در مورد كليات و تكنيكهايش بحث ميكنيم و اگر شعري معروف باشد حتي در گروه سرود ميخوانيم. شايد بپرسيد با اين همه زمينه فعاليت چرا چنين برنامهاي را انتخاب كرديم؟ جواب مشخص است ما نسل قديميها نسل شعر و هنر هستيم كه با آنها خاطره هم داريم پس تقريباً همهمان به اين حوزه علاقه داريم و وقتي شعر ميخوانيم در حقيقت خاطرهبازي ميكنيم.
با غصههايمان مبارزه ميكنيم
اقدس صفاري
متأسفانه آن چيزي كه ما در كشورمان از اسم و جمعهاي سالمندي ميبينيم يك فضاي كرخت و كسالت آور است كه رفته رفته به بيماريهاي روحي مانند افسردگي ختم ميشود. من فكر ميكنم بخشي از اين اتفاق مربوط به خود ما سالمندان است. نبايد بنشينيم دست روي دست بگذاريم شايد هيچوقت هيچكس دلش براي ما نسوزد و نخواهد كاري كند. اما خودمان چطور؟ نبايد براي روحيه، شادابي و زندگيمان كاري كنيم؟ تصور كنيد ما يك عمر 70 تا 90 ساله را با كلي مشكلات مادي، اجتماعي و خصوصي پشت سر گذاشتهايم. حتي در دورههايي غصه زندگي و كار بچههايمان را خوردهايم اما ديگر وقت آن رسيده كه به خودمان بياييم و در حقيقت به فكر خودمان باشيم. به هرحال بعد از آن همه سختي همه ما حتي الان براي خودمان غصه و غم داريم اما عاقلانه اين است كه خودمان به فكر شاد بودن خودمان باشيم.

اگر اينطور رفتار نكنيم صدمه ميبينيم، بيمار ميشويم چون در زندگي به اندازه كافي آسيب ديدهايم حالا وقتش رسيده كه براي حفظ بقاي خودمان غصهها را كمرنگ كنيم. من تقريباً هفت ماه است كه با كانون هنروران كه ويژه سالمندان است در منطقه آشنا شدم. تا پيش از اين آشنايي تصور ميكردم نميتوانم پاتوق يا جايي را پيدا كنم كه چند ساعت در هفتهام را بروم آنجا، چيزي ياد بگيرم، با همدورهايهايم معاشرت كنم. اما حالا بعد از چند ماه اين دورهمي باعث شده كه من انرژي يك هفته آيندهام را از همين جمع دوستان ذخيره و با غصهها مبارزه كنم.
كنار هم انرژي ميگيريم
مولود حاج باباپور
همصدايي و خواندن شعر كنار هم براي ما سالمندان حال و هوايي ايجاد ميكند كه صد در صد از احوال درون خانههايمان بهتر است. تصور كنيد ما چقدر حالمان بد است و از شرايط بيرون كانون ناراحتيم كه وقتي دور هم جمع ميشويم و از بودنمان لذت ميبريم. راستش از 24 ساعت روز آنقدر سردرگمي، مشكلات و فكرهاي آشفته داريم كه براي تمام روزهاي هفته تمام دلخوشيمان به اين دورهمي است كه در كانون براي جمع بودن ما شكل گرفته است. اينكه براي علاقهمنديهاي ما ارزش قائل ميشوند و درك ميكنند پس اميد داريم، انرژي ميگيريم و در نهايت بين همه فراموش كردنها و ايراد گرفتنهاي اطرافيان به زندگيمان دلخوش ميشويم.