
نویسنده: محمد اسماعيلي
روزهای مانده به برگزاري انتخابات رياست جمهوري شبيه يك ميدان رزم و مبارزه است كه هر كدام از طرفين رقابت تلاش دارند براي فائق آمدن بر رقيب علاوه بر پياده كردن دستورالعملهاي تيم عمليات رواني، دست نياز را به سوي شخصيتهايي دراز كنند كه كلام آنها در جامعه تأثيرگذار بوده و منجر به افزايش آراي نامزد مورد نظر شود.
بهرهگيري از تاكتيكها يا شخصيتهاي شناخته شده براي ايجاد مقبوليت يا افزايش آن لزوما اتفاق ناميموني نيست كما اينكه در انتخابات سال 92، روساي جمهور دولتهاي پنجم، ششم، هفتم و هشتم از حسن روحاني حمايت كردند كه نهايتا به موفقيت انتخاباتي وي در آن سال منجر شد.
بنابراين اصل حمايت شخصيتهاي سياسي، علمي و فرهنگي از يك نامزد تا حدودي نميتواند محل اشكال باشد اما چنانچه حمايت يك شخصيت، از يك نامزد با وظايف و مسئوليتهاي قانوني وي در تعارض باشد ميتواند شائبه و شبهات فراواني را مطرح كند.
توجيه براي كارنامه ضعيف
در اين دوره از انتخابات نيز دولت يازدهم تلاش كرده علاوه بر اتخاذ تاكتيكهاي رسانهاي- رواني، شخصيتهاي اثرگذاري را به صحنه كارزار بكشاند تا كمبودهاي ناشي از «ضعف ناكارآمدي در تحقق وعدههاي سابق» و «ناتواني در فائق آمدن بر مشكلات جامعه» جبران و مفاهيم خاصي را به افكار عمومي القا كند. مصاحبه دكتر محمدجوادظريف با يكي از خبرگزاريهاي حامي دولت از جمله مصاديقي است كه به نظر ميرسد با همين هدف مورد توجه قرار گرفته است، به اين معنا كه قرار است «سخنان تبليغي-انتخاباتي ظريف و ساير دولتمردان» در كنار ساير اهرمهاي تبليغاتي قرار گرفته تا جامعه ايراني دوهفته مانده به انتخابات دوازدهم، به نتايج خاصي از جمله «موفق بودن دولت در دوعرصه داخلي و خارجي» برسد. وزير امور خارجه در گفتوگوي مورد اشاره تلاش كرده مفاهيمي از جمله « برجام نبود حمله نظامي به كشور قطعي بود»، «اقتدار امروز كشور ناشي از اقدامات دولت يازدهم است»، «ايراني قبل از 92 در مجامع و مجالس بينالمللي حقير و پس از اين سال مورد توجه مقامات ساير كشورها قرار گرفت» و «سياستهاي دولت بهبود قطعي معيشت را به همراه داشت» را به عنوان دستاوردهاي دولت يازدهم عنوان كند.
بنابراين عامل اصلي ترغيب محمدجواد ظريف به اين گفتوگوي تبليغاتي و توسعه رسانهاي مصاحبه وي توسط رسانههاي حامي دولت را ميتوان در دوگزاره جستوجو كرد:
1ـكاهش آراي رئيس دولت يازدهم به گفته نظرسنجيهاي معتبر
2ـفقدان كارنامه مشخص دولت جهت ارائه به مردم و تلاش براي برجسته كردن دستاوردهاي «ذهني» برجام به جاي دستاوردهاي «عيني» آن.
برخي از سخنان ظريف نشان ميدهد كه وي در اين مصاحبه بيشتر از آنكه در حوزه تخصصي خود اظهار نظر كند به جاي بحث «اثباتي» به شكل صرفاً تبليغاتي از عملكرد دولت يازدهم حمايت ميكند با ابراز جملاتي نظير: «هواپيماهاي كاغذي اكنون روي زمين است و آقايان بر آن سوار ميشوند»، «نميخواستيم در دنيا به مردم ايران به چشم ديگري جز احترام نگاه شود»، «به نتيجه رساندن مذاكرات شجاعت ميخواهد»، «برخي دوستان به تأثيرگذاري ديپلماسي آلرژي دارند» و «در دولت يازدهم سياست خارجي به كمك معيشت مردم آمد.»
قانون از وزير خارجه چه ميخواهد؟
به عنوان نمونه در تبصره يك ماده 2 قانون وظايف وزارت امور خارجه يكي از وظايف مشخص شخص وزير و دستگاه متبوع: «بررسي، برقراري، تنظيم، حفظ و توسعه روابط سياسي جمهوري اسلامي ايران با سايردولتها و سازمانهاي سياسي بينالمللي و نظارت واشراف بر ساير روابط خارجي» عنوان شده كه اصل موضعگيري اخير محمدجواد ظريف (كه با استقبال روزنامههاي زنجيرهاي حامي دولت نيز مواجه شده است)را با پرسشهاي جدي روبهرو ميسازد. از جمله اينكه، آيا شخص وزير امور خارجه در شرايطي كه ايالات متحده به گفته باب كوركر سناتور ارشد اين كشور سرگرم مقدمهسازي براي نقض مجدد برجام است يا مقامات عربستاني (محمد بن سلمان جانشين وليعهد عربستان) تهديدات ضدايراني خود را به روز ميكنند، وظيفه مهمتري جهت تأمين منافع ايران در سطح بينالمللي ندارد؟ و بايد در سطح يك ليدر انتخاباتي ايفاي نقش كند؟
آنهم در شرايطي كه بر اساس تبصره 3 ماده 2قانون مذكور شخص وزير بايد «توجه و مراقبت دائم و اقدامات لازم و به موقع نسبت به وقايع بينالمللي به ويژه وقايع جهان اسلام و تهيه و تنظيم گزارشهاي لازم و دقيق دراين زمينه با پيشبيني و پيشنهادات جهت اطلاع مراجع ذيربط »را مورد توجه قرار داده و اهداف عاليه نظام در عرصه منطقهاي و بينالمللي را مهمتر از مباحث انتخابات داخلي بداند؟
چرا براي نخستين بار جايگاه وزير امورخارجه كشور به عنوان نماينده رسمي كشور درمحيط بينالمللي بايد محملي براي بازيهاي حزبي-جناحي قرار گرفته و اصل بي طرفي اين وزارتخانه و تمركز آن بر وظايف و مسئوليتهاي تأكيد شده در قانون مورد خدشه قرار بگيرد؟
پذيرش نقش «ليدر انتخاباتي رئيسجمهور»توسط ظريف حاشيه مهمتر از متن مذاكرات2004 سعدآباد است آنجايي كه محمد البرادعي محرم محرمانههاي يك رقابت داخلي قرار گرفته و طرف درد دلهاي انتخاباتي محمد جواد ظريف قرار ميگيرد. مقام رسمي آن روز دولت جمهوري اسلامي ايران در آن روز به البرادعي درباره آثار و تبعات شكست مذاكرات گفت و گفت: شكست مذاكرات باعث پيروزي جريان رقيب آنها در انتخابات آتي رياستجمهوري خواهد شد البته بهرغم طرح نگراني ظريف اما البرادعي تفسير غيرمطلوب دولتيها را از «تعليق» ارائه داد و آقاي ظريف متوجه شد نگرانيهاي آنها براي طرف خارجي فاقد اهميت است.
ورود مرد سیاست خارجی به بازی داخلی
آيا نبايد وزير محترم خارجه كشور از پيامدهاي سخنان 2004 خود درس و بر اساس وظايف مشخص شده خود در قانون گام برداشته، موضع گرفته و منافع ملي را بر مطالبههاي حزبي-جناحي ارجحيت دهد؟
آيانبايد پس از گذشت 17ماه از روز اجراي برجام در مقام«پاسخگويي» درباره تشريح ميزان تحقق«وعدههاي هسته اي» برآمده و از چرايي بي نتيجه بودن توافق هستهاي در حوزه تحريمها، پول و املاك بلوكه شدن ايران و بهبود وضعيت معيشتي مردم به صورت مصداقي و موردي برآيد؟ علاوه بر آنچه که گفته شد، ریزش آرای روحانی پس از مناظره اول در کنار وعدههای محقق نشده چهار سال گذشته تیم عملیات روانی دولت را بر آن داشته است که مرد دیپلماسی خارجی را برای نجات از این معرکه وارد بازیهای داخلی کند؛ موضوعی که به دلایل فراوان الزاماً نمیتواند نتیجه دلخواه دولتیان را رقم بزند.