
نویسنده: سيده محبوبه ساداتي
آيا از ظاهر خود راضي نيستيد؟ آيا فكر ميكنيد نقصي در ظاهر و اندام شما وجود دارد؟ اگر به اطراف خود بنگريد افرادي را رويت ميكنيد كه هر كدام به نوبه خود داراي شكل و شمايل خاصي هستند. از يك نظر اين افراد را ميتوان به دو دسته تقسيم بندي كرد. دسته اول انسانهايي هستند كه عادي به نظر ميرسند. اگر هم عيب و ايرادي در ظاهر و جسمشان وجود داشته باشد، به راحتي آن را پذيرفته و مشكل خاصي با آن ندارند.
اما دسته دوم افرادي هستند كه عموماً از نظر ظاهر، جسم و صورت كاملاً بهنجار و طبيعي هستند اما فكر ميكنند كه داراي عيب يا نقايصي هستند و مشكل از آنجايي آغاز ميشود كه وجود اين نقص يا نقصها براي آنها يك دغدغه ذهني شده و دائماً با خود كلنجار رفته و از اين مسئله بسيار متأسف و نگران هستند. اين افراد مدام جلوي آينه مشغول وارسي كردن خود هستند. به طوري كه آينه هم از آنها خسته ميشود. اين كار ساعتها ميتواند آنها را مشغول سازد اما برخي ديگر كه فكر ميكنند عيب و ايرادي در ظاهرشان وجود دارد، نه تنها خود را مشغول آينه نميكنند بلكه از آينه و رويت خود در آن، به شدت گريزانند و دوست ندارند چهره خود را مشاهده كنند. به اين بيماري اختلال بد شكلي بدن گفته ميشود كه محور آن اشتغال ذهني با يك نقص خيالي در ظاهر، ريخت و قيافه است.
***
به اختلال بد شكلي بدن اختلال زشتي خيالي هم گفته ميشود. سن شروع در اين اختلال از اوايل نوجواني تا بيست و چند سالگي و اوج آن 16 تا 17 سالگي است. اين اختلال شباهت بسياري به اختلال وسواس فكري - اجبار عملي دارد كه حتي در گذشته از زير مجموعههاي اين اختلال محسوب ميشد. دليل آن هم كاملاً مشخص است كه در اختلال بدشكلي بدن، فرد مدام اين فكر و ذهنيت كه ظاهرش مشكل دارد، مزاحم او شده و او را مورد آزار و اذيت قرار ميدهد و مدام از اين افكار سمج و وحشتناك گله و شكايت ميكند و معمولاً دنباله آن وارسيهاي وسواسي جلوي آينه را در پي دارد.
اگر بخواهيم نشانهها و ملاكهاي تشخيصي اختلال بدشكلي بدن را برشمريم، اين علائم قابل ذكر است: فرد داراي اختلال بد شكلي بدن در رابطه با يك يا چند نقص در ظاهر خود كه براي ديگران قابل رويت و پيدا نيست، اشتغال ذهني دارد. علاوه بر آن فرد در پاسخ به اين اشتغال ذهني مدام خود را روبهروي آينه، مشغول وارسي كردن و دستكاري كردن ظاهر خود در مييابد. به علاوه اينكه اين مشغوليت ذهني نه تنها باعث نگراني فرد شده، بلكه او را از انجام كارهاي روزمره باز ميدارد.
افرادي كه داراي اختلال بد شكلي بدن هستند چون فكر ميكنند ظاهر نامناسب و معيوبي دارند، از شركت در گروهها و حضور در جمع اجتناب ميكنند تا دچار خجالت و حالت شرم نشوند. اين افراد اغلب منزوي بوده و بيشتر اوقات خود را در خانه يا امثال آن كه حس ميكنند از امنيت كافي برخوردار هستند، ميگذرانند. اگر هم بخواهند به بيرون از فضاي امن و خارج از حصاري كه براي خود كشيدهاند بروند خود را بياختيار روبهروي آينه مشاهده كرده، دست به اقلام آرايشي برده و آنچنان خود را غرق در انواع كرمها و ساير مواد و لوازم آرايشي ديگر ميكنند تا بلكه به اين ذهنيت برسند كمي نسبت به قبل بهتر شدهاند. نكته قابل توجه در افراد مبتلا به بد شكلي بدن اين است كه آنها هر چقدر جلوي آينه در آرزوي بهتر شدن باشند، نتيجه عكس ميگيرند و اين مسئله درد و رنج بسياري را بر آنها تحميل ميكند. سؤالي كه در اينجا مطرح ميشود اين است كه افراد داراي بد شكلي بدن معمولاً نسبت به كدام قسمت مشغوليت ذهني دارند و فكر ميكنند داراي نقص و عيب است كه بر اساس آن مورد وارسي قرار ميدهند؟ طبق تحقيقات صورت گرفته و آمار موجود، پوست صورت و بدن اولين و مهمترين مكاني است كه مورد توجه فرد مبتلا به اين اختلال قرار ميگيرد. فرد داراي اين اختلال را تصور كنيد كه جلوي آينه ايستاده است و با دو دست خود مرتباً پوست صورت خود را وارسي ميكند. فكر وجود انواع كك و مك، وجود خال كوچك يا حتي جاي زخم كه از ديد ديگران كاملاً طبيعي و بيمورد است را چنان براي خود بزرگ ميكند كه اين مسئله به تنهايي ميتواند ساعتها او را كنار آينه ميخكوب نگه دارد و به كندن پوست و تميز كردن افراطي آن مشغول سازد. از ديگر برخورد افراد مبتلا به اين اختلال در برخورد با اين مشغوليت ذهني ميتوان به برنزه كردن افراطي، ليزر كردن، بوتاكس و كشيدن پوست صورت اشاره كرد. مكان دومي كه امكان دارد توسط فرد داراي اين اختلال مورد وارسي قرار گيرد مو در صورت و بدن است و فرد مبتلا از وجود مو در صورت و عدم آن در سر شكايت كرده و با دست خود، آنها را وارسي و كاوش ميكند.
موضع ديگري كه خيلي هم شايع است و به كرات مورد بررسي قرار ميگيرد، بيني است. اين افراد خيلي راحت بيني خود را به تيغ جراح پلاستيك سپرده و با صرف هزينهاي ميخواهند به فرم بيني دلخواهشان برسند. ساير مكانهاي ظاهري و جسمي كه ممكن است مورد بررسي و وارسي قرار گيرند عبارتند از: فرم و حجم شكم، جاگيري دندانها و فاصله بين آنها، چشمها، ابروها و ديگر اندامهاي ظاهري.
نكته بسيار مهم بعد از ذكر موارد وارسي و بررسي ظاهري كه ممكن است فرد مبتلا به اختلال بد شكلي بدن انجام دهد، اين است كه كارها و اقداماتي كه براي رفع فكر نقص ظاهري صورت ميگيرد نه تنها مؤثر واقع نميشود، بلكه شرايط را براي فرد مبتلا سختتر، بدتر و بغرنجتر ميكند. با اين توضيح كه شخص به هيچ عنوان از تغييرات راضي نبوده و در برخي موارد با پر كردن فرم سوء درمان، از عامل تغييرات كه مثلاً ميتواند يك پزشك جراح پلاستيك باشد، شكايت ميكند. عوارضي كه ممكن است براي بيمار دچار اختلال بدشكلي به وجود آيد عبارتند از: افسردگي به دليل عدم خروج از حصار و فضاي امن خود و انزواي در پي آن، به وجود آمدن اضطراب به خاطر نقص ظاهري و تفكر عدم بهبودي آن، نگراني مستمر، دائمي و هميشگي، به وجود آمدن مشكلات در مدرسه يا محل كار، به وجودآمدن اختلالات اشتها و سوء مصرف مواد.
حال مهمترين و بجاترين سؤال بعد از بررسي اختلال بد شكلي بدني اين است كه آيا اين بيماري درمان هم دارد؟ پاسخ مثبت است، اما چه بسا بسياري از افراد دچار اين بيماري، از مشكل خود غافل هستند و در واقع نميدانند كه بيمار هستند، به خاطر همين اين اختلال به طور نامطلوبي شيوع دارد. توصيه ما اين است كه با وجود علائم مذكور، فرد حتماً به روانشناس مراجعه كند تا به طور اساسي به مشكل رسيدگي گردد و بهبودي كامل حاصل شود. دو نوع درمان براي اين اختلال وجود دارد اول اينكه ميتوان با استفاده از داروهاي ضد افسردگي تا حدي نتايج مطلوبي به دست آورد و درمان دوم درمان غير دارويي است كه درمانگران با استفاده از رفتار درماني شناختي كمك بسزايي به بهبود اين بيماري كردهاند. پيشنهاد ما براي درمان بهتر، سريعتر و كارآمدتر و جلوگيري از عدم عود بعد از درمان، درمان تلفيقي دارويي و بهره بردن از رويكرد و فنون رفتار درماني شناختي است.