
فوتسال حال و روز خوبي ندارد و همه دست روي دست گذاشتند مرگ اين رشته را نظاره ميکنند. متأسفانه مدتهاست که اوضاع فوتسال اصلاً خوب نيست و برخيها فکر ميکنند چون مليپوشان حجب و حيا به خرج ميدهند و حرفي نميزنند به معني رضايت آنهاست. اينکه بالاخره يکي، دونفر از مليپوشان کاسه صبرشان لبريز ميشود و انتقاد ميکنند حاکي از اوضاع اسفناک فوتسال است، اوضاعي که مسببش خود آقايان هستند.
اينکه در يکي از مصاحبههاي انتقادي گفته شده در فرودگاه لباس مليپوشان را پس گرفتهاند يعني مرگ فوتسال! اين کشور بودجه زيادي دارد و خجالتآور است تيم چهارم جهان چنين حال و روزي داشته باشد. متأسفانه به هيچ وجه مسائل حرفهاي رعايت نميشود. اقامت هشت بازيکن در يک اتاق، گرفتن پيراهن بازيکنان و هزار و يک بيتوجهي ديگر تنها بخشي از ناملايمتيهاي فوتسال است. با اينکه سالهاست به شرايط حاکم بر اين رشته موفق، انتقادات زيادي شده و کارشناسان نسبت به آن هشدار دادهاند، اما تغييري در وضعيت موجود ايجاد نشده و اگر دو، سه نفر از اعضاي تيم ملي خودکشي کنند نيز جاي تعجب ندارد. از طرفي به بازيکنان تذکر ميدهند انتقاد نکنند؛ در چنين مواردي است که مديران را ميتوان شناخت. با تداوم بيمهريها اهالي فوتسال از اينکه اين رشته را انتخاب کردهاند پشيمان شده و فوتساليستهايي که ميتوانند به عراق ميروند و در آنجا بازي ميکنند.
مربيان نيز اگر موقعيتش را داشته باشند به رشتههاي ديگر گرايش پيدا ميکنند. ديدن اين وضعيت و خواندن مصاحبههاي مليپوشان اشک جامعه فوتسال را در ميآورد. جاي تعجب است که وزير ورزش، داورزني به عنوان معاون وزير که در ورزش صاحبنظر است و همينطور مهدي تاج اين رشته را به کساني سپردهاند که فوتسال شغل دهم آنها محسوب ميشود و هيچ رسيدگي به آن نميکنند. نااميدي به عمق فوتسال نفوذ کرده و همه منتظرند تا هرچه زودتر مرگ اين مريض رو به احتضار فرا برسد.