
فريدون حسن
به جرئت ميتوان گفت كمتر كسي ميتوانست تصور كند روزي ورزش باستاني ايران در سطح دنيا داراي فدراسيون شود و كشورهاي ريز و درشت جهان به اين ورزش روي آورند. آن هم در روزهايي كه ما خود كمتر به آن بها ميدهيم. ورزش زورخانهاي ريشه در مرام و منش پهلوانان ايراني دارد و اين مرام و منش و اخلاقمداري چيزي است كه هر انسان آزاده و مردمداري را به سوي خود جذب ميكند، با هر رنگ، هر نژاد و هر زبان. در داستانهاي قديم شنيدهايم كه پهلوانان نامآور ايران در مواجهه با پهلوانان نامآور ديگر كشورها چه كردهاند و چگونه مردانگي خود را به رخ كشيدهاند. هميشه ميگفتيم كه اينها مربوط به داستانهاست و شايد امروز ديگر خبري از اين حرفها نباشد. اما امروز ورزش زورخانهاي ايران در جايجاي كره خاكي طرفداران خاص خود را دارد؛ از آسيا گرفته تا اروپا، امريكا و آفريقا. امروز كشورها از گود زورخانه استقبال ميكنند نه اينكه بابت چند حركت ورزشي،نه، بلكه به خاطر مرام و حس جوانمردي، مردمداري و پهلواني حاكم بر اين ورزش.
20 مهرماه 1383 بود كه تهران پذيراي نمايندگان 22 كشور جهان براي آغاز به كار فدراسيون بينالمللي ورزشهاي زورخانهاي شد و حالا با گذشت نزديك به 13 سال ورزش پهلواني ايران در پنج قاره دنيا به صورت رسمي دنبال ميشود. امروز 85 كشور جهان داراي گود زورخانه هستند و كنفدراسيونهاي قارهاي اين رشته همپاي ساير فدراسيونهاي بينالمللي فعاليت ميكنند.
ورزش باستاني ايران به عنوان يك ميراث كهن اسلامي- ايراني حالا اين افتخار را دارد كه نه تنها در ايران مسابقات برگزار ميكند بلكه تاكنون پنج دوره رقابتهاي قهرماني آسيا، چهار دوره مسابقات قهرماني اروپا، دو دوره قهرماني آفريقا و به علاوه پنج دوره قهرماني جهان را برپا كرده است كه البته بايد به اين آمار برگزاري رقابتهاي جوانان و نوجوانان در تمام قارهها و هشت تورنمنت بينالمللي همچنين رقابتهاي پارازورخانهاي را هم اضافه كرد.
جالب اينكه در برخي از اين رقابتها پهلوانان و باستانيكاران اروپايي و آسيايي گوي سبقت را از رقباي ايراني خود ربودهاند كه به عنوان مثال ميتوان از صابر صبري عبدالامير عراقي يا خيام اوروجف آذربايجاني نام بردكه با حركات و نمايش خود شگفتي رقم زدهاند.
از نكات جالبتر، علاقه خاص برخي كشورهاي اروپاي شمالي از جمله فنلاند و حتي كشورهاي امريكاي شمالي به اين ورزش است. بايد توجه داشت كه اين علاقه در شرايطي ايجاد شده كه مردم اين كشورها به لحاظ فرهنگي تفاوتهاي زيادي با ايران اسلامي دارند اما ورزش باستاني و پهلواني را به نزديكترين شكل ممكن با آنچه در ايران انجام ميشود، برگزار ميكنند. فنلانديها حتي از كلمه «رخصت» براي ورود به گود و شروع كار بهره ميبرند كه از نكات جالب توجه است.
بايد اذعان كرد ورزش باستاني و پهلواني ايران توانسته است به عنوان سفير نمونه براي صدور فرهنگ غني ايراني- اسلامي سرزمين كهنمان مأموريتش را به بهترين شكل ممكن انجام دهد و اين نيست مگر جادوي ورزش، جادويي كه از آن غافليم هرچند همانطور كه عنوان شد جاري بودن مرام پهلواني، مردمداري و بزرگمنشي در گود زورخانه و خصوصيات اخلاقي مثالزدني ورزشكاران و پهلوانان ايراني مسئلهاي فراتر از انجام چند حركت ورزشي است، مسئلهاي كه بيترديد باعث محبوبيت اين ورزش ايراني – اسلامي در سطح دنيا شده است والا بسياري رشتههاي ورزشي با هياهوهاي بيشتر و حركاتي درخور توجه وجود دارند كه اروپاييها و امريكاييها ميتوانند به راحتي جذب آنها شوند. ولي چه اتفاقي رخ ميدهد كه آنها ميل و كباده و افتادگي حضور در زورخانه و گود آن را ترجيح ميدهند، همان نكته و مسئلهاي است كه فقط و فقط ريشه در ميراث كهن و ارزشي ورزش باستاني ايران دارد؛ ورزشي كه مردمداري و افتادگي رسم اول و آخر آن است، درست برخلاف بسياري از آنچه در جهان امروز ديده و شنيده ميشود.