کد خبر: 842289
تاریخ انتشار: ۱۷ اسفند ۱۳۹۵ - ۲۲:۰۰
مردي كه پس از ارتكاب دو قتل، يكي از دوستانش را تا پرتگاه مرگ كشانده بود، روز گذشته پاي ميز محاكمه ايستاد.
به گزارش خبرنگار ما، بهمن ماه سال 91 بود كه مردي به مأموران پليس اسلامشهر خبر داد، مادرش به قتل رسيده است. بررسي‌هاي پليس بعد از حضور در محل نشان داد كه زن سالخورده با اصابت جسم سخت به سرش جان باخته است. پسر مقتول كه پليس را از ماجرا با خبر كرده بود، توضيح داد: چند ساعت قبل ابراهیم، يكي از دوستانم تماس گرفت و گفت مي‌خواهد بدهي 8 ميليون توماني‌اش را پرداخت كند. من در محل كارم بودم به خاطر همين خواستم پول را به خانه مادرم ببرد و به او تحويل دهد كه قبول كرد. با مادرم كه تماس گرفتم گفت ابراهیم پول را به او داد و رفت. پسر مقتول گفت: لحظاتي قبل وقتي وارد خانه شدم ديدم كه مادرم در اتاق پذيرايي افتاده است. خودم را كه به بالينش رساندم، متوجه شدم، به قتل رسيده است.
   
رها كردن قاتل
بعد از انتقال جسد به پزشكي قانوني، ابراهيم اولين مظنوني بود كه مورد تحقيق قرار گرفت. او گفت: من نقشي در ماجراي قتل ندارم. ساعتي قبل از حادثه به درخواست دوستم به خانه مادرش رفتم. پول را به او دادم و به خانه‌ام رفتم.
از آنجا كه مأموران نتوانستند مدركي عليه ابراهيم پيدا كنند، او را آزاد كردند.
   
پنهان كردن دومين قتل
تحقيقات در اين باره ادامه داشت تا اينكه چند ماه بعد از حادثه يكي از دوستان ابراهيم كه پسر 28 ساله‌اي به نام هادي بود، به طور مرموزي ناپديد شد.
   
سرنخ
تلاش مأموران پليس براي پيدا كردن هادي هم فايده‌اي نداشت تا اينكه آذرماه سال 92 سرنخ ماجراهاي مرموز به دست پليس افتاد. آن روز راننده يك خودروي عبوري پيكر نيمه‌جان مرد ناشناسي را به يكي از بيمارستان‌هاي اسلامشهر منتقل كرد. اين مرد كه سهراب نام داشت با ضربات جسم نوك تيز به شدت مجروح شده بود. تلاش پزشكان براي نجات سهراب به جريان افتاد و مرد جوان از مرگ فاصله گرفت. او وقتي زبان به حرف زدن باز كرد، توضيح داد كه چگونه ابراهيم و يكي از دوستانش سامان او را زخمي كرده‌اند.
   
بازداشت قاتل آشنا
با اطلاعاتي كه او در اختيار پليس گذاشت، ابراهيم و سامان دستگير شدند. ابراهيم در بازجويي‌ها به جرمش اعتراف كرد و پرده از قتل پيرزن و هادي  همبرداشت.  او درباره قتل پیرزن گفت روز حادثه وقتي بدهي 8 ميليون توماني را به خانه مادر دوستم بردم، او از من استقبال كرد. پول را گرفت و داخل يك صندوقچه گذاشت. بعد هم خانه‌اش را ترك كردم. در حال دور شدن از خانه او بودم كه وسوسه شدم برگردم و پول را سرقت كنم به خاطر همين او را به قتل رساندم و 8 ميليون تومان را سرقت كردم.
ابراهيم در توضيح قتل هادي هم گفت: هادي در كار ضايعات كار مي‌كرد و مدتي بود كه با هم اختلاف حساب داشتيم. وقتي اختلافمان بالا گرفت، او را به جاده شورآباد كشاندم و با ضربات چوب به قتل رساندم. بعد هم جسدش را داخل چاهي انداختم و به خانه‌ام رفتم.
او در توضيح سومين حادثه هم گفت: سهراب از دوستانم بود كه وضع مالي خوبي داشت. تصميم گرفتم تا از او سرقت كنم. براي انجام سرقت به همدست نياز داشتم به خاطر همين ماجرا را به سامان كه از دوستان مشتركمان بود،  در میان گذاشتم،  كه قبول كرد به من كمك كند. روز حادثه مطابق نقشه سامان سوار نيسان سهراب شد و من هم با موتور آنها را تعقيب كردم. در محل خلوتي سامان به سهراب حمله كرد. وقتي خودرو توقف كرد، من هم به كمك سامان رفتم و سهراب را با چاقو و قمه هدف قرار دادم. بعد هم پول و طلاهاي سهراب را سرقت كرديم. فكر كرديم كه او مرده است به خاطر همين جسدش را كنار جاده انداختيم تا كشف شود. بعد هم از آنجا فرار كرديم و احتمال نمي‌داديم كه زنده مانده باشد.
بعد از اعتراف‌هاي ابراهيم بقاياي جسد هادي از داخل چاه متروكه كشف شد. مأموران پليس همچنين، سامان، همدست ابراهيم را بازداشت كردند. او گفت من فقط در ماجراي سرقت نقش داشتم و ابراهيم بود كه ضربات چاقو و قمه را وارد كرد.
   
ايستگاه محاكمه
بعد از اعتراف‌هاي دو متهم، پرونده براي رسيدگي به شعبه دهم دادگاه كيفري استان تهران فرستاده شد و دو متهم روز گذشته پاي ميز محاكمه ايستادند.
   
درخواست قصاص براي قاتل بي‌رحم
ابتداي جلسه، اولياي دو مقتول گفتند كه خواسته‌شان قصاص ابراهيم است. سپس سهراب كه در جريان سومين حادثه از مرگ فاصله گرفته بود در جايگاه ايستاد و گفت: من از سامان و ابراهيم شكايت دارم. آنها از دوستانم بودند، اما با قمه به جانم افتادند. التماس كردم تا من را نزنند و هر چه بخواهند به آنها مي‌دهم. يك چك 10 ميليون توماني امضا كردم و به ابراهيم دادم اما آنها من را تا يك قدمي مرگ زدند و اگر راننده عبوري به دادم نرسيده بود، فوت شده بودم.  ابراهيم وقتي در جايگاه قرار گرفت، اتهام دو فقره قتل و اقدام به سومين قتل را قبول كرد. او گفت: من حرفي براي گفتن ندارم و قبول دارم كه مرتكب اين حوادث شده‌ام. سامان اما اتهام خودش را انكار كرد و گفت: ابراهيم من را فريب داد و به محل حادثه كشاند. من نقشي در ماجرا نداشتم و همه ضربات را خودش وارد كرد. هيئت قضات بعد از شنيدن دفاعيات متهمان وارد شور شد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار