
امروزه فضاي مجازي بيشترين تأثير را در دوري افراد از جمع و دورهميها گذاشته است. البته اين نكته نبايد فراموش شود كه در دنياي واقعي و دورهميها برخي مسائل و مشكلات به اين موضوع دامن ميزند. در بين زوجها گاهي پيش ميآيد كه يكي از زوجها از رفتن به جمعي امتناع ميكند. گاهي جمعي براي فردي انرژي مثبت ندارد و بهتر است ما دليل آن را پيدا كنيم و در رفع آن بكوشيم نه اينكه يكديگر را تحت فشار بگذاريم براي ورود در آن جمع يا دوري از آن. البته گاهي افراد با دلايل نامعلومي از رفتن به جمعي امتناع ميكنند اما درك متقابل به دور از فشار و استرس پاسخگو است. در كل همه ما انتخاب ميكنيم در چه جمعي باشيم و چه خوب است جمعي را انتخاب كنيم كه به سلامت روان ما كمك كند چراكه داشتن سلامت روان مهمترين مسئله براي يك فرد است و باعث پيشرفت فرد در عرصههاي مختلف ميشود.
دورهميهايمان كمرنگ شده است
همه ما كم و بيش شاهد فاصله گرفتن از نزديكان خود هستيم. دورهميهاي خانوادگي روز به روز كمرنگتر ميشود و اين خود مسئلهاي است كه افراد را به فكر فروميبرد كه دليل اين مسئله چيست؟ چرا ما با داشتن فرهنگي غني كه در بستر آن رشد كردهايم اين همه از اصل خود دور شدهايم؟
تفاوتهاي فكري كه ممكن است به خاطر شرايط سني رخ دهد نميتواند تا اين اندازه ما را از خود واقعيمان دور كند. متأسفانه ما شاهد بيوفايي شدهايم نه تنها نسبت به اطرافيان بلكه حتي نسبت به خود. در اينجا بيتي از شعر مولوي تداعي ميشود كه: «هركسي كو دور ماند از اصل خويش/ بازجويد روزگار وصل خويش». اين واقعيتي است انكارناپذير، همه ما متعلق به باغي هستيم كه در آن باغ ريشه داريم، ريشه هيچ گاه از بين نميرود مگر به زور متوسل شده و ريشه را از خاك درآوريم ولي با اين حال جاي خالي ريشه همچنان باقي ميماند.
بنابراين ريشه ما از بين نميرود، وجود دورهميهايي كه از درون خانواده نشئت ميگيرد جزئي تفكيكناپذير از وجود و ريشه ماست. اول با وجود خودمان مهربان باشيم كه مهرباني با وجود خودمان باعث انعكاس آن در اطرافيان خواهد شد. بهترين پيشنهاد من اين است با خودمان آشتي كنيم. گاهي ما ناخواسته و به صورت ناخودآگاه حتي با خودمان لجبازي ميكنيم، اولين دستاورد آشتي با خودمان تجربه «احساس آرامش» است كه به تبع آن حال خوب ما ميتواند محيط را هم دربرگيرد.
قهر با خودمان و ديگران ما براي خودمان هم وقت نداريم. اين جمله عجيب نيست. ما وقتي به شيوه درستي هيجانهاي منفي خود را تخليه نميكنيم، وقتي با خودمان قهريم، وقتي زمان مطلوبي كه بايد براي خودمان اختصاص دهيم را قرار نميدهيم، پس نبايد حالمان خوب باشد.
رفت و آمدهاي ما و دورهميهاي ما هم رنگ تصنعي به خود گرفته چراكه همه ما با ماسكهايي زندگي ميكنيم و در قالبها و نقشهاي متفاوتي ميرويم. اين ماسكها را حمل ميكنيم و با خودمان همه جا ميبريم. اين يكي از دلايلي است كه باعث فاصله گرفتنهايمان ميشود.
اگر احساس ميكنيم ورود ما به جمعي باعث تنش میشود و ايجاد استرس ميكند ميتوانيم با صحبت به شيوه مثبت آن را بيان كرده و در حل آن بكوشيم اما وقتي بدون دليل ما امتناع كنيم و به حالتي قهر كنيم، اين فرآيندي نيست كه نتيجه مثبتي در پي داشته باشد بلكه باعث تنش و ايجاد فاصله بيشتر شده و عواقب بعدي را هم در پي خواهد داشت. بنابراين با احترام به شخصيت و فرهنگ اطرافيانمان ما ميتوانيم در جمعشان حضور پيدا كنيم (اما با رعايت حاشيه امن خودمان)، چراكه اين ما هستيم كه سبك و سياق رفتار هر كسي را با خود تعيين ميكنيم.
«گروه درماني» كنيم
گرايش اغلب افراد در حال حاضر به جمعهاي دوستانه است و اين به خودي خود مسئلهاي ندارد اما اينكه چه جمعي با چه شرايطي براي ما مفيد است، مسئلهاي است كه جاي بحث دارد. جمع و گروه، روي شيوه رفتاري و عملكرد ما تأثير بسزايي دارد تا آنجا كه يك روش درماني در روانشناسي به نام «گروه درماني» داريم. انسانها ذاتاً اجتماعي هستند و در گروههاي متعددي زندگي و فعاليت ميكنند. در چنين شرايطي طبيعتاً بسياري از مسائل اخلاقي، عاطفي و احساسي از اين گروهها ناشي ميشود. بنابراين تأثيري كه ما از گروه ميگيريم بسيار قوي است، به گونهاي كه در روانشناسي از «گروه درماني» براي تأثير متقابل اعضاي گروه بر يكديگر بهره ميگيرند و با توجه به تأثير و فرآيندي كه در گروه اتفاق ميافتد درمان صورت ميگيرد.
گروهي كه براي دورهمي انتخاب ميكنيد بسيار حائز اهميت است. بر اساس نظريه سيستمهاي بومشناختي، برونفن برنر روانشناس امريكايي، فرد را به صورت سيستم پيچيدهاي از روابط در نظر ميگيرد كه چندين سطح از محيط اطراف بر او تأثير ميگذارند.
عميقترين سطح محيط است كه فعاليتها و الگوهاي تعامل در نزديكترين محيط فرد را شامل ميشود. رابطهها در اين سطح دو جهتي هستند. مثلاً والدين بر رفتار كودكان تأثير ميگذارند و برعكس بنابراين خانواده از مهمترين گروههايي است كه تأثيرات بسياري بر فرد دارد.
بنابراين حفظ گروههاي خانوادگي اهميتي دوچندان پيدا ميكند چراكه خانواده مأنوسترين گروهي است كه ما ميشناسيم. در كل همه ما انتخاب ميكنيم در چه جمع و گروهي باشيم و چه خوب است جمعي را انتخاب كنيم كه به سلامت روان ما كمك كند چراكه داشتن سلامت روان مهمترين مسئله براي يك فرد است و باعث پيشرفت فرد در عرصههاي مختلف ميشود و به تبع در صورتي كه گروه مناسبي نباشد ميتواند عواقب خود را داشته باشد. بنابراين دقت در اين مقوله بسيار مهم است.
ما فرهنگي غني داريم كه براي تمام زواياي آن برنامههايي وجود داشته است. در قديم دورهميها رنگ و بوي خاصي داشت چون تعاملات افراد بسيار نزديك بود و اغلب در دورهميها يكديگر را ملاقات ميكردند و در اين كنار هم بودنها اگر كسي مسئله داشته بزرگان و افراد صلاحيتدار به او در رفع مسئلهاش كمك ميكردند و هم ماندگاري روابط و هم بقاي زندگيهاي مشترك بيشتر بوده است و افراد آرامش و سلامت روان بيشتري را تجربه ميكردند.
هر چند كه در شرايط كنوني خيلي از مسائل تغيير يافته اما هنوز افرادي كه ما بتوانيم اعتماد كنيم و آنها نيز بتوانند ما را ياري كنند وجود دارند، افرادي كه سلامت روان ما را به خطر نيندازند و ما بتوانيم از وجود آنها انرژي مثبت گرفته و بهتر و سالمتر زندگي كنيم.
فراموش نكنيم كه افكار ما، نوع سبك زندگي ما و آينده ما تحت تأثير افرادي است كه ما بيشترين ارتباط را با آنان داريم، پس در انتخاب جمعي كه در آن ورود ميكنيم ملاكهايي را در نظر بگيريم. ملاكهايي براي بهتر بودن و شادي ماندگار كه نه تنها سلامت روان ما را خدشهدار نكند بلكه به ارتقاي آن نيز كمك كند.