کد خبر: 832790
تاریخ انتشار: ۲۵ دی ۱۳۹۵ - ۲۱:۰۰
احوالي از دوستان خود بپرسيم بدون چشمداشت
تقريباً چند ماهي مي‌شد كه خبري ازش نبود. ديگه عادت كرده بودم. هر چقدر هم كه بهش مي‌گفتم فايده نداشت، كار خودش را مي‌كرد...
مجيد فراهاني
تقريباً چند ماهي مي‌شد كه خبري ازش نبود. ديگه عادت كرده بودم. هر چقدر هم كه بهش مي‌گفتم فايده نداشت، كار خودش را مي‌كرد. معمولاً هر وقت كه كاري داشت زنگ مي‌زد. براش هم فرقي نداشت كه چه حرف‌هايي با كنايه نثارش مي‌كردم. تو اين چند سالي كه از دوستي ما مي‌گذشت يكبار نشد كه به من زنگ بزند و فقط براي احوالپرسي باشد. از دسته افرادي بود كه فقط وقتي با من كار داشت تماس مي‌گرفت.


شايد اطراف شما هم از اين آدم‌ها باشد. آدم‌هايي كه فقط براي اينكه كارشان راه بيفتد به شما زنگی مي‌زنند و حتي ملتمسانه خواهان قرار حضوري هستند. اما به محض اينكه مشكلشان حل شد تا كار بعدي نمي‌توانيد پيدايشان كنيد. البته وقتي بيشتر و با دقت نگاه مي‌كنيد مي‌بينيد كم هم نيستند. از جمع افرادي كه با من ارتباط دارند شايد يكي، دو نفر به جز كار با من تماس مي‌گيرند. اينقدر اين افراد در اطرافمان كم شده‌اند كه در حسرت اينچنين دوستاني بايد روزگار را سپري كنيم.


نمي‌دانم اين خاصيت عصر حاضر است يا اينكه آدم‌ها فقط با حساب و كتاب با هم ارتباط برقرار مي‌كنند. اگر منفعتي براي كسي نداشته باشيم بايد كنج تنهايي مونس و همدم ما باشد و چشم‌انتظار باشيم كه كسي حالي ساده از ما بپرسد.
 ‌   ‌   ‌  
«فقط تو» رنگ باخته است


نمي‌دانيد چه حس قشنگي است كه وقتي تلفنتان زنگ مي‌خورد و گوشي را برمي‌داريد دوستتان باشد كه بگويد «فقط تماس گرفتم حالت را بپرسم». سايه منفعت‌طلبي و حساب و كتاب‌هاي الكي و پوچ چنان بر زندگي و شخصيت افراد سنگيني مي‌كند كه بايد حسرت شنيدن چنين جملاتي را در آينده بيشتر بكشيم.


اينكه «فقط تو» مهم باشيد خيلي غير قابل دسترس شده است. اين «فقط تو» در روابط دوستي، روابط زناشويي و حتي در روابط خانوادگي افراد رنگ باخته است. اينكه كسي را دوست داشته باشيم و فقط خود او براي ما مهم باشد، نه پست و مقامش، نه پول و ثروتش، نه زيبايي و جمالش و نه هزار و يك چيز ديگر كمتر در ارتباطات ما به چشم مي‌خورد.  وقتي به شرايط روحي و رواني جامعه نگاه مي‌كنيم و مي‌بينيم اكثر افراد جامعه مشكلات روحي – رواني دارند مطمئناً ريشه آن در همين روابط پوچ و بر اساس ضوابط دو دو تا چهار تا نهفته است.


وقتي پشت بخش قابل توجهي از سلام‌هاي ما نقشه‌هاي خاص جا گرفته است مسلماً از رابطه‌هاي خود لذت نمي‌بريم.


بحث بر سر اين نيست كه منفعت‌طلب خوب است يا خير. اينكه آدم براي رفاه خود تلاش كند عمل پسنديده‌اي است و كسي هم با اين موضوع مشكلي ندارد. موضوع اين است كه آن صافي و صداقت، حلقه گمشده و فراموش‌شده ارتباطات ميان‌فردي امروز شده است. ديگر كمتر كسي را مي‌بينيم كه فقط به خاطر خود ما كنار ما بنشيند. در حال حاضر اگر من يا شما براي كسي منفعتي نداشته باشيم بايد روزگار را در تنهايي سپري كنيم البته شايد كسي هم پيدا شود و دلش براي ما بسوزد و حالي از ما بپرسد اما اين حال پرسيدن كجا و آن حالي پرسيدني كه پشتش حس دوست داشتن و دلتنگ شدن باشد كجا؟


بنابراين بد نيست تلاش كنيم روابطمان را بر اساس چيزهاي مثل عشق، علاقه، صداقت، درستي، مهر و محبت بچينيم تا ماندگارتر و لذت‌بخش‌تر باشد. يادمان باشد افراد را براي ذات و شخصيت خودشان دوست داشته باشيم نه براي منافعي كه در دسترس دارند و ما شايد روزي به آن نياز داشته باشيم.


118 ديگران نباشيم



همه ما چه بخواهيم چه نخواهيم بايد در اجتماع انساني زندگي كنيم. بايد در محيطي زندگي كنيم كه افراد مختلف با سليقه‌ها و تفكرات مختلف در آن وجود دارند و در كنار ما حضور خواهند داشت. نمي‌توانيم خود را در خانه يا جنگل و بيابان حبس كنيم و بگوييم انسان موجودي اجتماعي است.


بنابراين بايد به دنبال اصلاح رفتار و اعمالي باشيم كه موجب آزار و اذيت ديگران مي‌شود. همه ما مي‌دانيم كدام يك از رفتار و كردارمان درست نيست و كدام تابعه اصول انساني است.


اگر مي‌خواهيم سالم و لذت‌بخش زندگي كنيم بايد نگاه خود را نسبت به افراد تغيير دهيم. اين را بدانيم افراد جامعه ابزار يا نردبان موفقيت ما نيستند. افرادي كه در كنار ما زندگي مي‌كنند انسان‌هايي هستند با كلي نيازهاي عاطفي و روحي كه دوست دارند با آنها مثل كالا و شركت خدماتي رفتار نشود.


چند سال پيش دوستي داشتم كه هر وقت شماره تلفن شخصي يا جايي را مي‌خواست با من تماس مي‌گرفت. من نقش 118 را براي او داشتم و جالب اينكه اگر تلفن مشترك مورد نظر هم در دفتر تلفن من موجود نبود كلي غر مي‌زد و با ناراحتي تلفن را قطع مي‌كرد. كم‌كم باورم شده بود كه من بخشي از مجموعه مخابرات و 118 هستم با اين تفاوت كه افراد شاغل در 118 ديگر غر كسي را نمي‌شنوند ولي من مجبور بودم كنايه و متلك‌هاي محسن جان را هم گوش و با شرمندگي تمام ارتباط را قطع كنم.


نگاهمان را تغيير دهيم


بياييد بپذيريم كه در ارتباطات ميان‌فردي خود نيازمند تغيير نگاه و ديدگاه هستيم. بدون تعارف اگر حداقل رابطه‌اي برايمان مهم است براي پايداري و ماندگاري آن تلاش كنيم. سعي كنيم در كنار دوستانمان براي موفقيت و زندگي خوب باشيم نه اينكه آنها را ابزار رسيدن به اهداف عالي و پست خود قرار دهيم.


اين تغيير نگاه باعث مي‌شود اطرافمان حس خوب و انرژي مثبت قرار گيرد زيرا ديگر به افراد ديد منفعت‌طلبي و منيت نداريم. افراد را براي محبت كردن دوست داريم نه براي سو‌ءاستفاده.  اگر دير بجنبيم مطمئناً سردي اين روابط تا عمق وجودمان نفوذ خواهد كرد و تمام روابط ما را در بر خواهد گرفت. ياد بگيريم خودخواهي و منيت‌هاي خود را كنار بگذاريم و براي با هم بودن تلاش كنيم نه براي خود بودن و همه چيز را براي خود خواستن.


خوب است باور كنيم كه خيلي هم خوب است كه رابطه‌هاي ما فقط براي وجود خود افراد باشد. فقط و فقط ارتباط باشد و بس. فقط و فقط دوستي‌ها را براي خودشان بخواهيم و نه براي اهداف پيدا و پنهاني كه در سر داريم. حتي، حتي اگر كسي را دوست داريم او را براي خودش دوست بداريم نه اينكه در انديشه مال و ثروت و پست و مقام اطرافيان او سير كنيم و علاقه ما خلاصه بشود در اهداف ناشايست انساني.


بد نيست گاهي گوشي را برداريم فقط حال دوست جان خود را بپرسيم فقط به خاطر وجود نازنين خودش نه چيز ديگر.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها