نظام بینالملل این روزها دورانی حساس را سپری میکند که برخی ناظران آن را زمینه ساز ساختار آینده ساختار جهانی میدانند. جنگ سرد واژهای است که در ادبیات سیاسی و نظامی جهان بارها به کار رفته است چنانکه در مقاطعی به یکی از ارکان اصلی نظام بینالملل مبدل و هر تحول و رویدادی در جهان در این چارچوب سنجیده میشد. اصلاح جنگ سرد ریشه در تنشها و رقابتها میان شوروی و آمریکا داشت. هر چند که این تنشها به تقابل نظامی مستقیم منجر نشده اما ابعاد وسیعی از تنشهای سیاسی، اقتصادی مستقیم و حتی نیابتی در صحنه جهانی را به همراه داشت. در این دوران جهان در قالب صحنه شطرنجی شناخته میشد که بازیگران آن شوروی و آمریکا بودند و محور حرکتهای آنها نیز به چالش کشاندن طرف مقابل. پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در دهه ۱۹۹۰ و رویکرد آمریکا به نظام تک قطبی واژه جنگ سرد کمرنگتر شده و روبه سردی گرایید. در طول سالهای اخیر با قدرت گرفتن روسیه با ریاست جمهوری پوتین، باردیگر واژه جنگ سرد در ادبیات سیاسی، امنیتی و اقتصادی جهان جایگاهی جدید یافت. نکته قابل توجه در این فرآیند مجموعه تحرکاتی است که اخیرا آمریکا به ریاست اوباما علیه روسیه در پیش گرفتهاند.