يك: گروههاي مرجع جامعه ما چقدر روي رفتارهايشان مديريت دارند؟ اين سؤالي است كه وقتي اين تيتر را در سايتهاي خبري ميبينم كه «20 درصد بازيكنان ليگ برتر سيگار ميكشند و نصفشان قليان» در ذهنم پديدار ميشود.
دو: چه ما بخواهيم و چه نخواهيم دورهاي كه در آن زندگي ميكنيم، گروههايي براي مردم نقش مرجع را دارند، به اين معنا كه آنها در بين مردم كاريزما و محبوبيت دارند. در هر دورهاي از زندگي بشر گروههاي مرجع در جامعه حضور داشتهاند و رفتار آنها به مثابه خطكشي براي رفتارهاي درست يا قابل تقليد الگوبرداري ميشده است. ممكن است در يك دورهاي، گروهي يا افرادي نقش مرجع را بازي كنند و در دورهاي ديگر آن نقش مرجع تحليل برود و گروهي ديگر سر برآورد، اما قابل انكار نيست هر دورهاي افرادي در جامعه برحسب تمركزي كه روي محبوبيت آنها شكل ميگيرد، نقش گروه مرجع را بازي ميكنند.
سه: در دوره ما هم ستارههاي ورزشي از جمله گروههاي مرجع براي تين ايجرها، نوجوانها، جوانها و گاه حتي ميانسالها هستند. يادم نميرود درست در روزهايي كه واليباليستهاي ايراني ريشهاي نسبتاً بلند و خاص گذاشته بودند، بخشي از جوانها دقيقاً با الگوبرداري از همين واليباليستها قيافهشان را شكل آنها كرده بودند، اين مثال كوچكي از همان محبوبيتي است كه ميتواند آدمها را به دنبال خود بكشاند.
چهار: نكتهاي كه وجود دارد، اين است که گروههاي مرجع از جمله چهرههاي ورزشي چقدر بر رفتار خود مديريت دارند؟ چند روز پيش به طور اتفاقي بازي بين دو تيم نفت و سپاهان را ميديدم و از يك زاويه تأسف خوردم كه چهرهاي مثل علي دايي - حتي اگر حق هم با او باشد - بعد از اعلام پنالتي عليه تيمش چگونه ضوابط روشن بازي را زير پا ميگذارد و وارد زمين بازي ميشود و دقايق طولاني با پرخاشگرانهترين حالت عليه داور موضع ميگيرد، اين همه در حالي است كه اين تصويرها از تلويزيون در خانههاي ميليونها ايراني ضرب و تكثير ميشود. آن وقت جوانها، نوجوانها و بسياري از كساني كه اين چهره ورزشي پيش آنها محبوبيت دارد، پيش خود چه خواهند گفت؟ دست كم بخشي از آنها نميگويند اگر علي دايي به اينجا رسيده است، حتماً با همين روشها بوده؟ و اگر در تجارت هم موفق بوده با همين روشها بوده؟ كه اگر نتيجهاي قابل قبول تو نبود، ميتواني قاعده بازي را به هم بزني و موفق شوي.
پنج: سخن بر سر اين است كه ما چقدر به سلبريتيها، ستارهها و چهرههاي مرجع خود ياد دادهايم كه اگر بزرگ شدهاند، نسبت به بزرگ بودن خود سختگيرانهتر رفتار كنند و ببيند كه رفتار آنها صرفاً متعلق به خودشان نيست و در يك شعاع وسيع ميليوني ضرب ميشود؟ وگرنه بسيار خودخواهانه بود كه چهرههاي ما صرفاً در گرفتن پول يا امكانات مالي و زندگي لوكس مثل يك حرفهاي عمل كنند، اما وقتي پاي مهارت كنترل رفتار در بزنگاهها ميرسد، دقيقاً مثل يك آماتور عمل كنند و قاعده بازي را به هم بريزند.
شش: فوتباليستي كه به راحتي دخانيات مصرف ميكند، فوتباليستي كه شلوار باب اسفنجي ميپوشد و احياناً ابايي هم ندارد كه عكسهاي دودیاش در شبكههاي اجتماعي دست به دست شود، چشم خود را بر وظيفه مهم اجتماعياش بسته است.