
اگر چه رفتار سهلانگارانه، به نظر ميرسد يك آسيب روانشناختي باشد، اما با توجه به ماهيتي كه دارد بيش از آنكه يك آسيب روانشناختي باشد، يك آسيب اجتماعي است و استدلالي كه ميتوان داشت اين است كه اولاً بيشتر رفتارهاي سهلانگارانه در متن اجتماعي رخ ميدهد، ثانياً اين نوع رفتارها در اكثر مواقع آسيبهايي را كه در پي دارد بيشتر، جامعهاي را درگير مسائل و مشكلاتي ميكند كه رفتارهاي سهلانگارانه در متن آن رخ ميدهد و ثالثاً بايد ديد چرا رفتارهاي سهلانگارانه در برخي جوامع يا مناطق نسبت به ساير جوامع يا مناطق بالاتر است؟ سؤال اين است كه اين نوع رفتارها بيشتر حالتي عمد دارند يا حالتي غير عمد يا شبه عمد؟ اينجا پاي ساختارهاي اجتماعي - فرهنگي به وسط ميآيد و اگر رفتارهاي سهلانگارانه حالتي عامدانه ندارد چه نوع مشكلات فرهنگي - اجتماعي در شكلگيري اين نوع رفتار دخيلاند؟ چه ساختارهاي فرهنگي - اجتماعي در شكلگيري رفتارهاي سهلانگاري از نوع عامدانه نقش بسزايي دارند؟
سهلانگاري و آشفتگي اجتماعي
يكي از مفاهيم جامعه شناختي در ارتباط با رفتارهاي سهلانگارانه و بدون حساب و كتاب، مفهوم آنومي يا آشفتگي اجتماعي يا ساختارهاي فرهنگي - اجتماعي آنوميك از نظر جامعهشناساني مانند رابرت كينگ مرتن است، چراكه از دل ساختارهاي اجتماعي - فرهنگي آنوميك يا آشفته رفتارهاي سهلانگارانه بيرون ميآيد.
اگر ساختارهاي آنوميك يا آشفته اجتماعي - فرهنگي را به شكل بسيار سادهتري تشريح كنيم، در اين صورت به نوع و شكل يا وضعيت روابط اجتماعي ميرسيم. در اينجا منظور از روابط اجتماعي نيز ارتباط و وابستگي بين انسانها و نوع جهتگيري رفتاري در بين آنهاست.
نقش ساختار روابط اجتماعي در رفتار سهلانگارانهاگر ساختار روابط اجتماعي به گونهاي باشد كه در آن مردم بين خودشان احساس الفت و همبستگي كنند و مقام يا سمت نزد آنان مهم نباشد و همه مورد احترام باشند، در اينصورت پيوند اجتماعي و نظم در روابط اجتماعي، بروز رفتارهاي سهلانگارانه را به حداقل ميرساند.
اگر ساخت روابط اجتماعي به گونهاي باشد كه افراد بالا دست احساس فخر كنند چون صاحب فلان وزارت يا فلان مقام هستند و افراد پايين دست نيز احساس حقارت و شكست كنند و در ظاهر بله قربان بگويند و به جاي الفت مردم در تقابل با هم به سر ببرند در اين شرايط روابط اجتماعي هر چه پيچيدهتر شود فردگرايي و جستوجوي نفع فردي، خودخواهي و ژست گرفتن جايگزين ايثار و فداكاري ميشود و رفتارهاي سهلانگارانه كه ناشي از مسئوليتگريزي است، گسترش يافته و جامعه را دچار آشفتگي يا بينظمي اجتماعي ميكند.
سهلانگاري ناشي از اختلال در ارضاي نيازها
اين پيچيدگي در روابط اجتماعي است كه ارضاي نيازها را دچار اختلال ميكند و نارضايتي اجتماعي را شكل ميدهد و در نتيجه اين ناكامي، رفتاري به اصطلاح سهلانگارانه و شكل عمد به خود ميگيرد. مانند نحوه رانندگي در خيابانهاي شلوغ و بينظم تهران يا ترافيك پيچيده كه در ظاهر ماشينها هستند كه اينچنين بينظم و كج و معوج ايستادهاند، اما غافل از اينكه در پشت فرمان ماشينها اين ما هستيم كه با رفتارهاي غلط خودمان چهرهاي از جامعه و شهري بينظم يا آنوميك ساختهايم.
بياحتياطي يا سهلانگاري كه ناشي از پيچيدگي در روابط اجتماعي است، همانطور كه مطرح شد باعث اختلال در ارضاي نيازها ميشود و در نتيجه از بعد فردي مسائلي نظير عجله، تصادف و دعوا پيش ميآيد كه هم براي خانواده و هم براي جامعه هزينههاي زيادي را از بعد نرمافزاري و سختافزاري در پي دارد. از بعد نرمافزاري نيز اعتماد اجتماعي دچار خدشه ميشود. به عنوان مثال اخيراً برخورد دو قطار و كشته شدن تعداد زيادي از هموطنان عزيزمان در اين شرايط، كاهش اعتماد نسبت به دستاندركاران دولتي و... را در پي داشت و از نظر سخت افزاري نيز براي شركت مسافربري قطار بين شهري از بين رفتن دو قطار را در حادثه اخير موجب شد.
سري كه درد نميكند... در بعد فرهنگي نيز يك ضربالمثل عاميانه وجود دارد كه متأسفانه سهلانگاري و بياحتياطي را تقويت ميكند. در اين ضربالمثل ميگويند:«سري را كه درد نميكند دستمال نميبندند.» چند نكته در اين ضربالمثل هست كه نشانگر بيتدبيري و عدم عاقبتانديشي ماست. از كسي كه اين حرف را ميزند بايد پرسيد: پس بايد منتظر شويم سرمان درد كند بعد دستمال ببنديم؟!
از اين نوع ضربالمثلها پيداست كه متأسفانه سهلانگاري و بياحتياطي در جامعه به بعدي از فرهنگ و سبك زندگي ما تبديل شده و نوع نگاه ما به آينده، خيلي وقتها وقتي ميگويي براي دو سال آينده فلان كار را انجام ميدهم ميگويند تا دو سال آينده كو آدم زنده؟
وقتي نسبت به گذشته حرف ميزني ميگويند يادش بخير! به گونهاي براي ما آنچه در گذشته است پويا و آنچه در آينده است ايستاست.
اين نوع نگرش نسبت به آينده نيز متأسفانه در جامعه نشانگر كوتاه بودن نگرش و ديد ما نسبت به آينده است كه سهلانگاري و بياحتياطي در رفتارهايمان را در پي دارد. مجموعه اين عوامل ما را در اصطلاح عاميانه سر به هوا كرده است.
در نتيجه يكي از مهمترين راهكارهاي مقابله با فرهنگ بياحتياطي و سهلانگاري در جامعه تقويت آيندهنگري، عاقبتانديشي و جامع نگري از طريق نهادهاي فرهنگساز مانند آموزش و پرورش و رسانههاي جمعي و گروههاي مدني است.
*كارشناس ارشد جامعهشناسي